گفتاری پیرامون نامه مشاور خانه صنعت

خواندن نوشته اقای محسن سیروس مشاور رییس خانه صنعت و معدن آدم را به این فکر وا میدارد که چه مهجور است این علم اقتصاد که نامبرده در کمال بی اطلاعی از مبانی این علم از عدم دستیابی (یا دستیابی کمتر از انتظار ایشان) به رانت نهفته در وامهای بانکی در معتبرترین روزنامه اقتصادی کشور داد سخن سر داده است. حداقل ارزش چاپ نامه ایشان پی بردن به نیات گروهی است که تحت عنوان حمایت از صنعت و تولید گروهی بنام خانه صنعت تشکیل داده اند و همواره همانند گروههایی که ایشان در مقاله خود مورد نکوهش قرار داده است بدنبال رانتهای وام بانکی بوده اند.

بارها در این وبلاگ و چند مقاله منتشر شده در روزنامه ها به این مساله اشاره کرده ام که ثابت نمودن نرخ بهره بانکها در مقداری کمتر از نرخ تعادلی ( نرخی که در صورت ازاد بودن بازار پول بدست می آمد و مطمینا از نرخ تورم بالاتر میبود) تقاضا برای وامها از حجم قابل عرضه توسط سیستم بانکی فزونی یافته و رانتی در وام مستتر میگردد که طبیعتا هر فرد سودجویی به دنبال أن خواهد رفت کمااینکه همواره خانه صنعت و معدن تحت لوای شعارهای دلنشین و شیرین حمایت از تولید از جمله گروههای فشاری بوده اند که خواستار کاهش نرخ بهره بانکی بوده اند.

غرض بنده از نوشتن این مقاله هم دفاع از دیگر از گروههایی که بیشتر از این رانت برخوردار شده اند نیست بلکه مذموم دانستن تخصیص منابع بانکی از طریق ثابت نگاه داشتن نرخ بهره است.

در مقاله خود اقای سیروس اینگونه نوشته اند:

كه دولت ايالات متحده، كشور ميلتون فريدمن، شيخ‌الشيوخ اقتصاددانان نوليبرال وطني به عنوان حاكم بر قوانين پولي و بانكي جهان و تعيين‌كننده بي چون و چراي استراتژي و راهبردهاي صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني، همان بانك و صندوقي كه به اصطلاح اقتصاددانان مذكور توصيه‌هاي آنها را با استدلال‌هاي شبه علمي مدام بر سر كاهش نرخ بهره مي‌كوبند، همواره به صورت دستوري و با استفاده از ابزار نرخ بهره سعي در كنترل تورم دارد و اصولا بهره را در جهت خنثي‌سازي تورم در اختيار خود قرار داده است و مدام در حال كنترل آن است.

جناب آقای سیروس اگر به ساده ترین کتاب اقتصاد کلان مراجعه کنند خواهند دید که سیاست کاهش نرخ بهره در آمریکا با سیاست کاهش نرخ بهره مورد نظر ایشان از زمین تا آسمان متفاوت است. در کشور آمریکا بازار پولی که ایشان آنرا بدلایل واهی مذموم میدانند کاملا توسط عرضه و تقاضا کنترل میشود و کاهش نرخ بهره هم از طریق مداخله عملی در این بازار میسر میشود. برای مثال اگر سیاست کاهش نرخ بهره بخواهد اعمال شود بانک مرکزی باید با خرید وسیع اوراق قرضه در بازار کاملا آزاد پولی نرخ بهره را کاهش دهد ( چرا نرخ بهره کاهش میابد؟ چون قیمت اوراق قرضه بالا رفته و بالطبع نرخ سود حاصل از آن کاهش میابد)و هیچ احدی این حق را ندارد که به بانکها دستور دهد که نرخ بهره از فردا چه باشد. متاسفانه این کج فهمی از سیاست کلاسیک کاهش نرخ بهره باعث شده است که امثال اقای سیروس کاهش دستوری نرخ بهره در ایران را ( که چیزی جز افزایش رانت وامها نیست ) مترادف با سیاستهای کاهش نرخ بهره در دنیا بگیرند.

اگر اقای سیروس دلسوز واقعی صنعت هستند باید با مطالعه یک کتاب مقدماتی اقتصاد به این مهم پی ببرند که آزادی بازار پول و تعیین نرخ بهره توسط عرضه و تقاضا  نه تنها به از بین رفتن فساد حاصل از رانت وامهای بانکی کمک میکند بلکه نقدینگی مورد نیاز بسهولت در اختیار صنعتگران کارامد قرار خواهد گرفت.

Advertisements

8 پاسخ to “گفتاری پیرامون نامه مشاور خانه صنعت”

  1. فرشاد Says:

    علاوه بر آن نحوه به کارگیری این سیاست ها در آمریکا کاملا متفاوت با آنچه ایشان در نظر دارد است. در صورت پیش بینی تورم، برای کنترل آن نرخ بهره را بالا می برند نه اینکه کاهش دهند.

  2. محمد Says:

    میدونیم که بازار پول در ایران آزاد نیست. اگه دولت ایران هم برای کاهش نرخ بهره در همین بازار به طریقی که گفتین وارد عمل میشد، باز هم این سیاست رو اشتباه میدونستین؟

    پویان:
    محمد خان مرسی از کامنت. نکته اینجاست بدلیل نبود اوراق قرضه بانک مرکزی در ایران قادر به اجرای سیاست پولی نمی باشد

  3. مهدي نصرتي Says:

    يك سوال مهم هميشه براي من مطرح بوده است. اينكه اگر كاهش و افزايش نرخ بهره در امريكا از طريق خريد و فروش اوراق قرضه و از طريق مكانيسم بازار صورت ميگيرد چطور بانك مركزي امريكا مي تواند دقيقا به ارقام مورد نظر دست پيدا كند؟ مثلا نرخ بهره را 0.75 يا 0.25كاهش دهد؟ من تصورم اين است كه اين كار تركيبي از مكانيسن بازار و بخشنامه هاي دستوري است. خيلي ممنون ميشوم اگر در اين باره نظر بدهي.

    پویان:
    مرسی مهدی خان از کامنت. تمام تغییرات در بازار اتفاق می افتد و بخشنامه با دخالت در بازار اجرایی میشود. در کامنت پایین روزبه به لینکی اشاره کرده و بخوبی توضیح داده.

  4. روزبه Says:

    با اجازه پویان
    مهدی نصرتی عزیز
    فدرال ریزرو نرخ بهره بازار رو تعیین نمیکنه. نرخ بهره‌ای که فدرال ریزرو تغییر میده نرخی‌ست که خودش از بانکها می‌گیره. در این مورد یه پستی قبلا نوشته بودم
    http://freechoice.blogfa.com/post-35.aspx

    پویان:

    مرسی روزبه از جواب و لینکی که اشاره کردی.
    فقط یک نکته: مکانیسم پنجره تنزیل (Discount Window) از طریق اعطای وام (از طرف بانک مرکزی)به بانکها اعمال میشود و نرخ مزبور کمی بیشتر از نرخ Fed Funds Rate است. Fed Funds Rate نرخ بهره بین بانکی است. یعنی بانکها بعلت دینامیک بودن حجم سپرده هایشان روزانه با کمبود یا مازاد سپرده نزد بانک مرکزی روبرو میشوند که با غرض دادن به یکدیگر بازار Fed Funds Rate را تشکیل میدهند. بانک مرکزی آمریکا برای اجرای سیاست پولی نرخ Fed Funds Rate را از طریق عملیات بازار باز ( روزبه در لینکی که داده آنرا کامل توضیح داده) تغییر میدهد و روزانه سعی میکند نرخ را در محدوده ای حول نرخ تعیین شده نگاه دارد. برای همین نرخ Fed Funds Rate روزانه حول مقدار تعیین شده کمی نوسان میکند و ثابت مطلق نیست. برخلاف آن نرخ Discount Window کمی بالاتر از Fed Funds Rate (حدود ۱ درصد) و ثابت است. و برای همین بانکها علاقه ای به قرض کردن از خود بانک مرکزی ندارندبه غیر از مواقع بحرانی مثل حملات ۱۱ سپتامبر که بانک مرکزی با کاهش Discount Window نقدینگی به بازار تزریق کرد.

  5. رضا Says:

    سلام . بحث قابل تاملی است بنده نیز در حال آماده کردن مقاله ای در این باب هستم که به زودی در وبلاگ … تا اوج http://www.rezaomidi.blogsky.com انتشار خواهم داد . ما باید به جایی برسیم که سیاست های اقتصادی کشورمان را بر اساس تئوریها و مدل های اثبات شده اقتصادی تحلیل کنیم. اگر منحنی تقاضای کل را مکان هندسی کلیه نقاطی بدانیم که در بازار کالا و خدمات و بازار پول در تعادلند is=lm و اگر is را ثلبت فرض کنیم و lm را بواسطه تغییر در قیمت جابجا نماییم طبیعی است تعادلهای بیشماری از حرکت lm به بالا و پایین روی منحنی is ایجاد می گردد که از اتصال این نقاط همان منحنی AD یعنی تقاضای کل البته منطبق بر is ایجاد می گردد بنابراین به وضوح درمی یابیم که قیمت = نرخ بهره است یعنی p و r بر هم منطبقند. و در واقع یک هویت اند. حال اگر از تعادل بازار کالا و خدمات و پول قیمت تعادلی تعیین شود و لیکن نرخ بهره به شکل دستوری و نه بازاری آن تعیین گردد ( یعنی نرخ بهره کمتر از نرخ تورم ) چه اتفاقی می افتد؟
    اگر روی محور عمودی نرخ بهره را کمتر از سطح قیمت ترسیم کنیم روی محور افقی چه اتفاقی می افتد؟ مقدار تعادلی تقاضا که از تعادل بازار کالا و خدمات و باز ار پول بدست می آید به هم می خورد و تقاضا در بازار کالا بزرگتر از تقاضا در بازار پول می شود . در این بین هر چند ممکن است بازار پول به طور مجزا در تعاد باشد و بازار کالا نیز به طور مجزا در تعادل باشد ولی این دو بازار با یکدیگر تعادلی برقرار نمی کنند. تفاوتی که بین روش دستوری کاهش نرخ بهره و روش بازاری وجود دارد این است که در روش دستوری با ثابت مانده منحنی تقاضا . منحنی is , lm نرخ بهره کاهش می یابد و لیکن در روش بازاری با انتقال منحنی lm یعنی به عبارت بهتر با افزایش عرضه پول از طریق مکانیسمهایی همچون خرید اوراق قرضه به یک تعادل دیگر و پایین تر قیمت و نرخ بهره می رسیم. فزونی تقاضا در بازار کالا نسبت به بازار پول سبب چه می شود؟
    ادامه بحث را در مقاله خود تشریح خواهم کرد.

    پویان:
    آفرین آقا رضا. فقط یه جوری توضیح بده که ما متوجه بشیم

  6. فرشيد Says:

    با سلام،
    تا آنجايي كه بنده اطلاع دارم نرخ بهره اي كه در آمريكا اعلام مي شود، در حقيقت نرخ بهره اي است كه خزانه داري (بانك مركزي) آمريكا تحت آن به 12 بانك بزرگ آن كشور (مثلا از جمله سيتي گروپ و بانك آو امريكا) وام مي دهد. اين بانكها خود بر حسب قانون عرضه و تقاضا و در يك بازار كاملاً رقابتي مقداري به عدد فوق (مثلاً چند دهم درصد) افزوده و آن را به مشتريان وام و نيز ساير 2000 بانك كوچكتر آمريكا وام مي دهند. به اين ترتيب بانك مركزي آمريكا فقط قيمت كالايي را كه مي فروشد بالا يا پايين مي برد. اين كالا هم چيزي جز پولي نيست كه به بانكها وام مي دهد و عملاً خبري از بخشنامه و دستور در كار نيست.
    و اما شما نويسنده محترم بهتر است خودتان را براي فهماندن اين مسائل به اين ملت خسته نكنيد. جهالت و ناداني در اين مملكت ابعاد عجيبي پيدا كرده و متأسفانه دامن تحصيلكرده ها را هم گرفته.

    آنان كه محيط فضل و آداب شدند
    ازجمع كمال شمع اصحاب شدند
    ره زين شب تاريك نبردند برون
    گفتند فسانه اي و در خواب شدند
    خيام

    پویان

    هدف بانک مرکزی همیشه Fed Funds Rate بوده است که نرخ بهره بین بانکی است. نرخی که بانک مرکزی وام میدهدDiscount Window است که کمی بالاتر از Fed Funds Rate میباشد و همانطور که اشاره کردم نرخش ثابت است.
    در مورد جهالت و نادانی شاید درست بگین ولی من خودم رو در زمینه شناخت از جامعه ایران بیشتر در جهالت و نادانی میدانم. ولی به هر حال به تکلیف عمل میکنیم و کاری به نتیجه نداریم. هرچند که بعضی وقت ها خسته و ناامید میشم.

  7. رانت طلبی در پوشش حمایت از تولید « خاکریز اقتصاد Says:

    […] که گویا برای بدست آوردن رانتهای شیرین عطش فراوان دارد اشاره کرده بودم. در شماره دوشنبه این آقا با مثال قرار دادن زاپن خواستار […]

  8. و باز هم نرخ بهره « خاکریز اقتصاد Says:

    […] نوشته ها مال محسن سیروس مشاور اتاق صنعت و معدن. قبلا در مورد این اقا نوشته بودم و تعجب کرده بودم که چطوری مهمترین روزنامه اقتصادی […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: