Archive for اکتبر 2007

فرشاد مومنی و علم اقتصاد

اکتبر 16, 2007

امروز همزمان با اعلام اسامی برندگان جایزه نوبل روزنامه اعتماد مقاله ای از اقای فرشاد مومنی چاپ کرد در نکوهش جریان اصلی علم اقتصاد.
برندگان امسال جایزه نوبل بابت چند دهه تحقیق و توسعه مرزهای علم اقتصاد درحالی برنده جایزه توبل شدند که یافته های آنها در بسط نظریات اقتصاد نیوکلاسیک (جریان اصلی اقتصاد) سالها است که در مسایل کاربردی مورد استفاده قرار گرفته است. موضوع اصلی تحقیق برندگان امسال بررسی رفتار آحاد جامعه در حالت عدم تقارن اطلاعات است. کارفرمایی که اطلاع دقیقی توانایی های متقاضیان کار ندارد یا خانواده ای از میزان پایبندی خواستگاران دخترشان اطلاع ندارند یا سرمایه گذاری که از توانایی پیمانکاران یک پروزه اطلاع کافی ندارد  . همه اینها مثالهایی هستند از عدم اطلاعات کافی و طراحی مکانیسم یا  قراردادی که طرف با اطلاع بیشتر مجبور به اظهار اطلاعات خود شود از نکات مهم این مبحث است و برندگان امسال بابت تلاشهایشان در این زمینه موفق به دریافت جایزه نوبل شدند. یکی از معروفترین و کاربردی ترین مباحث این رشته نحوه طراحی حراجهاست. جایی که فروشنده از حداکثر بهایی که خریداران حاضرند بپردازند اطلاعی ندارد و سیستم حراج کمک میکند که خریداران تا جای ممکن این اطلاعات را اظهار کنند. در طول چند دهه گذشته پیشرفتهای علم اقتصاد باعث تبیین بهتر مسایل اقتصادی شده و به تبع آن سیاستهای اقتصادی بهینه تری طراحی و اجرا شده است و حتی بنگاههای خصوصی با یاری گرفتن از این یافته ها کارایی خود را بالا برده اند.

متاسفانه در کشور ما بعضی افراد که موقعیت استادی دانشکده های اقتصاد را دارند  به جای تدریس و تبیین آخرین یافته های علمی (چیزی که از یک استاد اقتصاد انتظار میرود)  دن کیشوت وار به علم اقتصاد حمله میکنند و دستاوردهای آنرا نادیده میگیرند. و با بیان ایراداتی به علم اقتصاد  چون «فروض غيرواقعي» و «غفلت از امور بسيار مهم» و «ناتواني در تبيين مسائل بسيار اساسي»  سعی دارند جایگاه علم اقتصاد را زیر سوال ببرند. ضمن اینکه توضیحی هم نمیدهند که منظور از امور مهم و مسایل بسیار اساسی چیست که همه دنیا و برندگان جوایز نوبل از أن غافلند.

.

آزادی علی فرحبخش

اکتبر 12, 2007

بعد از یک مدت تعطیلی خوبه وبلاگ  را با  این خبر شروع کنم. این علی فرحبخش رو خوب میشناسم. خیلی قدیما یار و غار بودیم. هر صفتی بهش میجسبده جز دزد و جاسوس. باهاش از نزدیک کار کرده بودم. اخلاق کردی داشت. بعضی وقتها تند بود ولی دزد و وطن فروش نبود.  پدرش هم از افراد نادر توی ایرانه. یک قاضی به معنای واقعی پاک و با شرف و وطن پرست که تقریبا همه خانواده اش در جنگ شهید شدند و فکر کنم سخت ترین دوران زندگیشان یک سال گذشته بود نه به این خاطر که پسرش زندان بود بلکه به علت چسباندن اتهام ناروای جاسوسی و خیانت به کشور به عضوی از خانواده اش.