Archive for فوریه 2008

رانت طلبی در پوشش حمایت از تولید

فوریه 18, 2008

من نمیدونم توی هیات تحریریه روزنامه های ایران چه میگذرد. در پست قبلی به یک مقاله در روزنامه اعتماد اشاره کردم و در شماره روز گذشته دنیای اقتصاد مقاله ای از مشاور اتاق صنعت و معدن ( از گروههای فشار برای بدست آوردن رانت وام بانکی) دیدم که آدم حیران میماند که چگونه چنین چیزی در مهمترین روزنامه اقتصادی مملکت چاپ میشود. در پستهای قبلی هم به مقاله ای از این اقای مشاور که گویا برای بدست آوردن رانتهای شیرین عطش فراوان دارد اشاره کرده بودم.
در شماره دوشنبه این آقا با مثال قرار دادن زاپن خواستار این شده است که منابع بانکی با بهره صفر به صنعتگران داده شود و مردم هم تا میتوانند پس انداز کنند تا حجم این منابع بیشتر شود. در این روزها که درامد هنگفت نفتی باعث شده تا نرخ برابری ارزهای خارجی علیرغم تورم چندسال گذشته تغییر چندانی نکند و بالنتیجه واردات بصرفه شود (همان بیماری هلندی) و صنایع داخلی دچار مشکل شوند مشاور اتاق صنعت بجای آدرس دادن این مشکلات به فکر ارایه دلایل واهی برای توجیه کردن رانت طلبی خود است. اما تعجب در اینجاست که چرا مهمترین روزنامه اقتصادی کشور مقالات این آقا را که در تضاد اشکار با آموخته های اقتصاد است را چاپ میکند؟ به فرازهایی از این مقاله توجه کنید:

. اين همه در حالي است كه با ايجاد ساختاري هدفمند براي حمايت از توليد ملي و كمك به باروري آن با تامين مالي ارزان قيمت و به موقع صنعت و معدن و كشاورزي با تزريق منابع مالي ارزان به جامعه و اصولا از ميان برداشتن ارزش مصنوعي نابجايي كه در كشور ما به پول خام داده شده است

و در پایان حرف دلش را اینگونه میزند:

براي نيل به هدف باروري فرصت‌هاي بكر سازندگي كشور و بالندگي اقتصاد ملي چاره‌اي نداريم جز آن كه سرمايه‌هاي پولي كشور را از انحراف در مسير واردات گسترده و مصرف زدگي و تبليغ روزمره كالاي غيروطني خارج كرده و به سمتي هدايت كنيم كه به پشتوانه‌اي محكم براي توليد و سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌هاي كلان اقتصادي تبديل شوند. گام نخست براي تحقق اين مهم حذف ارزش دروغين ذاتي از پول خام است كه در پي آن بهره از معادلات اقتصاد ملي حذف خواهد شد. سپس بايد با برنامه‌اي مدون، هدفمند و بي‌نقص به حمايت از توليدات وطني پرداخته و با تزريق منابع پولي ارزان به جامعه و بخش‌هاي توليدي مختلف توسط بانك‌ها به بارورسازي اقتصاد كشور در سايه استفاده بهينه از سرمايه‌هاي بكر پولي و انساني جامعه كمك نموده و به آن سرعت دهيم كه گام نهادن در هر راهي جز اين بيراهه‌اي سهمگين و طاقت فرسا است

این اقا به کمتر از وامهای بی بهره راضی نیست. اوج عوامفریبی در استفاده از کلماتی چون حمایت از تولید و باروری اقتصاد و مصرف زدگی و امثالهم است که سعی میکنند نیات رانت طلبانه شان را با آنها پنهان کنند. اگر کسی به تولید و صنعت کشور علاقه مند است باید از ازادسازی بازار پول و به اهمیت و توسعه بانکداری خصوصی و اننقاد از سیاستهای ارزی تاکید بورزد نه اینکه از سفره رانت های مستتر در وامهای بانکی طلب لقمه ای بیشتر کند.

سخن آخر با روزنامه دنیای اقتصاد است که علیرغم انتقادات (آقای غلامرضا کیامهر جوابی به مقاله ایشان داده بود که چاپ هم شد) به مقاله ماه پیش همین اقا دوباره خزعبلات ایشان را چیزی جز انتشار نادانی در سطح جامعه نیست را چاپ کرده است. چاپ این مقالات اگر از روی کم دانشی باشد ارزش و جایگاه روزنامه را پایین می آورد و اگر این روند ادامه پیدا کند خوانندگان روزنامه بدنبال توجیه دیگری برای چاپ اینگونه مقالات که از رانتهای میلیاردی حمایت میکنند خواهند بود!

Advertisements

مردم؛ سبب گراني!!!

فوریه 3, 2008

این روزنامه اعتماد هم بعضی وقتها خزعبلاتی بنام اقتصاد بخورد مردم میدهد. این مقاله را که روز گذشته چاپ شده بخوانید که عنوانش هم هست : مردم سبب گرانی.
فکر کردم صفحه طنز روزنامه است ولی دیدم نه خیلی هم جدی است. آخر روزنامه ای که مدعی اصلاح طلبی است و انتظار میرود که مسایل و مشکلات مردم را بدرستی آدرس دهد این چه مقاله ای است که چاپ میکند؟ به فرازهایی از این مقاله توجه کنید:
اما مطلوب آن است که قيمت کالا و خدمات طي توافق طرفين تعيين شود و افزايش يا کاهش آن ضابطه مند بوده و دولت به عنوان قوه حاکم مانع خودسري افراد باشد؛ علي الخصوص توليدکنندگان و عرضه کنندگان مواد خوراکي به هيچ وجه و در هيچ شرايطي حق افزايش قيمت ها را نداشته باشند مگر در صورت تصويب و تاييد آن از سوي دولت.

در اين گونه موارد نقش مردم چه به عنوان عرضه کننده خدمت يا توليدکننده کالا يا به عنوان استفاده کننده از خدمت يا خريدار آن در افزايش قيمت ها غيرقابل انکار است. فروشنده يي که به بهانه افزايش قيمت بنزين و هزينه هاي حمل مبادرت به افزايش قيمت ها مي کند به اندازه همان خريداري که در مقابل اين افزايش سکوت مي کند مقصر است و عامل گراني تلقي خواهد شد

یا گردانندگان این روزنامه باید بابت چاپ این مقاله عذرخواهی کنند یا در دکان اصلاح طلبی خودشان را تخته کنند. آخر وقتی که هیات تحریریه روزنامه این اینقدر پرت و ساده لوح است که از ریشه های بزرگترین گرفتاری اقتصاد مردم یعنی تورم بی اطلاع است چه داعیه ای برای اصلاح و بهترکردن اوضاع مردم میتواند داشته باشد؟