آگوست 1, 2009 با pmashayekh
مصاحبه با غنیمی فرد رو از دست ندید. خبرنگار روزنامه اعتماد با کسی مصاحبه کرده که این روزها خیلی پرانرژی به نظر میاد. نوه اش در پاسخ به پستی که چند هفته پیش درباره غنیمی فرد نوشته بودم در دفاع از پدربزرگ بود. بد نسیت این مصاحبه را بخواند. من فرازهای از حرفاش را که نشاندهنده نفهمیش از اقتصاد است را می آورم. مثلا ببینید چگونه با استفاده از سیستم دینامیکی توضیح میدهد که تزریق پول نفت به بهبود وضع تولید منجر میشود. بیماری هلندی و وضع فعلی صنعت نساجی و ورشکستگی بزرگترین مجموعه تولیدی کشور (ایران خودرو) هم کشک است:
ضع اقتصادي که خوب شود قيمت نفت در دنيا بالا مي رود. قيمت نفت که بالا رود پولش به اقتصاد کشورمان تزريق مي شود. دولت اين پول را در اختيار صنعت مي گذارد. صنعت با اين پول بدهي هاي معوقه اش را جبران مي کند. اين پول چرخ کارخانه ها را دوباره به راه مي اندازد. وضع کارگراني که پول نداشتند براي مادربزرگ شان چادر نماز بخرند خوب مي شود. روز مادر که مي شود 20 ميليون کارگر مي روند چادر نماز براي مادربزرگ شان مي خرند. هر چادر نماز به طور متوسط چهار متر پارچه نياز دارد.ميليون چادر يعني 80 ميليون متر پارچه مورد نياز است. پس بايد کارخانه هاي نساجي توليدشان را بيشتر کنند. توليد که زياد شود کارگران بيشتري نياز است، قدرت خريد بيشتري هم ايجاد مي شود. آرام آرام چرخ اقتصادي کشور به گردش مي افتد
یا چگونه به سیستم بانکی و نرخ بهره نگاه میکند:
کاهش بهره بانکي يکي از خواسته هاي بحق و مورد پافشاري من است. اصلاً مشکل تورم بالا در کشور همين نرخ بهره بانکي است. 24 درصد بهره يعني اينکه ماهانه بايد دو درصد همه چيز گران شود.
این آدم نفهم شده حالا تئوریسین.
ارسال شده در Uncategorized | 5 Comments »
آگوست 1, 2009 با pmashayekh
چند سال پیش با علی دادپی در مورد تاریخ جنگ صحبت میکردیم. داستان هم از این قرار بود که علی آمده بود لوس آنجلس کتابی پیدا کرده بود درباره تاریخ چنگ ایران و عراق که البته بیشتر به نقش نیروی هوایی پرداخته بود ولی وقایع کلی جنگ را هم اشاره کرده بود. کتاب چاپ خارج از ایران بود و نویسندگان آن هم یکیشون ایرانی بود و دیگری فکر کنم اتریشی. کتاب جالبی بود. درباره چنگ ایران و عراق خیلی شنیده ایم ولی خیلی از نوشته ها متعلق به زمان جنگه و آن موقع هم بیشتر سعی شده پیروزیهاپررنگتر بشه. این مساله قابل فهمه ولی اشکال کار اینه خیلی ازمشکلات جنگ بازگو نشده و در نتیجه شرایط سخت و دشوار آن زمان برای خیلیها و نسل های بعدی روشن نیست. شاید صریحترین متن منتشر شده, کتاب “از آغاز تا پایان” باشه که توسط مرکز تحقیقات سپاه چاپ شده.
خلاصه با علی به این فکر افتادیم که وبلاگی راه بندازیم درباره جنگ ایران و عراق.خصوصا اینکه دو سه تا کتاب دیگه هم پیدا کرده بودیم. یکیش خاطرات فرمانده استخبارات عراق بود که سال 2003 به انگلیس پناهنده شده بود. قرار شد همه نوشته ها هم مستند باشه به منابع موجود. یک مجموعه ای از کتابهای منتشره در داخل و حارج از کشور. علی شروع کرد و یک پست نوشت و گرفتاری و تنبلی بنده باعث شد که ادامه ندیم. تنها پست این وبلاگ هم متعلق به عملیات مروارید بود که علی نوشته. شادروان تیمسار دادپی فرمانده اسکادرانهای نیروی هوایی در عملیات مروارید بودند که در چند ساعت نیروی دریایی عراق را از خلیج فارس محو کردند. یادشان گرامی باد.
ارسال شده در Uncategorized | 1 نظر »
جولای 30, 2009 با pmashayekh
یه وبلاگ اقتصادی هست که سرمقاله های اکونومیست را سریعا ترجمه میکنه و انصافا مترجم خوبی هم هست. این وبلاگ را اینجا ببینید.
یکی از سرمقاله های چند هفته پیش در مورد ارزیابی علم اقتصاد بود بعد از بحران اخیر. اکونومیست آن شماره دو مقاله اختصاصی هم در این زمینه داشت که فرصت نشد دربارش بنویسم. بعد از این بحران بحثهایی در مورد علم اقتصاد بوجود آمد که اکونومیست سعی کرده به این بحثها بپردازه. خلاصه داستان اینه که:
یک )حبابها کلی مصیبت درست میکنند و باعث میشن که نظریه کارایی بازار نقض بشه. شناخت این حبابها و چگونگی تشکیل آنها موضوع داغی شده (در مورد حبابها یکی دوسال پیش یه چیزی نوشته بودم). خصوصا که سیاستگذاران اقتصادی این روزها به فکر مقابله با تلاطم های بازار نفت افتادن که در پستهای قبلی اشاره کرده بودم. صادق هم داستان مفصلتر را اینجا نوشته. دیروز هم وال استریت ژورنال در اینباره نوشته بود.
دو) مساله قدرت نقد شوندگی(liquidity) دارایی ها هم از مباحثی است که در متون و بحث های اقتصادی بهش کمتر توجه شده و این بحران نشان داد که iliquidity دارایی ها میتونه چه گرفتاریهای ببار بیاره. کارشناسان فاینانس باید به این مقوله بیشتر دقت کنند وبسادگی فرض نکنن که دارایی ها liquid هستن و مدلهاشون را بر این فرض بسازن.
سه) مقررات زدایی چیزه خوبیه ولی نه در صنعت مالی و بانکداری! این اشتباهیه که آمریکایی ها بیشتر دچارش شدن. مقررات (deregulation) همواره در صنایع مختلف نتایج خوبی به همراه داشته ولی نه در صنعت مالی. نمونش هم کشور ایسلند که گویا اقای e.p (مثل کیهانی ها اسم مخفف مینوسم!) با توصیه هاش در مورد مقررات زدایی از صنعت مالی آنها را به خاک سیاه نشاند. مثال دیگه کشور کانادا که با مقررات سفت و محکمش سیستم بانکیش توی این بحران تکون نخورد.
خلاصه برعکس طرح روی جلد ژورنالیستی اکونومیست این بحران اصول اقتصاد را زیر سوال نبرد. در این بحران اقتصاددان نسبتا گمنامی مثل نوریل روبینی (که اصلیت مشهدی هم داره) تونست با اتکا به مدلهای اقتصادی هم این بحران را پیش بینی کنه و راه حلهای خوبی هم ارایه کنه. نوشتهایش را از دست ندین
ارسال شده در Uncategorized | 1 نظر »
جولای 25, 2009 با pmashayekh
در ایران مردان و زنان گمنامی هستند که بی ادعا زحمت میشکند و آبادانی کشور مدیون آنهاست. مرحوم تیمسار خلبان مهدی دادپی از جمله این مردان بزرگ بود که در زمان جنگ با فداکاری برای حفظ ایران جنگید و بعد از جنگ به چیزی غیر از سربلندی و آبادانی کشورش فکر نمیکرد. فرمانده خلبانهای در حال آموزش در آمریکا بعد از انقلاب برای بازگشت و خدمت به وطن لحظه ای درنگ نکرد و فرماندهی پایگاههای شکاری بوشهر و مهرآباد در زمان جنگ را بر عهده داشت. مرد بزرگی که همواره از همقطاران شهیدش یاد میکرد و بعد از جنگ و بعد از بازنشستگی از ارتش زندگی خود را وقف آموزش و کمک به تهیدستان کرد. با تمام کمبودها و تحریمها شرکتهای هواپیمایی ساها و کیش ایر و … را مدیریت کرد و به آموزش جوانان هم پرداخت و تمام عواید فعالیتهایش را هم به بنیاد خیریه ای میبخشید برای کمک به فقرا.متاسفانه روز گذشته در سانحه هواپیمایی مشهد مرحوم دادپی ازمیان ما رفت.
دوست خوبمان علی دادپی در سوگ از دست دادن پدر بزرگوارش نشسته. پدر بزرگواری که افتخار ایران و کشورش بود. آرزوی صبر میکنم برای علی و خانواده محترمش.
ارسال شده در Uncategorized | 2 Comments »
جولای 9, 2009 با pmashayekh
یکی از ابتکارات جالب زمان آقای خاتمی درست کردن حساب ذخیره ارزی بود. یادمه سال اول و دومی که آقای خاتمی سرکار آمده بود قیمت نفت شدیدا افت کرد و دولت با بحران روبرو شد. پاییز سال هفتاد و هفت بود که خزانه دولت داشت به انتها میرسید و عملا زمستان آن سال پولی برای دولت باقی نمیماند که حتی هزینه های جاریش را تامین کند. از زمان قبل از انقلاب ایران در شرکت کروپ سرمایه گذاری کرده بود که آن زمان نزدیک یک میلیارد دلار می ارزید. خلاصه رفتن سهام را گرو گذاشتن و از یک بانک آلمانی ششصد هفتصد میلونی وام گرفتن تا دولت بتونه ماههای آخر آن سال را به پایان برسونه. همون موقع داشتن بودجه سال بعد را تنظیم میکردن و جالب این بود که اکثریت مجلس به ریاست آقای ناطق در طیف دیگر سیاسی قرار داشت. ولی این اختلافات سیاسی باعث نشد که بودجه ای با حداکثر انضباط مالی طراحی نشه. خلاصه قیمت پایین نفت و واقع بینی دو طیف سیاسی همه را منضبط و دقیق کرده بود. ولی در سال بعد که قیمت نفت روند رو به رشدی داشت و برنامه ریزان آن موقع که تازه از بحران کاهش درآمد بسلامت گذشته بودند را بر آن داشت که به فکر ذخیره درآمد نفتی بیوفتن و اینطور شد که حساب ذخیره ارزی درست شد. ناگفته نمونه که مرحوم نوربخش و دکتر نیلی برای طراحی این صندوق زحمت زیادی کشیدن که انصافا کار سختی بود زیرا با داشتن دولت بوروکراتیک و بزرگ همیشه به سازمان برنامه و بانک مرکزی فشار میاد که دلارها هزینه بشه تحت عناوین مختلف. حتی بعضی از اطرافیان آقای خاتمی میگفتن حالا که دلار داریم باید ارز را ارزون کنیم که خوشبختانه نظرشون عملی نشد. یک هیات امنا هم برای صندوق درست شد که ریاستش هم سپردن به یکی از پاکترین و شریفترین کارشناسان سازمان برنامه یعنی آقای بایزید مردوخی . قرار هم این شد که از این حساب به بخش خصوصی وام بدن و حساب هم باعث خاطر جمعی دولت و نظام میشد که اگر بار دیگه قیمت نفت سقوط کنه مجبور نیستن از خارجیها وام بگیرن و میتونن روزهای سخت را با پول حساب ذخیره پشت سر بذارن.
یکی از اشتباهات دولت احمدی نژاد در چهارسال اخیر اهمیت ندادن به حساب ذخیره مزبور بود و مازاد درآمد نفتی به آن حساب هدایت نشد و هیات امنا آن حساب هم از کار کنار رفتند. این اشتباه بزرگ اقتصادی دولت بود که در مبارزات انتخاباتی هم از طرف رقبا اشاره چندانی به آن نشد. حالا در اخبار خواندم که در همایشی آقای غنیمی فرد که ریاست محفلی بنام خانه صنعت و معدن را دارد و همواره تلاشش این بوده که رانتی از دولت بکند چه از طریق تامین ارز ارزان یا وامهای بانکی کم بهره در حضور رییس جمهور اینگونه سخنرانی کرده است:
کشوري نبوده که بروم و احمدي نژاد را نشناسند. مي گويند بارک الله به او که اينقدر سفت و محکم مي ايستد. همين ايستادگي باعث شده مملکت ما را به چالش دعوت کنند. خيلي ها در داخل کشور سعي کردند احمدي نژاد را زمين بزنند اما نتوانستندکشوري نبوده که بروم و احمدي نژاد را نشناسند. مي گويند بارک الله به او که اينقدر سفت و محکم مي ايستد. همين ايستادگي باعث شده مملکت ما را به چالش دعوت کنند. خيلي ها در داخل کشور سعي کردند احمدي نژاد را زمين بزنند اما نتوانستند.و اما در مورد جوان گرايي دولت نهم. هي مي گويند محرابيان جوان است. شايد ايشان تجربه يک وزير 75 ساله را نداشته باشد ولي دارد تربيت مي شود براي آينده. من و امثال من بايد حالي مان باشد که جاي خود را به جوانان بدهيم. هي نگوييد بذرپاش جوان است
من به درست و نادرست بودن حرفهای این آقا کاری ندارم ولی آیا برای گرفتن وام یا کمک ارزی نباید توجیه اقتصادی طرحها مد نظر باشد نه حرفهای سیاسی ؟ این اقا که سابقه فشار بر سیستم بانکی برای گرفتن وام کم بهره (بخوانید انتقال ثروت از سپرده گذار بیچاره به این آقا) تحت لوای دادن شعارهای جذابی چون حمایت از صنعت را دارد نیتی جز کندن رانت از دولت ندارد. در پایان ,سخنرانیش بی نتیجه نیست چراکه رییس جمهور علیرغم نظر بانک مرکزی اینگونه نظرش را اعلام میکند:
خب، اجازه بدهيد از زبان رئيس کل بانک مرکزي بگويم. آقاي غنيمي فرد پيشنهاد دادند از حساب ذخيره ارزي مبلغي را به بخش توليد اختصاص دهيم. دو ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزي را در اختيار بخش توليد قرار خواهيم داد.
ارسال شده در Uncategorized | 9 Comments »
جولای 9, 2009 با pmashayekh
عنوان بالا از فرمایشات گهربار ریس خانه صنعت و معدن است. غنیمی فرد رانت خوری است که در پناه دریافت پول سپرده گذاران میتواند جیب خود و دوستانش را پر کند. حجت هم در مورد این فرد فرصت طلب نوشته بود. کارها و گفته های این آدم نمونه و مصداق گسترش فساد در زمین (مفسد فی الارض) است. لینک سخنانش هم این است:
http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1367426&Lang=P
ارسال شده در Uncategorized | 1 نظر »
جولای 8, 2009 با pmashayekh
این داستان وضع مقررات بر بازار نفت مثل اینکه این دفعه جدیه. بحث اینکه افزایش قیمت نفت به سبب حضور speculator ها بوده یا نه یکی دو سال گذشته خیلی داغ بوده. کروگمن اینجا میگه که برخلاف نظرات سال پیشش فکر میکنه speculator ها نقش اساسی در افزایش قیمت نفت داشته است. گوردون براون و سارکوزی هم یک بیانیه دادن برای کنترل بازار نفت. ورود سیاستمدارانی مثل این دوتا نشاندهنده اهمیت وضع مقررات در این بازار داره.این هم مقاله نیویورک تایمز امروز درباره نفت. رییس کمیسیون مشتقات بازار کالاها حالا افتاده دنبال وضع قوانینی که دست و پای سرمایه گذاران را برای ورود به این بازار ببنده. جالبه این آقا زمان کلینتون سمتی داشت که میتونست بازار مشتقات مالی را با وضع قوانینی کنترل کنه ولی این آقا همان زمان مخالف وضع چنین قوانینی بود. اگر آن قوانین وضع شده بود مانعی میشد برای بوجود آمدن بحران مالی. ولی حالا سخت دنبال کنترل بازار نفته.
ارسال شده در Uncategorized | 1 نظر »
جولای 8, 2009 با pmashayekh
این مقاله روز چهارشنبه وال استریت ژورناله در مورد بازار نفت و اینکه در اجلاس آتی سران هشت کشور صنعتی که در روزهای آینده در ایتالیا برگزار میشه میخوان مقررات جدید در بازار نفت اعمال کنند. یک سری از اقتصاددانان و سیاستمداران معتقدند که انگیزه های سوداگرانه بعضی از صندوقهای سرمایه گذاری باعث شده که نفت دارای نوسان شدیدی شده و قیمت آن افزایش زیادی پیدا کند و ادعا میکنن سال قبل سیصد میلیارد دلار سرمایه وارد این بازار شده بود. هج فاندها و قماربازان روی بازار نفت و کسانی که با خرید قراردادهای آتی نفت میخواستند از ضرر تنزل دلار بدور باشنداز بازیگران این بازار در یکی دوسال گذشته بودند. نمودار زیر سری زمانی مقدار مشتقات خریداری شده از نفت و قیمت نفت را نشان میدهد که گویا همبستگی بین آنها دیده میشه. خلاصه میخوان سعی کنن که از ورود شرط بندان به بازار جلوگیری کنند! حامد هم داشت در این زمینه مقاله ای مینوشت که نمیدونم به کجا رسید.

شاید این مطلب به نظر به وقایع اخیر ایران بیربط بیاد ولی فکر میکنم اتفاقهای سیاسی در ایران مستقیما با تحولات بازار نفت در ارتباطه. شاید در موردش نوشتم
ارسال شده در Uncategorized | 3 Comments »
ژوئن 22, 2009 با pmashayekh
در مورد قضیه Benford شاید بهترین جایی که آنرا توضیح داده اینجا باشه . خلاصه داستان اینه که رقم دوم از سمت چپ دارای توزیع Benford است. بزبان ساده این توزیع میگه که احتمال مشاهده عدد صفر در رقم دوم ازدست چپ بیشترینه و بعد رقم یک و دو و … نه. این توزیع هم یه فیزیکدانی به همین نام کشف کرده و دیده خیلی پدیده ها از این توزیع تبعیت میکنند. شاید فکر کنید احتمال این رقمها باید با هم برابر باشه ولی این فیزیکدان که هفتاد سال پیش ماشین حساب نبود و مجبور بود از جداول لگاریتمی استفاده کنه دیده بود که صفحاتی که با عدد یک شروع میشن بیشتر کهنه شدن تا ارقامی مثل هشت و نه. در مورد انتخابات اخیر ایران هم سه مقاله پیدا کردم که از این توزیع برای چک کردن آرا استفاده کردن :
1) اولین نوشته مربوط به آقای رسول رستگاری است که در اینجا چاپ شده و خیلی هم ساده این توزیع را توضیح داده. برای اینکه ببینید که توزیع آماری داده ها شبیه Benford است یا خیر از یک آماره استفاده کرده اند که آنرا هم در مقاله خود توضیح داده اند. ولی نتیجه گیری ایشان بسبب یک اشتباه محاسباتی ساده غلط از آب در آمده. ایشان نتیجه گیری کرده اند که آرای هیچکدام از کاندیداها از توزیع Benford تبعیت نمیکند. من خودم این آماره ها را حساب کردم و جوابهام فرق داشت و نشون نمیداد که داده ها از Benford تبعیت نمیکنند. ایشان در رقم مورد انتظار عدد دو اشتتباه محاسباتی کرده اند. ولی باید توچه داشت آمار استفاده شده به تفکیک 366 شهرستان بوده و در مقالات این رشته دیده شده که آرا جمع شده همواره دارای توزیع Benford هستند.
2) مقاله دیگری دیدم از یک محقق فرانسوی که گویا فیزیکدان هم هست که اینجا میتونید ببینید. ایشان آمده است از اولین رقم دست چپ استفاده کرده برای همخوانی با توزیع Benford و در نهایت نتیجه گیری کرده است که آمارها با توزیع مورد نظر جور در نمیاد. من چون خودم به آرا به تفکیک شهری دسترسی داشتم تونستم محاسباتش را انجام بدم.مقاله اش هم سریعا برای چاپ به یک ژورنال هم فرستاده! ولی اشکال این مقاله این است که از رقم اول استفاده کرده که معتبر نیست. در مورد آرا باید از رقم دوم استفاده کرد و در ادبیات این موضوع دیده شده که توزیع رقم اول انتخاب درستی برای توزیع Benford نمیباشد. رادیو دویچه وله فارسی هم دیدم به این مقاله استناد کرده و با فرانسوی مزبور مصاحبه ای هم داشته.
3) مقاله ای هم منتشر شده از از یک استاد آمار در دانشگاه میشیگان که میتونید مقالش را اینجا ببینید. این آقا از آمار به تفکیک شهرستان استفاده کرده و دیده که نمیشه فرض توزیع Benford را رد کنه ولی با دسترسی به آمار صندوقها (فکر کنم شانزده استان) این توزیع را چک کرده. دیده این آزمون برای آرای موسوی و احمدی نژاد رد نمیشه (یعنی توزیعش میشه گفت Benford است) ولی آرا کروبی و رضایی و دارای توزیع Benford نیست ودر نهایت میگه یا تقلب شده یا مردم بطور استراتژیک به این دو نفر رای ندادن (استراتژیکش را من نفهمیدم یعنی چی).
ارسال شده در Uncategorized | 14 Comments »
ژوئن 19, 2009 با pmashayekh
چند تا نوشته در مورد ارزیابی آمار انتخابات دیدم که در موردشون بزودی خواهم نوشت. وزارت کشور هم به درخواست محسن رضایی برای آمار صندوقها جواب منفی داد. اگر آمار صندوقها موجود میبود تست های آماری از قدرت بالاتری برخوردار میبودند. محض اطلاع حضراتی که به بنده ایمیل زده اند یا کامنت نوشته اند و بابت نوشته قبل بدوبیراه گفته اند. جالب هم اینجاست که رشته بیشترشون آمار و اقتصاده و زحمت بخودشون نمیدن حد اقل به کمک گوگل دنبال مطلبی در این زمینه باشند. بحث سلامت انتخابات مطلب جدیدی نیست و سالیان ساله که متخصصان آمار در این زمینه تحقیق کرده اند و مطلب نوشته اند. پس تا فردا شاید هم پس فردا
ارسال شده در Uncategorized | 4 Comments »