وقتی اقتصاد خوانده روضه خوان میشود

نقدينگي موجود در دست بخش‌خصوصي، افزايش خود سرانه در توليد و فعاليت اقتصادي و ايجاد ارزش افزوده در بخش، كه حجيم شدن خود را در متلاشي كردن توليد در اقتصاد ملي و تخريب باورهاي آينده‌نگر جوانان جوياي مسكن اين مرز و بوم، در نگرش به درآمدهاي كم ناشي از تلاش و قناعت و علم‌آموزي جست‌وجو مي‌كند.
باورهايي كه ادراك مي‌كنند در كنار لااقل 300هزار خانه مسكوني خالي در تهران، آرامش آنها در حسرت سرپناهي كه شب خود را در آغاز زندگي مشترك به صبح بياورند، به جهنم بي‌قراري استحاله مي‌گردد ولي بالاخره اين نقدينگي است كه حكم مي
‌راند

جملات بالا متعلق به کسی است که از بالا رفتن قیمت مسکن ناخشنود است و علت آنرا نقدینگی میداند. تا اینجای آن درست. دکتر حسن سبحانی که هم نماینده مجلس است هم استاد اقتصاد توضیح نمیدهد که چرا این نقدینگی سر از بازار مسکن در می آورد که باعث خالی بودن ۳۰۰ هزار خانه در تهران شده است. و روضه خوانی خود را در روزنامه دنیای اقتصاد اینگونه ادامه میدهد:
در اين فضاي غم‌انگيز حاكم بر بخش مسكن و اقتصاد آن، بكارگيري همه عناصر غير اقتصادي و همچنين اقتصادي موثر بر حل مساله ضروري است، از اخلاق و انصاف و حلال‌خواري گرفته تا سياست‌گذاري سيستمي اقتصادی

فشار تقاضا در بازار مسکن بعلت عدم کارایی بازار مالی است. اگر بانکها در تعیین سود بانکی آزاد بودند و اگر اوراق قرضه امکان انتشار داشت مردم دیوانه نبودند پولشان را بصورت آجر و تیر آهن سرمایه گذاری کنند. وقتی همین آقای سبحانی و رفیقشان احمد توکلی با کاهش دستوری نرخ بهره بزعم خود میخواستند باعث افزایش تولید در کشور شوند و سرمایه ها را بسوی تولید سوق دهند باید فکر اینحا را میکردند که تضعیف بازار سرمایه که یعنی رها شدن نقدینگی به سمت سکه و مسکن و … . حالا بجای روضه خوانی بد نیست یک نگاهی به عواقب سیاستهای پیشنهادی خودشان بندازند و ببینند که سهم ایشان از این گرفتاری چیست که با تشریح فضای غم انگیز مسکن مردم را به انصاف و اخلاق دعوت میکنند!!

محمدخان طاهری ! اینا چیه چاپ میکنی؟

Advertisements

یک پاسخ to “وقتی اقتصاد خوانده روضه خوان میشود”

  1. درویش Says:

    با سلام و عرض خسته نباشید.
    در ابتدا لازم می دانم از وبلاگ بسیار بسیار زیبای شما کمال تشکر را بجا آورد. امیدوارم این وبلاگ ها طوری گسترده شوند تا جنبش نرم افزاری انجام شود.
    اما هدف از نوشتن این مقال حس هم دردی با شما (آقای پویان عزیز) به عنوان یک دانشجوی رنج کشیده رشته اقتصاد می باشد. همان طور که عرض شد، دست شما درد نکند که هویت واقعی نویسنده این مقاله را افشا کردید. بنده مدت های مدیدی است که ایشان را می شناسم و می دانم که چرا ایشان می نویسد. ایشان حتی دو واحد هم مثل شما درس اقتصاد عمومی پاس نکرده تا بداند فرق تولید ناخالص عرضه ملی و ریسک مالی تحلیل پذیر سرمایه در چیست. به عنوان یک دانشجوی مهندسی که انصراف داده و به رشته اقتصاد پیوسته می توان عرض نمود که ایشان حتی از اصطلاح ساده راندمان مصرفی تولید بهینه انبار خبر ندارد.
    در انتها لازم می دانم که همه ما خود را نسبت به بیماری مکزیکی واکسینه نماییم تا اقتصاد ما دچار بحران هویت نشود. خیلی ممنون و سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: