مصایب حباب قیمتها

قیمت هر سهم یا کالایی به جریان درآمدهای حاصل از آن ربط داره. بزبان دیگر مردمی که عرضه و تقاضای برای یک سهم را تشکیل میدهند بر اساس باورهایشان از درآمد آن سهم قیمت یک سهم را مشخص میکنند. ولی بعضی وقتها همه فکر میکنند که قیمت سهم میره بالا و باعث میشوند که تقاضای آن سهم بالا بره و بالنتیجه قیمت سهم بالا بره. بالا رفتن همان و تقویت این باور که سهام بالا میره همان. در این موقع است که قیمت یک سهم یا یک دارایی میشه حباب. یعنی خیلی بیشتر از درامد مورد انتظارش ارزش پیدا میکنه و روزی که پایه های آن باور سست بشه قیمت سریع سقوط میکنه و بقول معروف حباب میترکه. در ده سال گذشته بزرگترین بلیه اقتصاد جهانی مربوط به تشکیل حباب بوده. اما اشکال حباب چیه؟ خوب قیمت یک سهم یا یک کالا یک سیگنال به سیستم اقتصادی میده و اگر این سیگنال غیرواقعی و ناپایدار باشه گرفتاری درست میکنه.

اولین حباب در ده سال گذشته در سهام شرکتهای اینترنتی شروع شد. از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ سهام هر شرکتی که به بازار می امد و پسوند دات کام داشت با هجوم مردم روبرو میشد و قیمتش میرفت به آسمون. همه به این امید بودند که هر چه زودتر توی این اسانسور قیمتی سوار شوند و پولدار شوند. خلاصه این بازار بالا میرفت که سال ۲۰۰۰ این حباب ترکید. برای نمونه شاخص شرکتهای های تک آلمان از ده هزار به پانصد سقوط کرد! یعنی شد یک بیستم! حالا اشکال این حباب چی بود؟ بالا رفتن قیمت شرکتهای های تک باعث شد که سرمایه زیادی از بخشهای دیگر وارد این بخش شود که اگر قیمتها حبابی نبود این اتقاق نمی افتاد و اثر دیگر بطور مصنوعی دارایی سهامداران چند برابر شده بود و رفتار مصرفی آنها تحت تاثیر قرار گرفته بود. رشد مصرف شده بود موتور محرک اقتصاد که با ترکیدن حباب این موتور از کار افتاد و اقتصاد رفت تو رکود.

ازسال ۲۰۰۱ برای راه انداختن اقتصاد آقای گرینسپن (رییس بانک مرکزی آمریکا) شروع کرد به اجرای سیاست کاهش نرخ بهره. با سقوط بازار سهام و کاهش نرخ بهره بازار مستغلات در آمریکا جان تازه ای گرفت و هجوم مردم به بازار مسکن آغاز شد و حباب مسکن شکل گرفت. بانکهای مسکن در آمریکا حتی تا صددرصد قیمت خانه وام میدادند و مردم هم میخریدند چون قیمتها بالا میرفت و بعد مدتی براحتی صاحب دارایی میشدند. اما این بازار یک وجه دیگر هم داشت و آن این بود که بانکهای مسکن وامهای اعطایی به مردم را در بازار خاصی به سرمایه گذاران میفروختند که پشتوانه آن وامها هم خانه هایی بود که ارزششان داشت بیشتر میشد و سرمایه گذارانی که وامها را از بانک خریده بودند از ریسک عدم پرداخت وامها واهمه ای نداشتند. خریداران این وامها هم بانکهای دیگر، صندوقهای بازنشستگی،… بودند که به خیال خودشان به دارایی های کم ریسکشان افزوده بودند. ولی این خواب خوش هم دیری نپایید چراکه این حباب مسکن هم ترکید (همچنان در حال ترکیدن است) و مردمی که خانه خریده بودند و ارزش خانه شان کمتر از کل وام مسکن شده بود از بازپرداخت وام شانه خالی کردند و بالا رفتن این عدم پرداختها باعث شد موسساتی که این وامها را بعنوان دارای کم ریسک خریده بودند با کاهش ارزش این وامها روبرو شوند. ارزش کل وامهای اعطایی بیشتر از ۱۲ تریلون دلار میشد و کاهش ارزش آنها که بصورت دارایی نزد موسسات مالی بود بالغ بر چهارصد میلیارد دلار میباشد. این کاهش ارزش دارایی بانکها باعث شد اعتبار موسسات بانکی کم شده و در نتیجه بازار اعتبارات دچار مشکل شود. بانکهای مسکن هم شرایط وام دادن را سخت تر کردند. سخت شدن گرفتن وام هم مثل شوک منفی به اقتصاد عمل کرد و اقتصاد آمریکا را در سراشیبی رکود قرار داده است.برای مقابله با رکود بانک مرکزی آمریکا در چند ماه گذشته سیاست کاهش نرخ بهره را در پی گرفته است. کاهش نرخ بهره هم باعث شده انگیزه برای داشتن دارایی به دلار کم شود و بالطبع ارزش دلار آمریکا کم شود.

اما بعد از ترکیدن حباب بازار مسکن آیا حباب دیگری در حال شکل گیری است؟ به نظرمیرسد که حبابی در طلا،نفت،آهن،گندم و کلا در بازار مواد اولیه شکل گرفته است. بسیاری از موسسات مالی به این بازار هجوم آورده اند و شاهد آن هم بالا رفتن عجیب تقاضا برای محققان و بازاریابان این کالاها در بازار نیویورک است. قیمت گندم ، نفت ، آهن ۵ برابر شده است. این افزایش قیمت که به احتمال زیاد حباب است (به نظر نمیرسد افزایش تقاضا از سوی کشورهای روبه رشدی مثل چین توضیح دهنده همه این جهش قیمتی باشد) باعث جذب سرمایه های زیادی به بخش تولید و استخراج آنها شده است. استخراج نفت آلاسکا و کانادا که بشکه ای ۲۴ دلار هزینه دارد اقتصادی شده و باعث هجوم نیروی کار به این مناطق شده است. از طرف دیگر این حباب ، فشار تورمی به کشورهای وارد کننده مواد خام وارد میکند. ترکیدن این حباب هم میتواند به از بین رفتن سرمایه گذاری در این بخشها منجر شود. ایران هم از قبل افزایش فیمت نفت به درآمد افسانه ای دست یافته است که متاسفانه هزینه کردن این درآمد باعث میشود که ساختار اقتصاد به جای تولید به واردات کالا تغییر ماهیت بدهد و در صورت ترکیدن حباب نفتی بازگشت به حالت قبل بسیار سخت میشود و از درآمد افسانه ای که ناخواسته باعث اعوجاج ساختار اقتصاد شده جز افسوس چیز دیگری باقی نمیگذارد.

Advertisements

10 پاسخ to “مصایب حباب قیمتها”

  1. نيما Says:

    ضمن اينكه اصل موضوع جالب و آموزنده است اما گفتم يك بار هم كه شده تنبلي را كنار بگذار و از اين شسته و رفته نويسي ات تشكر كنم. نمونه يك نوشته خوب و متين و منطثي براي خواننده غير حرفه اي. چه كسي مي گويد نمي شود براي روزنامه مطلب نوشت و پايبند به دقت علمي هم باقي ماند؟ اي كاش اين نوشته و مشابه هايش را در روزنامه هاي وطني منتشر كني.

  2. pmashayekh Says:

    مرسی نیماخان. من هم معتقدم آموخته های علم اقتصاد را به میان مردم عامه برد تا عقلانیت اقتصادی پشتوانه مردمی پیدا کند.

  3. محمدصادق الحسینی Says:

    خیلی خوب بود. مرسی
    یادم می آید در همین وبلاگ های انگلیسی اقتصادی در همان حدود سال 2001 بعضی ها به گرین اسپن هشدار دادند که برای رونق اقتصاد نرخ بهره را بصورت مصنوعی دستکاری نکند. اما آن روزها آقا خیلی خیالشان راحت بود… بعد هم که نرخ بهره را افزایش داد و این فجایع پیش آمد و دوباره نرخ بهره را کاهش داد…
    اصل: یکبار که اقتصاد را انگولک بکنی، این انگولک ها ناخودآگاه و تسلسل وار تا بینهایت تکرار می شود( قانون سوم هایک-میزس!)

    جواب پویان:

    مرسی صادق خان از کامنت. راستش گرفتاری اصلی بحران مسکن از طرف شرکت های رتبه بندی بود که وامهای مسکن را ارزیابی و رتبه بندی میکردند. یعنی آنها وامها را با ریسک ورشکستگی خیلی کم ارزیابی میکردند که سیگنال اشتباه به بازار میدادند و این باعث شده بود تقاضا برای سرمایه گذاری در وامهای مسکن زیاد بشه و قیمتشون نسبتا بالا باشه. این بالا بودن قیمت باعث شد که بانکهای مسکن با تمام توان وام در اختیار مردم بگذارند و بعد به جای نگهداری این وامها در پورتفولیوشون آنها را سریع در بازار به قیمت خوب بفروشند. یعنی مشکل اصلی در نبود اطلاعات درست در بازار بود.

  4. مهدي نصرتي Says:

    «…به نظرمیرسد که حبابی در طلا،نفت،آهن،گندم و کلا در بازار مواد اولیه شکل گرفته است…» وقتي قيمت همه كالاها باهم بالا بروند شايد بهتر باشد از واژه تورم به جاي حباب استفاده كنيم!!
    راستش من چند وقتي است دارم فكر ميكنم كه ظاهرا با يك تورم جهاني مواجه هستيم اين طور نيست؟ارزش دلار كه به شدت افت كرده است و يكي از دلايل توضيح دهنده است. ولي ارزش ساير ارزها چطور؟ به نظر مي رسد ارزش انها هم در برابر دنياي واقعي-يعني محصولات و كالاها- كاهش يافته است. ببخشيد كه با ادبيات رايج اقتصادي صحبت نكردم و اميدوارم متهم به بيسوادي نشوم اما واقعا اصطلاحات و كلمات و تئوري هاي توضيح دهنده اين وضعيت را پيدا نميكنم.

    جواب پویان:

    مرسی مهدی خان از کامنت. منظورم از کالا صرفا مواد اولیه و مواد خام بود نه تمام کالاهای موجود در اقتصاد. در ضمن این نمودار نشون میده که قیمت مواد خام افزایش پیدا کرده
    http://www.bloomberg.com/markets/commodities/cfutures.html

    ضمنا سرمقاله ات در روزنامه دنیای اقتصاد جالب بود
    http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=92539

  5. محمود Says:

    سلام
    ممنون از پست عامه فهم و در عین حال مستدلی که نوشتید
    فقط من این رو درست فهمیدم که در هر دو مقطع حباب یعنی حباب در بازار سهام و بازار مسکن در هر دو بار سیاست یکی بود و اون هم کاهش نرخ بهره؟
    با تشکر

  6. محمود Says:

    در ضمن این با اون کامنت آقا صادق مغایر هم هست چون ایشون گفتند که در سال 2001 نرخ بهره رو افزایش دادند!!!؟

    جواب پویان:
    مرسی محمودخان از کامنت. بانک مرکزی آمریکا سال ۹۸ و ۹۹ مشغول بالا بردن نرخ بهره بود و از سال ۲۰۰۱ نرخ بهره را کاهش داد.

  7. بهزاد اقبالی Says:

    با سلام
    دوست عزیز اگر فرصت دارایی تحلیلی در زمینه وضعیت اقتصادی ایالات متحده ارایه دهید و اینکه به نظر شما نرخ بهره تا به کجا کاهش خواهد یافت و بعد اینکه ایا بحران مالی به وجود امده که از قسمت اعتبارات اغاز گردید به مناطق دیگر هم کشیده خواهد شد؟و اگر اینگونه است تفسیری برای من نواموز ارایه دهید که بحران چگونه به مناطق دیگر کشیده میشود؟چرا با افزایش بحران مالی ریسک گرزی افزایش می یابد و این ریسک گریزی چگونه دامن مناطق دیگر مانند استرالیا و نیوزلند را میگیرد؟و اصولا چه ارتباطی بین مناطق دیگر جهان با ایالات متحده موجود است که میکویند این بحران نهایتا به مناطق دیگر نیز سرایت خواهد کرد
    با تشکر

    جواب پویان:
    بهزادخان
    مرسی از کامنت. اقتصادهای دنیا از طریق تجارت بین الملل و بازارهای سرمایه با هم در ارتباطن. سرمایه گذاران در اوراق رهنی آمریکا از همه جا دنیا هستن و با کم ارزش شدن این اوراق آنها هم ضرر میکنند. رکود اقتصادی آمریکا هم بعنوان بزرگترین وارد کننده دنیا باعث میشه صنایع کشورهای دیگه که به صادرات به آمریکا وابسته هستند را به رکود بکشه.

  8. احسان Says:

    با سلام
    امکانش هست بفرماید سیاست های پولی و مالی چه تفاوت های با یکدیگر دارند؟
    از چه سایتی می تونم نرخ زنده اوراق بهادار و قرضه بانکهای جهانی را پیدا کنم؟

  9. ورشکستگی شرکت بیمه AIG « خاکریز اقتصاد Says:

    […] بعدی آن میدانند. این حبابها در بازار کالا هم تشکیل شد که قبلا در موردش نوشته بودم. علت تشکیل این حبابها که در اقتصاد گرفتاری درست میکند […]

  10. سارا Says:

    سلام .مقاله ی خیلی خوبی بود. فقط می شه در مورد دلایل ترکیدن این حباب ها بیشتر توضیح بدین ؟ ممنون می شم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: