گویا صدا و سیما روز گذشته دفاعیه خسرو گلسرخی را پخش کرده که زمانی باعث شور و هیجان در میان مبارزین شده بوده. اینکه بنده خدا جانش را از دست میده خوب ناراحت کننده است ولی اگر به حرفهایش دقت کنیم متوجه میشویم که جوانان آن دوره چه ساده و کمی گیج تشریف داشتند. اگر دفاعیه را ندیدید اینجا ببینید. به نظر من تو حرفاش یک عوامفریبی بزرگی است که از عواطف مذهبی برای بیان ادعاهای واهیش استفاده میکنه. یکی ار فجایع فکری دهه پنجاه تولید فکری بوده که از ادغام مارکسیسم با اسلام حاصل شده که بخش زیادی از عقب ماندگی اقتصادی کشور در دهه های بعدی محصول تولید چنان فکری بوده است. دفاعیه گلسرخی نمونش و صحبتهای دکتر شریعتی شاهد دیگر. ابعاد سیاسی این مساله تا جایی پیش رفت که یکی از بزرگترین حزب های سیاسی قبل از انقلاب عملا مارکسیسم را در کنار ایده های مذهبی پذیرفت. البته کلا تفکر اقتصادی مارکسیستی گروههای دیگر را که خود را کاملا مبرا از مارکسیسم میدانستند تحت تاثیر اساسی قرار داد.
حالا سوال اینه که آیا تفکر اقتصادی در اسلام چیست؟ جواب این سوال را بهتر در اینجا پیدا کنید. ممدخان طاهری مصاحبه داشت با دکتر عیوض لو مدرس اقتصاد اسلامی در دانشگاه امام صادق. من گزیده ای از آن مصاحبه را اینجا آورده ام:
سوره نسا ميفرمايد: «ولاتؤتوا و السفهاء اموالكم، التي جعلا… لكم قياما» مفهوم آن به تعبير آيتا… طباطبايي اين است كه از مال، استفاده سفيهانه نكنيم استفاده عاقلانه داشته باشيم. مالي كه منشا قوام و برپايي و استحكام باشد. اين يك شرط اساسي است و در اسلام مطرح شده است كه چگونه از مال اعم از اينكه مالكيت خصوصي باشد يا دولتي، استفاده كنيم. هر كس كه مالك است بايد به گونهاي از مال استفاده كند كه استفاده عاقلانه باشد. در اينجا تخصص اقتصاد به كار ميآيد، يعني به گونهاي از اين مال استفاده كنيم كه باعث برپايي و رشد و نمو ثروت در جامعه شود. حضرت علي در ارتباط با بيتالمال ميفرمايد: «فاصله بين خطوط را كم كنيد، قلمهايتان را تيز كنيد و حرفهاي زيادي خود را حذف كرده و اصل صحبتهايتان را بگوييد» و سپس دليل انجام اين كار را ميفرمايد: «وان اموال المسلمين لاتحتمل الاضرار»: اموال مسلمين اضرارناپذير است، در واقع اگر از مال استفاده نادرست صورت گيرد، در جامعه ضرر توليد كردهايم، بنابراين اسلام، به بحث كارايي و استفاده صحيح از منابع پرداخته است.
در اسلام چه ديدگاهي در مورد ثروت وجود دارد؟
افراد ثروت داشته باشند و از ثروت خود به درستي استفاده كنند و آن را رشد دهند، مشكلي از ديدگاه اسلامي ندارد ولي ثروت پس از اينكه توليد شد، همانند تعبيري كه مرحوم شهيد مطهري داشتند بايد موزون در جامعه توزيع شود كه در اين زمينه هم اسلام دستوراتي دارد كه در توليد ثروت غير از اينكه ثروتها مال خودمان باشد، محدوديتي ايجاد نكرده است. مهم اين است كه هركس بايد در مال خود تصرف كند و مال خود را افزايش دهد تا منشا باطل نداشته باشد اما مقدار مال چندان اهميتي ندارد.
ديدگاه اسلام در مورد مالكيت به چه صورت است؟
در مورد مالكيت موردي كه مهم است، اين است كه حق باشد، منتها بايد اقتضاي آن را مورد توجه قرار داد. مواردي كه منابع عمومي تلقي ميشود و ما آنها را ايجاد نكردهايم، اين موارد متعلق به همه است، اما در مواردي كه فرد در مالكيت خود رشد ثروت دارد، افزايش ارزش افزوده متعلق به كسي است كه خود آن را ايجاد كرده است
توجه کنید که مفهوم مالکیت و تولید ثروت چگونه است و مالکیت احترام خاص خود را دارد و تولید ثروت یک ارزش است. همین دو مساله در تناقض جدی با مفهوم مالکیت در مارکسیسم است. کاشکی بجای اعدام کردن گلسرخی مجبورش میکردن دو تا کتاب اقتصاد بخونه و یک سفر تفریحی میفرستادنش شوروی و سیبری تا نتایج عملی مارکسیسم رو ببینه. شرط میبندم بعدش سیبیلها رو از ته میتراشید و میرفت سر زندگیش و بت نسل بعدیش نمیشد و شاید زودتر کتاب خانه دایی یوسف رو مینوشت (کتابی که یکی از فراری های چریکهای فدایی در مورد وضعیت اسفبار شوروی نوشت). گرفتاری اینجاست که در بین جوانان نسل فعلی تفکر مارکسیستی علاقه مندان جدی پیدا کرده +++