یکی از ابتکارات جالب زمان آقای خاتمی درست کردن حساب ذخیره ارزی بود. یادمه سال اول و دومی که آقای خاتمی سرکار آمده بود قیمت نفت شدیدا افت کرد و دولت با بحران روبرو شد. پاییز سال هفتاد و هفت بود که خزانه دولت داشت به انتها میرسید و عملا زمستان آن سال پولی برای دولت باقی نمیماند که حتی هزینه های جاریش را تامین کند. از زمان قبل از انقلاب ایران در شرکت کروپ سرمایه گذاری کرده بود که آن زمان نزدیک یک میلیارد دلار می ارزید. خلاصه رفتن سهام را گرو گذاشتن و از یک بانک آلمانی ششصد هفتصد میلونی وام گرفتن تا دولت بتونه ماههای آخر آن سال را به پایان برسونه. همون موقع داشتن بودجه سال بعد را تنظیم میکردن و جالب این بود که اکثریت مجلس به ریاست آقای ناطق در طیف دیگر سیاسی قرار داشت. ولی این اختلافات سیاسی باعث نشد که بودجه ای با حداکثر انضباط مالی طراحی نشه. خلاصه قیمت پایین نفت و واقع بینی دو طیف سیاسی همه را منضبط و دقیق کرده بود. ولی در سال بعد که قیمت نفت روند رو به رشدی داشت و برنامه ریزان آن موقع که تازه از بحران کاهش درآمد بسلامت گذشته بودند را بر آن داشت که به فکر ذخیره درآمد نفتی بیوفتن و اینطور شد که حساب ذخیره ارزی درست شد. ناگفته نمونه که مرحوم نوربخش و دکتر نیلی برای طراحی این صندوق زحمت زیادی کشیدن که انصافا کار سختی بود زیرا با داشتن دولت بوروکراتیک و بزرگ همیشه به سازمان برنامه و بانک مرکزی فشار میاد که دلارها هزینه بشه تحت عناوین مختلف. حتی بعضی از اطرافیان آقای خاتمی میگفتن حالا که دلار داریم باید ارز را ارزون کنیم که خوشبختانه نظرشون عملی نشد. یک هیات امنا هم برای صندوق درست شد که ریاستش هم سپردن به یکی از پاکترین و شریفترین کارشناسان سازمان برنامه یعنی آقای بایزید مردوخی . قرار هم این شد که از این حساب به بخش خصوصی وام بدن و حساب هم باعث خاطر جمعی دولت و نظام میشد که اگر بار دیگه قیمت نفت سقوط کنه مجبور نیستن از خارجیها وام بگیرن و میتونن روزهای سخت را با پول حساب ذخیره پشت سر بذارن.
یکی از اشتباهات دولت احمدی نژاد در چهارسال اخیر اهمیت ندادن به حساب ذخیره مزبور بود و مازاد درآمد نفتی به آن حساب هدایت نشد و هیات امنا آن حساب هم از کار کنار رفتند. این اشتباه بزرگ اقتصادی دولت بود که در مبارزات انتخاباتی هم از طرف رقبا اشاره چندانی به آن نشد. حالا در اخبار خواندم که در همایشی آقای غنیمی فرد که ریاست محفلی بنام خانه صنعت و معدن را دارد و همواره تلاشش این بوده که رانتی از دولت بکند چه از طریق تامین ارز ارزان یا وامهای بانکی کم بهره در حضور رییس جمهور اینگونه سخنرانی کرده است:
کشوري نبوده که بروم و احمدي نژاد را نشناسند. مي گويند بارک الله به او که اينقدر سفت و محکم مي ايستد. همين ايستادگي باعث شده مملکت ما را به چالش دعوت کنند. خيلي ها در داخل کشور سعي کردند احمدي نژاد را زمين بزنند اما نتوانستندکشوري نبوده که بروم و احمدي نژاد را نشناسند. مي گويند بارک الله به او که اينقدر سفت و محکم مي ايستد. همين ايستادگي باعث شده مملکت ما را به چالش دعوت کنند. خيلي ها در داخل کشور سعي کردند احمدي نژاد را زمين بزنند اما نتوانستند.و اما در مورد جوان گرايي دولت نهم. هي مي گويند محرابيان جوان است. شايد ايشان تجربه يک وزير 75 ساله را نداشته باشد ولي دارد تربيت مي شود براي آينده. من و امثال من بايد حالي مان باشد که جاي خود را به جوانان بدهيم. هي نگوييد بذرپاش جوان است
من به درست و نادرست بودن حرفهای این آقا کاری ندارم ولی آیا برای گرفتن وام یا کمک ارزی نباید توجیه اقتصادی طرحها مد نظر باشد نه حرفهای سیاسی ؟ این اقا که سابقه فشار بر سیستم بانکی برای گرفتن وام کم بهره (بخوانید انتقال ثروت از سپرده گذار بیچاره به این آقا) تحت لوای دادن شعارهای جذابی چون حمایت از صنعت را دارد نیتی جز کندن رانت از دولت ندارد. در پایان ,سخنرانیش بی نتیجه نیست چراکه رییس جمهور علیرغم نظر بانک مرکزی اینگونه نظرش را اعلام میکند:
خب، اجازه بدهيد از زبان رئيس کل بانک مرکزي بگويم. آقاي غنيمي فرد پيشنهاد دادند از حساب ذخيره ارزي مبلغي را به بخش توليد اختصاص دهيم. دو ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي را در اختيار بخش توليد قرار خواهيم داد.
جولای 10, 2009 در t 8:12 ق.ظ |
سلام
من فکر می کنم بخاطر گزارش خلاف واقع روزنامه اعتماد خیلی از این جو ها پیش آمده، خیلی از این حرف ها که پدر بزرگ اینجانب در سخنرانی آن روز گفتند حرف هایی است که قبلاً هم از طرف ایشان ابراز شده است. به شخصه تمجید ایشان از آقای احمدی نژاد را درست نمی دانم ولی سخنان شما را غیر منصفانه یافتم.
دادن وام کم بهره به تولید کننده ها از حساب ذخیره ارزی چیز جدیدی نیست و از زمان تشکیل این حساب زمان آقای خاتمی این تسهیلات به صورت وام های کم بهره در اختیار بخش خصوصی قرار می گرفت.
من چون در خانه صنعت و معدن نیستم و از مسائل درونی آن خبر ندارم نمی دانم چند تولید کننده را نمایندگی می کنند ولی آقای غنیمی فرد قرار نیست از دو میلیار دلار سود ببرد. در این حد می دانم که از زمان تشکیل این ان.جی.او، تولید کنندگان زیادی به عضویت آن درآمدند و این یک جریان سیاسی نیست بلکه تنها یک تشکیلات صنفی است که حرفشان هم غیر منطقی و رانت جویانه نیست می گویند بهره بانکی بالا یا باعث بالا رفتن هزینه تولید و بالا رفتن تورم خواهد شد یا اینکه با این سیاستهای دولت به ور شکستگی تولید کنندگان خصوصی می انجامد.
از طرف پویان:
شما از پدربزرگ سوال کنید که آیا دنبال وام ارزی با بهره متداول هستند؟ وی همیشه به سیستم بانکی فشار می آورد که وام با بهره پایین بگیرد که همان رانت است. گرفتاری هم اینه که این کارها را تحت لوای حمایت از تولید انجام میده. اگر تورم بیست درصده چرا پدربزرگ شما دنبال وام یک رقمیه؟ ضمنا از ایشان بپرسید که اگر نفت بشکه ای ده دلار بود و دولت وضع مالیش مثل الان نبود آیا باز هم چنین سخنانی ایراد میکردند؟ و از اخراج آدمهای زحمتکشی مثل ترکان و نعمت زاده حمایت میکردند و از بذرپاش و دیگران حمایت میکردند؟
جولای 11, 2009 در t 12:48 ب.ظ |
خدمت شما عرض شود که من مثل شما اقتصاد دان نیستم ولی آنچه از حرف ایشان فهمیدم این است که می گویند: نباید بهره را با تورم تنظیم کرد بلکه باید تورم را با بهره تنظیم کرد.
اگر حرفشان غلط است این موضوع را بحث کنید من هم استفاده می کنم. دلیلی ندارد من با ایشان هم نظر باشم همان طور که من به موسوی رای دادم و احتمالاً ایشان به آقای احمدی نژاد رای دادند.
درباره تمام حرف هایی که ایشان می زنند نمی توانم نظر دهم و در مقام دفاع از ایشان نیستم ولی شناختم را از ایشان پیش شما گفتم چون به نظرم از انصاف خارج شده اید یا اینکه در شرایط کنونی احساسی انسانها را تحلیل می کنید.
از طرف پویان:
در مورد رابطه نرخ بهره و اینکه نرخ بهره چیست در این وبلاگ کلی پست نوشتم که پیدا کن بخوان. بچه های دیگه هم نوشتن مثل حامد قدوسی. حرف ایشان هم بیربط است و دفعه اولشان نیست که میگن ایشان دنبال وام با بهره کم هستند. ایشان یک رانت خوار به معنای واقعی هستند. اینکه شما به کی رای دادی به خودت ربط داره. دفعه اول هم نیست به بابابزرگت گیر دادیم. وی یک نمونه از گروههای فشار برای دریافت رانت و چاپیدن سیستم بانکی است. حتی در کمال شیادی یا نادانی میگه که سیستم بانکی نباید سود آور باشه. از طرف من هم بهشان بگو برن دنبال یک شغل شرافتمندانه دیگه.
جولای 11, 2009 در t 8:48 ب.ظ |
چرا لحن آقاي غنيمي فرد در سخنراني تملق گونه است؟
اگر آن چيزي که مد نظرشان است تنظيم تورم با بهره، يا هر ايده ديگر اقتصادي ست، چه دليلي دارد با اين لحن صحبت کنند؟
اقتصادي بگويند و اقتصادي مشورت کنند، تبريک و تمجيدي هم اگر هست، بايد به وقت خودش گفته شود. نه در سخنراني رسمي اقتصادي.
عجيب است که جاي کارهاي دنيا عوض شده انگار.
الله اعلم.
از طرف پویان:
دنباله رانته براش هم فرق نمیکنه کی رییسه. هر کی جیبش پرپولتر باشه تملقشو میگه
جولای 12, 2009 در t 6:11 ق.ظ |
البته این بزرگداشت روز صنعت و معدن بود و سخنرانی رسمی اقتصادی نبود. بنابراین متن سخنرانی ها خودمانی تر از حالت معمول بودند.
من با ایشان صحبت زیاد کردم ولی به این باور رسیده اند که آقای احمدی نژاد «آدم صادقی» است! به نظر من اشتباه می کنند و باور درستی ندارند. ولی روزنامه اعتماد هم با کمی شیطنت پیازداغ آن را زیاد کرد تا بیشتر تملق به نظر برسد. توی روزنامه نوشته که ایشان رفته سمت احمدی نژاد تا دستش را ببوسد که دروغ محض است.
من فکر می کنم آقای غنیمی فرد آنچه باور داشتند را گفتند و هدف تملق گویی نبوده چون این حرف ها را قبلاً از زبانشان شنیده بودم.
از طرف پویان:
پدربزرگ شما دنباله رانته براش هم احمدی نژاد و محمدرضا شاه فرقی نمیکنه. هرکسی دیگه رییس دولت بود میرفت اون بالا و تملق میکرد. اعتماد هم دروغ نگفته. حرفهایی که پدربزرگت زده از دست بوسیدن هم بدتره. راه اصلاح اقتصادی کشور هم از توسعه سیستم بانکی میگذره. تا وقتی که سیستم بانکی خصوصی و آزاد نشه توسعه اقتصادی و کم شدن فقر افسانه است. پدربزرگ شما هم تمام کارش اینه که این اتفاق نیوفته تا بتونه از سپرده های مردم بیچاره سواستفاده کنه. امثال پدربزرگ شما نمونه کسی است که مانع توسعه اقتصادی و عامل فشار برای دریافت رانته و هرکسی هم که اینگونه رفتار کنه مفسد فی الارضه. شما که نوه عاقلش هستی نصیحتش کن بره دنباله یک کار شرافتمندانه یا بازنشسته کنه خودشو بره دنبال ماهیگیری.
جولای 14, 2009 در t 4:57 ق.ظ
از روشنگری شما بسیار ممنونم، این همه مدت من متوجه نشده بودم ایشان این قدر فاسد است. خدا را شکر که شما من را روشن کردید. فقط ای کاش مبانی اخلاق هم می آموختید بعد از آن به دفاع از مبانی اقتصادی می پرداختید.
از طرف پویان:
شما که نوه اخلاق گرا آقای رانت خور هستی برو این مبانی را به پدربزرگت چاپلوست یاد بده و بهش بگو برای چاپلوسی اینقدر عجله نکنه بذاره یه چندروزی بگذره بعد شروع به چاپلوسی کنه.
جولای 14, 2009 در t 9:40 ق.ظ |
http://eghtesadesabz.wordpress.com
از وبلاگ ما هم دیدن کنید
جولای 16, 2009 در t 6:12 ق.ظ |
یک سوال فنی:
وقتی دولت ما وام خارجی میگرفت این وام قاعدتا به ارز خارجی بود. پس قاعدتا برای قابل استفاده بودن این ارز، آن را به ریال تبدیل میکردند که باز هم قاعدتا این کار را با فروش آن ارزها به بانک مرکزی انجام میدادند (این را مطمین نیستم. یک قسمت سوالم هم همین است که دولت با این ارزها چه میکرد).
سوال من این است که دولت که آخرش داشت از بانک مرکزی ریال میگرفت. پس چرا مستقیما از بانک مرکزی استقراض نمیکرد و خودش بدهکار به خارج میکرد؟ انگیزهاش چه بود؟ چون از نظر اثر روی حجم پول که این دو اقدام تفاوتی ندارند و دولت باید قاعدتا دومی را ترجیح بدهد. آیا علتش قانونی بود که در یکی از برنامههای توسعه تصویب شده بود که دولت را از استقراض از بانک مرکزی منع میکرد؟
جولای 23, 2009 در t 7:05 ق.ظ |
سلام، ممنون از مطلبتون. از نگارشتون به اندازه بار محتوایی مطلب خوشم اومد
در خصوص نظر مردم کشورهای خارجی درباره ایران نظر شخصی من این است:
من فکر می کنم باید اقدامات دولت هارو به دودسته تقسیم کرد: اقداماتی که منبع یا محل اثرشون انگیزه های سیاسی داره، و دوم اقداماتی که صرفا تصمیم تعقل دولت و بر اساس استراتژی های دولت هستند.
نکته ای که در مورد نظر دولت آقای احمدی نژاد هست اینه که اقدامات نوع اولشون جنجالی و بحث برانگیز هست، همین باعث میشه آدم های مختلفی در دنیا با انگیزه هایی مختلف و اغلب بی ربط به اصول و عقاید خود آقای احمدی نژاد طرفدار ایشان باشند و از کارهای ایشان لذت ببرند! ولی این شجاعت های ایشان اغلب به هزینه مشقت مردم ایران در معاش عمومیشون انجام میشه (مثلا در اثر تحریم ها) و یا سرافکندگی سیاسی و پایین اومدن منزلت اجتماعی (مثلا رفتار کنسولی با اتباع ایرانی)
تصمیم دولت نهم دریاره صندوق ذخیره، نوع دوم تصمیمات بوده که متاسفانه …. بگذریم.
اگر مایل بودید با هم تبادل لینک داشته باشیم به وبلاگ من سری بزنید و نظرتون رو بفرمایید.
سپاس
آگوست 1, 2009 در t 11:19 ب.ظ |
[...] که این روزها خیلی پرانرژی به نظر میاد. نوه اش در پاسخ به پستی که چند هفته پیش درباره غنیمی فرد نوشته بودم در دفاع از [...]