Archive for دسامبر 2006

بيماري هلندي در بازار مسكن!!

دسامبر 27, 2006

(بيماري هلندي در بازار مسكن) عنوان موضوع تحقیقاتی است که توسط دانشگاه علم و صنعت انجام شده و در دنیای اقتصاد چاپ شده. موضوعی کاملا اقتصادی که توسط دانشگاه مهندسی بررسی میشه و نتیجه این میشه که مساله رشد قیمت مسکن اسمش میشه بیماری هلندی. بعید میدونم نگارندگان آن گزارش میدونستن بیماری هلندی چیه. بیماری هلندی نتیجه غیر اقتصادی شدن بعضی صنایع داخلی بسبب تقویت پول ملی است. نتیجه فعلی گزارش هم اینه که عملكرد نادرست بنگاه‌هاي مسكن، يكپارچه نبودن آنها و نبود مكانيزمي در جهت كنترل آنها، عدم وجود مكانيزم‌هاي اصولي در تخصيص یارانه میشه دلیل گرانی مسکن.
منتظر خواندن مفصل گزارش هستم.

Advertisements

پول بهتر است یا انتخابات؟

دسامبر 19, 2006

توی این هیاهوی انتخابات کنفرانسی برگزار شد بعنوان بانکداری اسلامی. به نظرم مساله مورد بحث این کنفرانس مهمتر از نتیجه انتخاباته. لب کلام را رییس فعلی دانشگاه تهران اینگونه بیان میکند:

عميد زنجاني، رييس دانشگاه تهران، به عنوان يكي از ميزبانان اين همايش گفت: يكي از نقاط تاريك در اقتصاد اسلامي، مساله پول است و پيداكردن مفهوم پول در اقتصاد اسلامي، بسيار دشوار است.

خبر مفصل تر را اینجا بخوانید. اینطور که به نظر میاد اساتید حوزه در مورد مفهوم ‍پول و نرخ بهره دارای نظر واحد و ثابتی نیستند و مهم ترین بخش اقتصاد یعنی بازار پول و سرمایه دارد لنگ میزند. فعلا خیلی گرفتارم ولی سر فرصت یک جمعبندی از تشتت آرای حوزویان در این مقوله خواهم نوشت. نکته امیدوارکننده تلاش بعضی اساتید حوزه مثل اقای موسویان که آدم خوش فکری است در این رشته است. تا بعد.

سرمقاله اقای عباس موسوی در روزنامه سرمایه

دایره فقر نتیجه نبود بازار سرمایه

دسامبر 6, 2006

محمدخان طاهری مطلب جالبی نوشته در مورد دایره بسته فقیر بودن. به نظر من مساله بسیار ساده است. اگر شما بخواهید درآمد خوبی داشته باشید یا باید دارای سرمایه انسانی باشید یا سرمایه فیزیکی. و الا یک کارگر ساده بی مهارت درآمدی بخور نمیر خواهد داشت و این مختص ایران نیست. حالا داستان اینه که چگونه فقرا میتونن از این دایره فقر بیرون بیان.

یک راه اینه که سعی کنن با کسب سرمایه انسانی از طریق آموزش به کارگرماهر مبدل بشن. شاید شما خیلی ها رو بشناسین که با کمترین امکانات تونستن برن دانشگاه و مهندس و جراح بشن. در ایران این امکان برای کسانی میسر است که بتونن وارد دانشگاه دولتی بشن. خیلی ها هم بعلت نداشتن استطاعت مالی از خیر قبولی دانشگاه آزاد میگذرند. (اینم مطلب جالب از حامد که در نبود بازار سرمایه کارا افراد فقیر هم از خیر قبولی دانشگاه آزاد میگذرند)

راه دیگه اینه که سرمایه یه جوری بدست فرد برسه و با آن بتونه کار کنه. مثلا جوان راننده ای را در نظر بگیرین که اگر پولی بهش قرض داده بشه وکامیونی براش تهیه بشه میتونه درآمد بهتری داشته باشه. یا مهندسی را در نظر بگیرین که توانایی ساخت ساختمان را داره ولی سرمایه برای شروع کار را نداره. کشاورزی را در نظر بگیرین که اگر بهش وام بدن وبره زمین و پمپ اب بخره میتونه درآمد بهتری داشته باشه و …
دایره بسته فقر در ایران بعلت ناکارا بودن بازار سرمایه آن است. اگر بازار سرمایه گسترده و ازادی داشتیم این امکان فراهم میشد که افراد توانا از دایره فقر بیان بیرون و همین انگیزه میشد برای مردم که تلاش بیشتری داشته باشند. در غیاب بازار سرمایه درست حسابی افراد دارای سرمایه دارای قدرت انحصاری میشن و صرفا بخاطر کم رقیب بودنشان در سرمایه بزرگ داشتن درامد بهتری کسب میکنند. خلاصه اینطوری پولدارها پولدار میمونن و فقیرها فقیر.

حالا چرا بازار سرمایه درست حسابی نداریم؟ جوابشو از حوزه بپرسین. به نظر من حوزه های علمیه که متولی های تفسیر فقهی ربا هستند هنوز حواب درستی به این مساله نداده اند. بعضی ها میگن بانکداری فعلی ربوی نیست بعضی ها هم میگن ربوی است. شاید اشکال اصلی از اقتصاد دانان ما باشه که این مساله را خوب مطرح نکرده اند. ازاحمد توکلی که اقتصادخونده مجلس است و پرکارترین آدم در مانع سازی برای بازار سرمایه بوده یا توتونچیان دانشگاه الزهرا که هنوز به ارزش زمانی پول اعتقاد نداره چه انتظاری میشه داشت؟

حوزه و بازار مالی

دسامبر 4, 2006

مصاحبه محمد طاهری با مجید رضایی یکی از روحانیون حوزه را بخوانید. نکته جالب علاقه مندی حوزه به مسایل اقتصادی است. تا زمانیکه بازار پولی و مالی اصلاح نشود توسعه اقتصادی ایران افسانه است. تنها را این اصلاح هم از طریق نهاد حوزه امکان پذیر است.
بحث فقهی این مساله خارج از توانایی من و امثال من است ولی به نظر من اشکالات اساسی در فهم اقتصادی ابزارهای مالی در گفته های ایشان و همکارانشان به چشم میخورد. برای مثال در جایی در پاسخ به ماهیت اوراق مشارکت گفته اند:
( در اوراق قرضه اين‌گونه است كه دولت به خاطر اعمال سياست‌ مالي و پولي و یا کمبود نقدینگی، از مردم قرض مي‌گيرد...)
متاسفانه در ایران هنوز خیلی های فکر میکنند اوراق مشارکت همان اوراق قرضه است. در حالیکه بسبب قابلیت برگشت اصل پول در هر زمانی توسط بانک اوراق مشارکت کارکرد اوراق قرضه را ندارند. اوراق قرضه فقط در موعد سررسید باید تضمین باشند و قبل از آن در بازار معامله شوند. بدین ترتیب سود آن ثابت نخواهد بود که این امر میتواند به شبهه شرعی آن پایان دهد. اگر امکان انتشار اوراق قرضه در ایران فراهم شود انقلابی در اقتصاد ایران خواهد بود. چرا که شرکتهای دولتی بجای تحمیل هزینه های خود به دولت میتوانند از این راه تامین مالی شوند.
منتظر بخش دوم مصاحبه هستم. ای کاش میشد محمدخان طاهری امکان مناظره را با اقای رضایی با بنده را فراهم میکرد.

دموکراسی خوب یا بد؟(۲)

دسامبر 3, 2006

علی حیدری مطلبی در مورد دموکراسی نوشته و در جوابش هم علی سرزعیم پستی نوشته. بحث جالبی است. موضوع عنوان این پست و پست قبلی (خوبی یا بدی دموکراسی) است ولی منظور بررسی کارکرد دموکراسی است تحت شرایط مختلف است. کاری که علی حیدری دارد انجام میدهد. به نظر من بررسی علمی یعنی همین. کنار گذاشتن بحثهای احساسی و ارزشی و پرداختن به جوانب واقع گرایانه موضوع.
سوال اصلی این است که آیا برقراری یک شبه دموکراسی در جوامع مختلف به نتایج مشابهی منتهی میشود؟ و اگر نه نوع نتیجه آن به چه عواملی بستگی دارد؟ و آیا روند سیستم حاصل به پایداری دموکراسی منتج میشود یا نه؟ این سوال از آن جهت میتواند اهمیت داشته باشد که انرزی خیلی از فعالان سیاسی و اجتماعی صرف دفاع از دموکراسی میشود ولی از نتایج دموکراسی غافلند. البته این غفلت به آنها محدود نمیشود. غربیها نیز که بدنبال ایجاد دموکراسی در خاورمیانه هستند نیز شاید دیگر فهمیده باشند که دموکراسی در منطقه به روی کار آمدن حکومتهای لاییک مورد علاقه شان منجر نخواهد شد.

نتیجه دموکراسی به واقعیتهای هر جامعه بستگی دارد. اینکه باور عمومی چیست و شعارهای جذاب برای رای دهندگان چه خواهد بود. برای مثال در ایران اینکه اکثریت جامعه از همه طبقه ای به دولت بعنوان توزیع کننده ثروت نگاه میکند یک واقعیت است. نتیجه این باور به اقبال کسانی در انتخابات می انجامد که بیشتر وعده آوردن رفاه مجانی بدهند. ولی اگر عامه مردم عملی بودن ادعاها را مورد پرسش قرار دهند نتیجه انتخابات فرق خواهد کرد. بنظر من در دراز مدت عامه مردم به این مساله پی خواهند برد. بروی کار آمدن دولتهای عوامگرا پیش در آمد اقبال تکنوکراتها در آینده است البته اگر آنها به تحکیم مبانی فکری خود کوشا باشند. قدرت گرفتن بخش خصوصی و محدود شدن قدرت آزار رسانی دولت به فعالیتهای اقتصادی مردم شرط لازم توسعه اقتصادی است. این اصول نه تنها جایی در باور عامه ندارد که رهبران فکری جامعه هم با آن میانه خوبی ندارند. نتیجه دموکراسی هم در چنین جامعه ای با چنین باوری کاملا روشن است.

ایشالا اگر فرصت بود در اینباره بیشتر میخوانم و مینویسم. دارون آچمقلو (عجمزاده ) استاد MIT کتابی درباره این بحث داره. جالب اینه که دارون اهل ترکیه است ولی گویا اصلیت ایرانی و مسیحی دارد و ترکها هم میانه خوبی باهاش ندارند.