ریشه های بحران در بازارهای مالی (۲)

در طول چند سال گذشته با توجه به سیاست کاهش نرخ بهره بانک مرکزی آمریکا و رکود در بازارهای مالی سرمایه گذاری در بازار مسکن بسیار جذاب و سودده شد. بانکهای مسکن در آمریکا برای بدست گرفتن سهم بیشتری از این بازار به متقاضیان وام مسکن کمتر از گذشته سخت گیری کردند و روند رو به رشد قیمت های مسکن مردم بیشتری را به این بازار کشاند که بعضیها از آن بعنوان حباب قیمتی در بازار مسکن یاد میکردند. بسیاری از وام گیرندگان نوعی از وام را انتخاب کردند بهره آن در طول سالهای اولیه (مثلا ۵سال اول) ثابت بوده و بعد از آن مطابق با نرخهای بهره روز نرخ بهره جدیدشان محاسبه میشد. معمولا متقاضیان این وامها کسانی بودند که میخواستند به هر ترتیبی شده سوار قطار قیمت رو به رشد مسکن شوند. ولی بدلیل کاهش قیمت مسکن و بالارفتن نرخهای بهره بسیاری از این دارندگان وام برای بازپرداخت وام که گاهی ارزش آن از قیمت خانه هم بیشتر میشد دچار مشکل شدند و چاره ای جز ورشکستگی نداشتند. آغاز سال جاری میلادی شروع این روند بود که صرفا محدود به وام گیرندگان کم اعتبار بود. ولی سه هفته پیش بزرگترین بانک مسکن آمریکا (بانک کانتری واید) با اعلام اینکه نرخ ورشکستگی میان وام گیرندگان با اعتبار بالا نرخ صعودی داشته کل بازار سهام را وارد بحران جدیدی کرد

بالا رفتن ریسک ورشکستگی که دامنه آن به وام گیرندگان با اعتبار هم رسیده بود باعث شد که اعتبار اوراق گروه الف ( مورد اشاره در پست قبلی) نیز زیر سوال بود چرا که دامنه ضرر ورشکستگی به دارندگان اوراق گروه الف نیز براحتی برسد. بانکها و شرکتهای مالی که با خریداری اوراق گروه الف دارایی مطمینی داشتند ناگهان با بالا رفتن ریسک دارایی خود روبرو گشتند. راه فرار از این ریسک نیز فروش این اوراق بود که با زیر سوال رفتن اعتبار بالای آنها خریداری هم برای دارایی که ریسک نامشخصی دارد پیدا نمیشد. از اینرو برای کم کردن ریسک اعتباری خودنیاز به تبدیل دارایی های خود به نقدینگی داشتند و شروع به فروش دارایی های دیگر از جمله سهام شرکتها و حتی قراردادهای نفتی کردند. بدین ترتیب شاخص تمام بازارها و قیمت نفت کاهش شدید پیدا کردند. از طرف دیگر با زیر سوال رفتن اعتبار ذخیره بانکها و نهادهای مالی که اوراق صندوق های وام مسکن را در پورتفولیو خود داشتند اعتبار آنها نیز زیر سوال رفت و این باعث شد که بانکها و نهادهای مالی کمتر راغب به اعطای وام به یکدیگر باشند. بدین ترتیب پدیده خشک شدن بازار اعتبار اتفاق افتاد که میتواند باعث کاهش نرخ وام دهی و به تبع آن کاهش سرمایه گذاری و مصرف شود که احتمال رکود اقتصادی را افزایش میدهد.

برای برون رفت از این بحران بانک مرکزی آمریکا با کاهش نرخ بهره ای که به سپرده قانونی بانکها میدهد دست بانکها را برای دادن اعتبار باز گذاشت. ولی دلیل اصلی این بحران کم اطلاعی بازار از ریسک وامهای ملکی است و حتی با گذشت چند هفته هنوز ریسک دقیق اوراق با پشتوانه وام ملکی برای بازار معلوم نیست و کماکان این اوراق در بازار خریداری ندارد. مسبب اصلی این بحران هم بانکهایی هستند که بدون توجه به ریسک ورشکستگی افراد به امید افزایش قیمت مسکن به افراد وام دادند. با توجه به وضع خوب بخشهای دیگر اقتصاد و ترس از تورم بعید است که بانک مرکزی امریکا علاقه ای به کاهش چشمگیر نرخ بهره داشته باشد و در نتیجه بازار چاره ای جز به تطبیق دادن خود به شرایط جدید که همان درک بهتر از ریسک اوراق با پشتوانه وام ملکی است ندارد.

(ادامه دارد)

Advertisements

یک پاسخ to “ریشه های بحران در بازارهای مالی (۲)”

  1. Ali Says:

    very good article

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: