فرشاد مومنی و علم اقتصاد

امروز همزمان با اعلام اسامی برندگان جایزه نوبل روزنامه اعتماد مقاله ای از اقای فرشاد مومنی چاپ کرد در نکوهش جریان اصلی علم اقتصاد.
برندگان امسال جایزه نوبل بابت چند دهه تحقیق و توسعه مرزهای علم اقتصاد درحالی برنده جایزه توبل شدند که یافته های آنها در بسط نظریات اقتصاد نیوکلاسیک (جریان اصلی اقتصاد) سالها است که در مسایل کاربردی مورد استفاده قرار گرفته است. موضوع اصلی تحقیق برندگان امسال بررسی رفتار آحاد جامعه در حالت عدم تقارن اطلاعات است. کارفرمایی که اطلاع دقیقی توانایی های متقاضیان کار ندارد یا خانواده ای از میزان پایبندی خواستگاران دخترشان اطلاع ندارند یا سرمایه گذاری که از توانایی پیمانکاران یک پروزه اطلاع کافی ندارد  . همه اینها مثالهایی هستند از عدم اطلاعات کافی و طراحی مکانیسم یا  قراردادی که طرف با اطلاع بیشتر مجبور به اظهار اطلاعات خود شود از نکات مهم این مبحث است و برندگان امسال بابت تلاشهایشان در این زمینه موفق به دریافت جایزه نوبل شدند. یکی از معروفترین و کاربردی ترین مباحث این رشته نحوه طراحی حراجهاست. جایی که فروشنده از حداکثر بهایی که خریداران حاضرند بپردازند اطلاعی ندارد و سیستم حراج کمک میکند که خریداران تا جای ممکن این اطلاعات را اظهار کنند. در طول چند دهه گذشته پیشرفتهای علم اقتصاد باعث تبیین بهتر مسایل اقتصادی شده و به تبع آن سیاستهای اقتصادی بهینه تری طراحی و اجرا شده است و حتی بنگاههای خصوصی با یاری گرفتن از این یافته ها کارایی خود را بالا برده اند.

متاسفانه در کشور ما بعضی افراد که موقعیت استادی دانشکده های اقتصاد را دارند  به جای تدریس و تبیین آخرین یافته های علمی (چیزی که از یک استاد اقتصاد انتظار میرود)  دن کیشوت وار به علم اقتصاد حمله میکنند و دستاوردهای آنرا نادیده میگیرند. و با بیان ایراداتی به علم اقتصاد  چون «فروض غيرواقعي» و «غفلت از امور بسيار مهم» و «ناتواني در تبيين مسائل بسيار اساسي»  سعی دارند جایگاه علم اقتصاد را زیر سوال ببرند. ضمن اینکه توضیحی هم نمیدهند که منظور از امور مهم و مسایل بسیار اساسی چیست که همه دنیا و برندگان جوایز نوبل از أن غافلند.

.

Advertisements

28 پاسخ to “فرشاد مومنی و علم اقتصاد”

  1. mrkhalili Says:

    بنده با نظرات آقای مومنی موافقم و ایشون رو بسیار قبول دارم/

  2. ميثم نوري Says:

    سلام آقاي مشايخ
    من فارغ التحصيل كارشناسي ارشد اقتصاد هستم و جز شاگردان دكتر مومني بودم و با نظر شما نسبت به ايشون موافقم. چند تا مقاله از شما در روزنامه ها خوانده بودم در وبلاگتان خواندم كه از دانشگاه كاليفرناي جنوبي فارغ التحصيل شديد.در كشور ما در حال حاضر به غير چند استاد خوب در اقتصاد وجود ندارد به غير از دكتر نيلي و سوري و به تازگي حتي در دانشگاههاي تهران تماما استادهاي جديد همه از كساني هستند كه در ايران درس خواندن در صورتي كه ما به استادهايي نياز داريم كه از دانشگاههاي خوب دنيا مدرك گرفته اند سابقا استادهايي مانند دكتر طبيبيان دكتر بهكيش و… بودند اوضاع اين نسل اين شده خدا به فرياد نسل هاي بعدي كه اقتصاد مي خوانند برسد. منظورم بيشتر آن است كه اينجا به وجود افرادي مثل شما نياز است مي خواستم بدانم شما قصد تدريس در ايران حتي مثلا براي يك ترم در سال را نداريد؟

  3. محمود Says:

    سلام آقا
    این آقای مومنی گونار میردال را که دو سال وزیر بوده نخست وزیر مطرح می کنه !!!!!!

  4. Pouyan Says:

    آقای خلیلی
    مرسی از کامنت. من هم مرید علی پروین هستم و ایشون رو بسیار قبول دارم.

    میثم خان
    مرسی از کامنت. من خیلی دوست دارم برگردم ایران. مومنی و امثالهم تیشه به ریشه علم اقتصاد میزنند و متاسفانه حرفای عوامانشون در ایران طرفدار داره.

    محمود خان
    مرسی از کامنت. در تمام حرفهای مومنی اثری از استدلال نمیبینید. فهم کمش از اقتصاد رو میخواد یه کوری پوشش بده.

  5. mrkhalili Says:

    شما که فرهیخته این چرا .
    مومنی، پروین ؟؟؟
    حداقل رو وب خودم بفرستین که بتونم جواب بدم نه این که اتفاقی دوباره به این کامنت برخورد کنم

  6. Mohammad Says:

    من هم با ایشون کلاس داشتم… در استفاده از کلمات و ربط دادن موارد نامربوط به هم مهارت داره…

  7. ecosnail Says:

    متاسفانه تب نهادگرايي در فضايي دانشگاهي ما در بعضي موارد به كلي گويي و هر دمبيل حرف زدن منجر شده.

  8. محمدرضا فرهادی پور Says:

    سلام
    آقا می شه در مورد حبابهای بازار مسکن و سیکل های تجاری مسکن یک مطلب طولانی و جدی برای من بفرستی. شدیدا مورد نیاز است

  9. با هم Says:

    خاک وطن رفت. چه خاکی بسر کنیم؟
    میانه بهت و ناباوریمان ترکمن چای تکرار شد. بی جنگ، اما به بهای پامال کردن خون نیکانمان رژیم پاره ای از ایران زمین رابه بیگانگان بخشید. شرافتمان را به بازی گرفتند.هستی مان را به یغما بردند.پنجه خون آلود روسیه را بر پیکره مان نشاندند. سیاست مدبرانه میرزا آقاسی تجلی فقاهتی یافته است و *برای ذره ای آب شورخلیج فارس و دریای مازندران،نباید کام شیرین روسیه ء دوست را تلخ کرد. حق پنجاه در صدی آبهای تحت البحری ایران را تنها با سیزده درصد تعویض کرداند!!! ساکت ننشینیم این معصیت سیاسیت. ایرانیان مام وطن را به رذالت بخشیده اند.چرا بی صدا غسل بر نعش وطن کنیم؟ به امضاء کنندگان اعتراضیه بپیوندید.
    پاینده ایران
    *تکثیر این اعلامیه و ظیفه ملی است. در انتشار آن و آگاهی رسانی عمومی کوشا باشید.
    برای امضا ئ بیانیه واعتراض و ارسال آن به سازمان ملل متحد و رسانه ها به سایت منافع ملی ایران مراجعه کنید

    http://miiran.wordpress.com/

  10. پویان مشایخ Says:

    جناب فرهادی خان!
    مگه اینجا نونوایی ؟ مقاله خشخاشی هم باشه؟ برای کجا میخوای؟

  11. محمدرضا فرهادی پور Says:

    آقای پویان خان
    ما که نگفتیم خودت بنویس. در ممالک متمدنه هستی گفنیم اگر دسترسی داری بفرست. چرا میزنی داداش؟

  12. Pouyan Says:

    مقاله زیاده ولی اگر برای روزنامه های ایران میحوای باید به جوری به زبان ساده باشه. بهترین مرجع اکونومیست این هفته است که چند مقاله اختصاصی در این زمینه دارد.

  13. م.سلطانی Says:

    من هم از شاگردان دکتر مومنی هستم ، به نظرم ایشون از نظر علمی تو سطح بالایی هستند و این عبارت خیلی بی انصافی و بی سوادی که بگیم : فرشاد مومنی وعلم!
    دکترمومنی،مرحوم دکتر عظیمی و … همه از اساتید خوب دانشگاه های ما بودن و هستن
    اختلاف نظر باعث رشد علم اقتصاد میشه ولی نه اینجوری که اگه حرفای کسی رو قبول نداشتیم بهش بگیم بی سواد !!!

  14. پویان مشایخ Says:

    آقای سلطانی
    متاسفانه حرفهای فرشاد مومنی و مرحوم عظیمی پایه علمی ندارند. نمونش همین سخنرانی که به آن اشاره کردم. و از انجاییکه که مقام تدریس در دانشکاههای اقتصاد را دارند باعث گمراهی دانشچویان اقتصاد میشوند.

  15. م.سلطانی Says:

    قابل توجه آقای مشایخ : شادروان دکتر حسین عظیمی پس از پايان تحصيلات دوره دبيرستان، در رشته اقتصاد دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد و فوق ليسانس خود را در رشته اقتصاد توسعه در همين دانشگاه با رتبة ممتاز پشت سر گذارد. ارتباط فرهنگي بين دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران و دانشگاه آكسفورد موجب شد تا ايشان بعنوان برترين دانشجو براي ادامه تحصيل در دانشگاه آكسفورد بورس شود. در ابتدا در دانشگاه آكسفورد دوره اي را طي نمود كه به نوعي دورة فوق ليسانس در تحقيق علوم اقتصادي ناميده مي شد كه اساساً به فلسفه اقتصاد و فلسفه علوم اجتماعي مي پرداخت. سپس در همان دانشگاه در رشته اقتصاد توسعه دوره دكتري را طي كرد. موضوع رساله دكتري ايشان رابطة رشد اقتصادي، توزيع درآمد و فقر در علم اقتصاد با تكيه بر مسائل ايران بود قبل از عزيمت به انگلستان و ادامه تحصيل، اولين دوره كارآموزي خود را در سال 1345 و 1346 در سازمان برنامه و بودجه سابق شروع كرد و اشتغال رسمي خود را در سال 1348 در موسسه توسعه و تحقيقات اقتصادي دانشگاه تهران آغاز نمود و حدود سه سال در اين موسسه مشغول به كار بود و همزمان با پايان دوره كارشناسي ارشد در سال 1349 اولين تدريس دانشگاهي خود را انجام داد . در سالهاي 1354 تا 1356 به اشتغال رسمي در موسسه برنامه ريزي ايران كه تحت پوشش دوگانه سازمان برنامه ايران و سازمان ملل متحد بود درآمد.

    مرحوم دكتر عظيمي پس از دريافت درجه دكتري و بازگشت به ايران تا سال 1368 در سازمان برنامه و بودجه در رده هاي كارشناسي، مشاور و معاونت دفتر، رئيس دفتر و عضويت در ستاد مركزي برنامه بودجه به فعاليت مشغول بود. پس از خروج از سازمان، به عنوان عضو هيات علمي و مدير گروه اقتصاد دوره دكتري دانشگاه آزاد اسلامي به امر تدريس و تحقيق پرداخت و همزمان در ساير دانشگاههاي كشور نيز به تربيت دانشجويان اشتغال داشت. وي در كنار فعاليت اصلي خود به عنوان مشاور در صنايع بزرگ كشور كار كرد. در سال 1381 همزمان با ادغام موسسه عالي پژوهش در برنامه ريزي و سازمان مديريت دولتي به عنوان اولين رئيس موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي كشور انتخاب شد و در مدت كوتاهي كه در اين موسسه بود منشاء خدمات علمي مهمي گرديد.

    دكتر حسين عظيمي همة ويژگيها و صفات يك معلم خوب را داشت. دانش سرشار، تسلّط و احاطه كافي بر مفاهيم و مباني دانش اقتصاد، تواضع و فروتني و مردم داري، آگاهي به مسائل اجتماعي، دغدغه و دلسوزي نسبت به سرنوشت كشور و مردم و تعهد علمي و اجتماعي از جملة اين ويژگيهاست.

    ايشان علاوه بر اينكه به روشهاي تحليل كمّي اقتصاد تسلط داشت، اقتصاد را به عنوان يك دانش پيچيدة اجتماعي خوب خوانده و خوب درك كرده بود بطوري كه در تحليلهاي نظري و كاربردي خود و حتي در تدريس نظريات به همة عوامل به واقع تاثيرگذار بر اقتصاد در همة حوزه هاي اجتماعي توجه داشت و آن را منظور مي كرد. لذا در هر موضوعي كه وارد مي شد آن موضوع را فراتر از يك يا چند رابطة سادة حسابداري يا تعادلي مي ديد و نكاتي ارايه مي كرد كه در تحليلهاي ديگر كمتر يافت مي شود. در هر موضوعي كه وارد مي شد حرفهاي علمي زيادي براي گفتن داشت.

    با این اوصاف بستگی داره که شما علم رو چی تعریف کنید!!!
    افکار و عقاید دکتر مومنی هم تا حد زیادی با عقاید دکتر عظیمی در یک راستا است.

  16. pmashayekh Says:

    جناب سلطانی

    نیازی به ارایه رزومه مرحوم عظیمی نمی باشد. عرض بنده اینه که تفکر ایشون و امثال ایشون مثل آقای مومنی نه تنها ربطی به علم اقتصاد نداره بلکه باعث تشویش اذهان مردم در مورد علم اقتصاد شده. نمونش جنابعالی که به جای اینکه از تفکرات ایشان با اسندلال دفاع کنید صرفا خود را مرید آنها میدانید مثل آقای خلیلی که در بالا کامنت گذاشته. کشوری از لحاظ اقتصادی پیشرفت نکرده مگر اینکه قشر اقتصاددان آن در جامعه به وظیفه خود عمل کرده و همانند ستونهایی تفکر اقتصادی جامعه را به سمت توسعه هدایت کرده باشد. شما به عنوان مرید امثال مومنی سوالی که در پاراگراف آخر نوشته ام را تشریف ببرید از وی بپرسید و از ایشان جواب بگیرید و بنده را در حریان بگذارید.

  17. م.ص Says:

    من از دانشجویان دانشگاه علامه هستم که استاد فرشاد مومنی یکی از بهترین استاد های ماست که سر کلاسش واقعا با جون و دل گوش می کنیم وقتی نظری یا انتقادی به مسئله ای خاص میشه که با مزاج شما سازگاری نداره بهتره ریشه ی علمی حدف های استادو ببینین نه اینکه جبهه بگیرین
    استاد یکی از معدود اقتصاد دانانی هستند که برای این کشور ما که حتی استاداش هیچ زحمتی به خودشون توی فکر کردن و خودشونو بدکردن نمی دند لازمه

  18. اٌستین Says:

    به نظرم حرف های شما غیر منطقیه… توجه داشته باشید، هیچ کس منکر دستاورد های علم اقتصاد نیست، من هم ندیدم دکتر مومنی چنین حرفی زده باشه.
    2. شما که خودتون دم از بحث علمی می زنید چرا به ایرادات وارده به مقاله دکتر مومنی رو اشاره نمی کنی؟

  19. لطفی:::::::::: Says:

    سلام به همه بچه های علامه
    واقعن از مومنی به جز نیشخندش سر کلاس و اینکه ما بیچاره های از همه جا بیخبر سر کلاسش با تحسین نگاش می کردیم و اون حظشو میبرد چی دیگه دیدید؟ مگه نه این که این آقا با حجت سه نقطه هنوز دکترا نگرفته به خاطر روابطشون میومدن سر کلاس درس می دادن مگه ما اون موقع چقدر از اقتصاد سر در میاوردیم ؟ ما تازه 22 یا کمتر داشتیم ؟ بعدن هم یه سری رو اساسی مرید خودشون کردن بهشون کار دادن و هنوز هم این جریان ادامه داره و همه اون بچه ها حالا داعیه نهادگرایی دارن و واقعن هیچی نمیفهمن استادشون هم هین آقاست لازم نیست بگم که دوران اصلاحات چقد استفاده های وحشتناکی کردن هنوز از دانشگاه درنیومده مدیرعامل شرکت های بزرگی شدن و اکثرشون چه ثروتی بهم نزدن (مریدهای این آقا) یکم چشاتونو باز کنید لطفن. این آقا هیچی سرش نمیشه جز ایجاد روابط کثیف

  20. لطفی:::::::::: Says:

    یادم رفت بگم که نهادگرایی چون توی ایران هنوز ناشناخته است و هنوز میشه دوموردش کلی گویی کرد خیلی برای افراد بیسواد محل خوبی که یه کتاب بازار یا نابازار رو بخونن و بعد هم خودشونو پشتش قایم کنن باور نکنید

  21. Reza Says:

    در یکی از سخنرانیهای دکتر بودم . توان تحلیل خوبی دارد . به لحاظ تجربیات عملیاتی او حدسهای خوبی میزنند و دارم سایر مقالات ایشان را بررسی و مطالعه میکنم . خوشحال میشم گرا بدهید .از نقد و نظر شما استقبال خواهم کرد. قربان شما – رضا

  22. س.خ Says:

    منم از شاگرداي دكتر مومني بودم.او اگرم حتي به فرض بيسواد باشه به بچه ها ياد ميده وطني باشن .توي گود بيان!تا معلوم بشه هركسي چند مرده حلاجه!و يادمون باشه بعضي از انگها هم نياز به اثبات داره وهم در غير اينصورت عذاب وجدان!

  23. ROOZWEB Says:

    سلام و وقت بخیر
    هر کسی را در عرصه ی علم باید از آثار او شناخت.
    دکتر مومنی را همین طور.
    اگر ایشان نسبت به نگرش های نئوکلاسیکی انتقاد دارند لااقل دو کتاب در این زمینه ارائه داده اند و بحث های تحلیلی وسیعی در این زمینه ارائه کرده اند.
    مقالات و سخنرانی های فراوان دیگری که عمدتا استدلالی بحث کرده اند.
    ایشان تا جایی این قلم دنبال کرده ام «نهادگرایی» به عنوان یک ابزار تحلیلی مطرح می کنند نه یک «ایدئولوژی».
    پیشنهاد می کنم سری به این سایت بزنید.
    http://www.ires.ir

  24. امیر Says:

    با سلام
    در خلاف جهت صحبت های شما عرض کنم که متاسفانه در این مملکت یاد گرفته ایم هموراه به دنبال اکستریم ها برویم .
    چندی است که بسیاری از دوستان مهندس اقتصاد خوانده حمله ور شده اند به هر چه که غیر ریاضی است در اقتصاد . با هر جریانی غیر از جریان نئو کلاسیک با شاخ برخورد می کنند .
    نمونه اش هم بسیار !
    اگر نام این جریان اقتصادی جریان اصلی است به این معناست که جریانات دیگری نیز در «علم » اقتصاد وجود دارد .
    چگونه به خود اجازه می دهید هسته ی مقاوم این جریان را برابر با علم اقتصاد بدانید ؟
    آیا مطرح کردن جریانات دیگر حمله به علم اقتصاد است ؟

  25. حسن خادمي Says:

    آقاي مشايخ
    ايشان هيچگاه دن كيشوت وار به مسائل اقتصادي حمله نكردند و هميشه در كلاس تاكيد مي كردند كه نظرات ايشان مطلق نيست و همه نقد ها را پذيرا بودند.
    به نظر من شما هم اگر نقدي به ايشان داريد در حضورشان مطرح كنيد و فرصتي هم براي پاسخگويي به ايشان بدهيد.
    خود من منتقد به نظريات ايشان بودم اما به خاطر پايه هاي علمي قوي ايشان هيچگاه (والبته ضعف خودم)موفق به رد نظريات ايشان نشدم.
    ايشان هميشه با سعه صدر و استدلالات قوي پاسخ مي دهند.

  26. فرگل Says:

    به نظر میاد تا وقتی نظر دادن راجع به یک مقاله از استاد مطرح علم اقتصاد تحت تاثیر دشمنی دیرینه و با کینه از یک استاد باشد، از این وضعیت امروزمان نباید دلخور بود……

  27. مقتصد Says:

    اي كاش استادان و دانشجويان ما اقتصادان بودند نه اقتصاد خوان

  28. ا.ز Says:

    جای تأسف داره که عده ای هنوز به وجود یکجانبه گرایی و رد دیدگاه مخالف عقیده دارند
    دانشگاه علامه که بنده خود در آنجا لیسانس گرفتم از دانشگاه های خوبی(البته بود) هست که انواع دیدگاه از سوی اساتید دیده میشد هر چند بودند اساتید افراطی که معتقد بودند این عقیده مخالفشان نباید ابراز شود بنده خود بر سر کلاس دکتر مؤمنی حضور داشتم و با برخی از دیدگاه هایشان مخالفم ؛ ولی عده ای بخش نظرات را با محلی تهمت و توهین به افراد غایب اشتباه گرفته اند . عده ای که معتقدند هر نوع دید دیگر و روش دیگر تحلیل مسائل منسوخ است و باید از بین برود الا دیدگاه های شدیدا انتزاعیشان .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: