محمدخان طاهری مطلب جالبی نوشته در مورد دایره بسته فقیر بودن. به نظر من مساله بسیار ساده است. اگر شما بخواهید درآمد خوبی داشته باشید یا باید دارای سرمایه انسانی باشید یا سرمایه فیزیکی. و الا یک کارگر ساده بی مهارت درآمدی بخور نمیر خواهد داشت و این مختص ایران نیست. حالا داستان اینه که چگونه فقرا میتونن از این دایره فقر بیرون بیان.
یک راه اینه که سعی کنن با کسب سرمایه انسانی از طریق آموزش به کارگرماهر مبدل بشن. شاید شما خیلی ها رو بشناسین که با کمترین امکانات تونستن برن دانشگاه و مهندس و جراح بشن. در ایران این امکان برای کسانی میسر است که بتونن وارد دانشگاه دولتی بشن. خیلی ها هم بعلت نداشتن استطاعت مالی از خیر قبولی دانشگاه آزاد میگذرند. (اینم مطلب جالب از حامد که در نبود بازار سرمایه کارا افراد فقیر هم از خیر قبولی دانشگاه آزاد میگذرند)
راه دیگه اینه که سرمایه یه جوری بدست فرد برسه و با آن بتونه کار کنه. مثلا جوان راننده ای را در نظر بگیرین که اگر پولی بهش قرض داده بشه وکامیونی براش تهیه بشه میتونه درآمد بهتری داشته باشه. یا مهندسی را در نظر بگیرین که توانایی ساخت ساختمان را داره ولی سرمایه برای شروع کار را نداره. کشاورزی را در نظر بگیرین که اگر بهش وام بدن وبره زمین و پمپ اب بخره میتونه درآمد بهتری داشته باشه و …
دایره بسته فقر در ایران بعلت ناکارا بودن بازار سرمایه آن است. اگر بازار سرمایه گسترده و ازادی داشتیم این امکان فراهم میشد که افراد توانا از دایره فقر بیان بیرون و همین انگیزه میشد برای مردم که تلاش بیشتری داشته باشند. در غیاب بازار سرمایه درست حسابی افراد دارای سرمایه دارای قدرت انحصاری میشن و صرفا بخاطر کم رقیب بودنشان در سرمایه بزرگ داشتن درامد بهتری کسب میکنند. خلاصه اینطوری پولدارها پولدار میمونن و فقیرها فقیر.
حالا چرا بازار سرمایه درست حسابی نداریم؟ جوابشو از حوزه بپرسین. به نظر من حوزه های علمیه که متولی های تفسیر فقهی ربا هستند هنوز حواب درستی به این مساله نداده اند. بعضی ها میگن بانکداری فعلی ربوی نیست بعضی ها هم میگن ربوی است. شاید اشکال اصلی از اقتصاد دانان ما باشه که این مساله را خوب مطرح نکرده اند. ازاحمد توکلی که اقتصادخونده مجلس است و پرکارترین آدم در مانع سازی برای بازار سرمایه بوده یا توتونچیان دانشگاه الزهرا که هنوز به ارزش زمانی پول اعتقاد نداره چه انتظاری میشه داشت؟