مصاحبه با غنیمی فرد رو از دست ندید. خبرنگار روزنامه اعتماد با کسی مصاحبه کرده که این روزها خیلی پرانرژی به نظر میاد. نوه اش در پاسخ به پستی که چند هفته پیش درباره غنیمی فرد نوشته بودم در دفاع از پدربزرگ بود. بد نسیت این مصاحبه را بخواند. من فرازهای از حرفاش را که نشاندهنده نفهمیش از اقتصاد است را می آورم. مثلا ببینید چگونه با استفاده از سیستم دینامیکی توضیح میدهد که تزریق پول نفت به بهبود وضع تولید منجر میشود. بیماری هلندی و وضع فعلی صنعت نساجی و ورشکستگی بزرگترین مجموعه تولیدی کشور (ایران خودرو) هم کشک است:
ضع اقتصادي که خوب شود قيمت نفت در دنيا بالا مي رود. قيمت نفت که بالا رود پولش به اقتصاد کشورمان تزريق مي شود. دولت اين پول را در اختيار صنعت مي گذارد. صنعت با اين پول بدهي هاي معوقه اش را جبران مي کند. اين پول چرخ کارخانه ها را دوباره به راه مي اندازد. وضع کارگراني که پول نداشتند براي مادربزرگ شان چادر نماز بخرند خوب مي شود. روز مادر که مي شود 20 ميليون کارگر مي روند چادر نماز براي مادربزرگ شان مي خرند. هر چادر نماز به طور متوسط چهار متر پارچه نياز دارد.ميليون چادر يعني 80 ميليون متر پارچه مورد نياز است. پس بايد کارخانه هاي نساجي توليدشان را بيشتر کنند. توليد که زياد شود کارگران بيشتري نياز است، قدرت خريد بيشتري هم ايجاد مي شود. آرام آرام چرخ اقتصادي کشور به گردش مي افتد
یا چگونه به سیستم بانکی و نرخ بهره نگاه میکند:
کاهش بهره بانکي يکي از خواسته هاي بحق و مورد پافشاري من است. اصلاً مشکل تورم بالا در کشور همين نرخ بهره بانکي است. 24 درصد بهره يعني اينکه ماهانه بايد دو درصد همه چيز گران شود.
این آدم نفهم شده حالا تئوریسین.
آگوست 2, 2009 در t 1:08 ب.ظ |
سلام
من همین الان می خواستم یک چیزی بر علیه این مردک بنویسم. چند نکته مهمتر توی مصاحبه هست که به نظرم مردم باید بدونند:
1- طرف می گه : “داشتم دکترا مي خواندم که انقلاب شد به همين سبب مجبور شدم با مکاتبه دکترا بگيرم. در سه گرايش روانشناسي صنعتي، مديريت صنعتي و اقتصاد کشورهاي در حال توسعه دکترا دارم..” اولا این مسئله دکترای ایشون رو زیر سوال می بره. گمونم کاسه ای زیر نیم کاسه هستش. سه تا دکترای مکاتبه ای !…
2- کیفیت نظرات اقتصادی ایشون عین کیفیت شعر گفتنشونه. طرف یک بیشعور کامل هست.
3- این مردک به مظاهری گفته زنازاده! واقعا چقدر بی شعور این الاغ!
آگوست 3, 2009 در t 3:31 ب.ظ |
از تحلیل هات خوشم میاد ولی از اینکه بعضا شخصیت انسانها را ناک اوت می کنی نه. شخصیت انسانها با افکار و رفتارشان متفاوت است. خدا می گوید حتی به جسد انسان مرده هم بی احترامی نکنید چه رسد به شخصیت یک انسان زنده. در بین پست های خیلی خوبی که می نویسی متاسفانه چند مورد دیده ام که با شخصیت افراد درگیر شده ای و نه صرفا با افکار آنها. موفق باشی
آگوست 4, 2009 در t 12:42 ب.ظ |
من خیلی اقتصاد بلد نیسم و بعد از ماجراهای بحران مالی مسکن آمریکا و با لینک حامد قدوسی با بلاگتون آشنا شدم. هر از گاهی هم اینجا سر میزنم. استدلال این بنده خدا عوامانه هست ولی یه سوال دارم. شنیدم این بحث رکود اقتصادی تو دنیا بحث روانی ترس از خرید کردنه (در هر سطحی )که بعدش منجر به کاهش تولید میشه و رکود و خلاصه یه چرخه که خریدار نمی خره تولید کننده نمیتونه فروش کنه و کارگر مازادشو (در واقع همون خریدار )تعدیل می کنه و بیکاری و باز هم کاهش مصرف و قدرت خرید و …
ضمنا برداشتم از تزریق های مالی اوباما هم این بود که تولید کننده رو تا جلب اطمینان خریدار سرپا نگهداره. ممنون اگه توجیهم کنید و ضمنا باز هم میگم من تو اقتصاد یه عامیم. لطفا اگه خیلی پرت نوشتم عصبانی نشید!
از طرف پویان:
من از سوال اصلا عصبانی نمیشم. در مورد بحرانی مالی اخیر ریشه های بحران متعلق به گرفتاری سیستم بانکی در ارزیابی دارایی هاش بود که منجر به کاهش اعطای اعتبار گردید و همش آن چرخه ای که بهش اشاره کردی نیست. در مورد اثر گذاری سیاستهای مالی هم اکثر اقتصاددانان معتقدند که اثر افزاینده زیادی بر اقتصاد نداره. و بزرگترین اشکال سیاست مالی اینه که هزینه های دولت در زمینه ای مثل ساختمان سازی باعث میشه که بخش خصوصی از سرمایه گذاری در آن بخش فراری بشه و همین باعث کاهش سرمایه گذاری خصوصی و افت تولید میشه در آینده.
آگوست 9, 2009 در t 4:20 ق.ظ |
دوست عزیز سلام
من با محتوای نوشته شما و صحت و سقم آن کاری ندارم چرا که تخصص بنده نیست. اما یک موضوع را لازم دیدم متذکر شوم و آن اینکه متاسفانه در متن شما بسیاری قواعد و لوازم نگارشی رعایت نشده است.
چند مثال:
1-در پاراگراف اول سطر سوم عبارت “….نوشته بودم در دفاع از پدربزرگ بود.” بنظر میرسد جمله ناقص بوده و بخشی از آن اصولا جا افتاده است.
2-در همان جا “بد نیست” را “بد نسیت” نوشته اید.
3-در سطر چهارم بنظر میرسد بجای “فرازهایی” نوشته اید “فرازهای”
4-در همان سطر عبارت “حرفاش” که فارسی محاوره ای است تناسبی با بقیه متن که فارسی رسمی است ندارد. عبارت “حرفهایش” صحیح بنظر میرسد. عبارات “بنظر میاد” و “رو” در سطور اول و دوم هم همینطور. نمیتوان متنی را بصورت ملغمه ای از فارسی رسمی و محاوره ای نوشت.
5-در شروع پاراگراف دوم “وضع” را “ضع” نوشته اید که احتمالا ناشی از کپی/پیست ناقص باشد. در سطر هشتم نیز در ابتدای جمله عدد 4 جا انداخته شده است.
—————————–
محتوای استدلال شما و قوت آن بحثی جداست و البته ادبیات بکار رفته نیز خود جای نقد متقابل دارد.
کاش کمی با آرامش و دقت بیشتر و به دور از عصبانیت و عجله، بصورت علمی اشتباهات مواضع و برداشتهای ایشان را جهت خوانندگانی نظیر من گوشزد نموده و تصحیح میکردید.
با احترام
از طرف پویان:
مرسی از کامنت. انتقاد شما وارده.
آگوست 9, 2009 در t 7:28 ق.ظ |
ممنون از جوابتون .ضمن اینکه من به واسطه رشته ام با بحث مسکن آشنام و اگر چه استدلالتون رو در حالت کلی برای اقتصاد بازار آزاد قبول می کنم ولی در مورد مسکن در تهران این طور نبوده، نیست و نمی دونم شاید هم نخواهد شد