Archive for ژانویه 2008

کنفرانس اقتصاد

ژانویه 26, 2008

هفته اول زانویه در آمریکا کنفرانس اقتصاد برگزار میشه و اکثر اساتید اقتصاد در آنجا جمع میشوند. کنفرانس امسال در نیواورلیان برگزار شد. اگر میخواهید به عناوین مقالات ارایه شده کنفرانس نگاه بیاندازید به اینجا نگاه کنید.
از مهمترین وقایع جنبی این کنفرانس بازار نیروی کار آکادمیک برای فارغ التحصیلان اقتصاد است.دانشگاهها برای استخدام استاد از میان تازه فارغ التحصیلان دوره دکترا به این کنفرانس می آیند. از بچه های ایرانی روزبه سرش تو این بازار شلوغ بود و با بهترین دانشگاههای آمریکا مصاحبه داشت. امیدوارم که با راهیابی وی به دانشگاهی خوب راه برای پذیرش دانشجویان ایرانی در دانشگاههای تراز اول باز بشه و مزد زحمات چند ساله اش (البته نباید از نقش همسر صبورش هم غافل شد) رو بگیره.

از گرفتاری های دانشجویان ایرانی اقتصاد اینه که بدلیل عدم آشنایی دانشگاههای آمریکا (برخلاف مهندسی که بچه های شریف تو همه دانشکده های مهندسی سابقه خوبی درست کردن و این کمک کرده پذیرش گرفتن راحت باشه) و همینطور عدم وجود کمک های مالی (برخلاف قبل از انقلاب که دانشجویان اقتصاد میتوانستند با بهره گیری از کمک های دولتی براحتی وارد دانشکده های بالای اقتصاد بشن) راهیابی به داشگاههای اقتصاد سخت بوده که خوشبختانه برادران صالحی اصفهانی ( جواد و هادی) کمک بسیار بزرگی به راهیابی معدود دانشجویان ایرانی به دانشگاههای آمریکا کردند. روزبه هم موفق شد خودش رو به دانشگاه مینه سوتا برسونه که از دانشکده های تراز اول اقتصاد امریکاست.

در این کنفرانس علاوه بر دکتر جواد صالحی اصفهانی و دکتر هادی صالحی اصفهانی اساتید ایرانی زیر نیز حضور داشتند: دکتر مازیار میرحسینی ودکتر حسن حکیمیان ودکتر حسینی و دکتر سهراب بهداد و دکتر رضا شهیدزاده ماهانی و دکتر علی دادپی.

از نکات جالب دیگه حضور اساتید اقتصاد از کشورهای دیگر بود. در حالیکه تقریبا کل جماعت ایرانی کنفرانس به همان چند اسم بالا محدود میشد دانشگاههای خوب کشور همسایه ترکیه برای استخدام استاد به کنفرانس آمده بوده اند. دانشجویان ترک در تمام دانشگاههای خوب آمریکا مشغول به تحصیل هستند و توانسته اند کرسی های اقتصاد را در دانشگاههای خوب بدست بیارند که همین کمکی شده است که در چند سال اخیر سطح دانشکده های اقتصاد داخل ترکیه بالا برود بگونه ای که از میان فارغ التحصیلان ممتاز دانشگاههای آمریکا برای کشورشان استاد اقتصاد استخدام میکنند. توسعه اقتصادی ترکیه در چند سال اخیر و کنترل تورم چند رقمیشان بیشک مدیون بالا رفتن سطح علمی اقتصاد دانشگاههای ترکیه است که باعث شکل گرفتن نهادی قدرتمند در اقتصاد شده است.

حالا که این پست سفرنامه شد از همسفران بگم. موقع رفتن کنار پسر آمریکایی بودم که چند سالی روی یکی از ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس مشغول انجام خدمت سربازی بوده. از زیباییهای خلیج فارس میگفت و از حکومت های منطقه خبر داشت ولی وقتی از جنگ ایران و عراق گفتم پرسید مگه ایران و عراق باهم جنگ میکردن؟ خلاصه مطلع از اوضاع منطقه و بی خبر از جنگ ایران و عراق. اینقدر الکل هم خورد که مهماندارها گفتن بهش بسه و بهش الکل ندادن. بهنگام برگشت کنار پروفسور اینتریلیگیتور بودم. استاد اقتصادی که کتاب معروفش را در ایران میخواندیم. گفت دوست نزدیک شلینگ بوده و خودش هم از منتقدان جنگ عراق و سیاست خصمانه با ایران. سال گذشته در کنفرانسی در مورد جنگ عراق و مساله هسته ای ایران سخنرانی کرده که مقاله اش رو اینجا میتونید ببینید. اگر کسی حوصله ترجمه کردنش رو داشته باشه مطلب خوبی برای مطبوعات ایران خواهد بود. خیلی دوست داشت به ایران سفر کنه. اگر کسی فکر میکنه میشه یه جوری مثل شلینگ به ایران دعوتش کرد یه ندا بده. خلاصه این دو همسفر در هواپیما دو روی جامعه آمریکا بودند. پسر ساده و بی خیال و کمی هالو نماینده اکثریت آمریکا و استاد اقتصاد و ضد جنگ نمونه قشر تحصیل کرده و عاقل آمریکا.

گفتاری پیرامون نامه مشاور خانه صنعت

ژانویه 15, 2008

خواندن نوشته اقای محسن سیروس مشاور رییس خانه صنعت و معدن آدم را به این فکر وا میدارد که چه مهجور است این علم اقتصاد که نامبرده در کمال بی اطلاعی از مبانی این علم از عدم دستیابی (یا دستیابی کمتر از انتظار ایشان) به رانت نهفته در وامهای بانکی در معتبرترین روزنامه اقتصادی کشور داد سخن سر داده است. حداقل ارزش چاپ نامه ایشان پی بردن به نیات گروهی است که تحت عنوان حمایت از صنعت و تولید گروهی بنام خانه صنعت تشکیل داده اند و همواره همانند گروههایی که ایشان در مقاله خود مورد نکوهش قرار داده است بدنبال رانتهای وام بانکی بوده اند.

بارها در این وبلاگ و چند مقاله منتشر شده در روزنامه ها به این مساله اشاره کرده ام که ثابت نمودن نرخ بهره بانکها در مقداری کمتر از نرخ تعادلی ( نرخی که در صورت ازاد بودن بازار پول بدست می آمد و مطمینا از نرخ تورم بالاتر میبود) تقاضا برای وامها از حجم قابل عرضه توسط سیستم بانکی فزونی یافته و رانتی در وام مستتر میگردد که طبیعتا هر فرد سودجویی به دنبال أن خواهد رفت کمااینکه همواره خانه صنعت و معدن تحت لوای شعارهای دلنشین و شیرین حمایت از تولید از جمله گروههای فشاری بوده اند که خواستار کاهش نرخ بهره بانکی بوده اند.

غرض بنده از نوشتن این مقاله هم دفاع از دیگر از گروههایی که بیشتر از این رانت برخوردار شده اند نیست بلکه مذموم دانستن تخصیص منابع بانکی از طریق ثابت نگاه داشتن نرخ بهره است.

در مقاله خود اقای سیروس اینگونه نوشته اند:

كه دولت ايالات متحده، كشور ميلتون فريدمن، شيخ‌الشيوخ اقتصاددانان نوليبرال وطني به عنوان حاكم بر قوانين پولي و بانكي جهان و تعيين‌كننده بي چون و چراي استراتژي و راهبردهاي صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني، همان بانك و صندوقي كه به اصطلاح اقتصاددانان مذكور توصيه‌هاي آنها را با استدلال‌هاي شبه علمي مدام بر سر كاهش نرخ بهره مي‌كوبند، همواره به صورت دستوري و با استفاده از ابزار نرخ بهره سعي در كنترل تورم دارد و اصولا بهره را در جهت خنثي‌سازي تورم در اختيار خود قرار داده است و مدام در حال كنترل آن است.

جناب آقای سیروس اگر به ساده ترین کتاب اقتصاد کلان مراجعه کنند خواهند دید که سیاست کاهش نرخ بهره در آمریکا با سیاست کاهش نرخ بهره مورد نظر ایشان از زمین تا آسمان متفاوت است. در کشور آمریکا بازار پولی که ایشان آنرا بدلایل واهی مذموم میدانند کاملا توسط عرضه و تقاضا کنترل میشود و کاهش نرخ بهره هم از طریق مداخله عملی در این بازار میسر میشود. برای مثال اگر سیاست کاهش نرخ بهره بخواهد اعمال شود بانک مرکزی باید با خرید وسیع اوراق قرضه در بازار کاملا آزاد پولی نرخ بهره را کاهش دهد ( چرا نرخ بهره کاهش میابد؟ چون قیمت اوراق قرضه بالا رفته و بالطبع نرخ سود حاصل از آن کاهش میابد)و هیچ احدی این حق را ندارد که به بانکها دستور دهد که نرخ بهره از فردا چه باشد. متاسفانه این کج فهمی از سیاست کلاسیک کاهش نرخ بهره باعث شده است که امثال اقای سیروس کاهش دستوری نرخ بهره در ایران را ( که چیزی جز افزایش رانت وامها نیست ) مترادف با سیاستهای کاهش نرخ بهره در دنیا بگیرند.

اگر اقای سیروس دلسوز واقعی صنعت هستند باید با مطالعه یک کتاب مقدماتی اقتصاد به این مهم پی ببرند که آزادی بازار پول و تعیین نرخ بهره توسط عرضه و تقاضا  نه تنها به از بین رفتن فساد حاصل از رانت وامهای بانکی کمک میکند بلکه نقدینگی مورد نیاز بسهولت در اختیار صنعتگران کارامد قرار خواهد گرفت.

اولين كنفرانس اوراق بهادار رهني

ژانویه 13, 2008

خبر برگزاری این کنفرانس را اینجا خواندم. اما منظور از اوراق بهادار رهنی چیست؟

هنگامی که وام مسکن به خریدار منزلی اعطا میشود گیرنده وام متعهد میشود که در طول زمان مشخصی (مثلا سی سال) اصل و سود پول را به بانک بپردازد یا بعبارت دیگر بانک مالک اقساطی میشود که  قرض کننده وام در طول زمان خواهد پرداخت. بانک مسکن میتواند با انتشار برگه ای حق دریافت اقساط را به فرد دیگری واگذار نماید و در قبال آن مبلغی را دریافت نماید. منظور از اوراق بهادار رهنی هم همین برگه است. این معامله هم برای بانک سودمند است و هم برای خریدار آن برگه. خریدار برگه توانسته با پرداخت مبلغی سرمایه گذاری دراز مدتی انجام دهد و بانک نیز با فروش وام مسکن نقدینگی کسب میکند که آنرا میتواند برای اعطای وام دیگری به کارگیرد. برای کشور ما که امکان سرمایه گذاری کم ریسک وجود ندارد انتشار این اوراق میتواند در جذب نقدینگی سرگردان مفید باشد ولی شرط موفقیت این کار در ازاد گذشتن بازار برگه های بهادار رهنی است تا عرضه و تقاضا قیمت آن را تعیین نماید.

این بازار اولین بار در سال ۱۹۳۸ میلادی در آمریکا اغاز به کار کرد. رییس جمهور وقت آمریکا (فرانکلین روزولت) برای کمک به خانه دار شدن مردم بعد از رکود بزرگ دستور داد که سازمان دولتی ایجاد شود که وامهای مسکن را از بانکها خریداری نموده و آنها را به سرمایه گذاران بفروشد. چندی بعد آن سازمان دولتی خصوصی شد و بازار اوراق رهنی گسترش پیدا کرد بگونه ای که در سال ۲۰۰۶ حجم این اوراق به ۷ تریلون دلار رسید که بزرگترین سهم را در بازار پولی دارا شد. سهولت فروش وامهای مسکن باعث بالا رفتن نقدینگی در دسترس بانکهای مسکن گردید و بسیاری از مردم توانستند صاحب خانه شوند.

برگزاری این کنفرانس و حضور مقامات مسول و افرادی از حوزه نشان از عزم جدی برای ایجاد این بازار دارد. امیدوارم با تشکیل این بازار راه برای انتشار اوراق قرضه و رفع شبهات شرعی آن باز شود.

پ.ن

اگر دوستانی از جزییات بیشتر این کنفرانس خبری دارند من را در جریان بگذارند.

جالب اینجاست که رکود اقتصاد امریکا که از چند ماه اخیر اغاز شده ریشه در بازار اوراق بهادار رهنی دارد. (باشد برای پست بعد اگر حس نوشتنش بود)