Archive for آوریل 2008

بازهم اوراق مشارکت

آوریل 17, 2008

مهدی نصرتی سرمقاله ای نوشته در روزنامه دنیای اقتصاد به عنوان « اوراق قرضه از جنس سکه طلا». در نوشته اش به این مساله اشتباها اشاره کرده که اوراق مشارکت همان اوراق قرضه است. همانطور که قبلا هم اشاره کردم اوراق مشارکت از جنس حسابهای پس انداز هستند و کارکرد اوراق قرضه را ندارند. متاسفانه بدلیل نبود اوراق قرضه در ایران امکان اجرای سیاست بازار باز که همان خرید و فروش اوراق قرضه است موجود نمی باشد. متاسفانه بدلیل عدم شناخت تفاوت اوراق مشارکت و اوراق قرضه اهمیت اوراق قرضه در اقتصاد ایران ناشناخته مانده است و دست بانک مرکزی را برای اجرای سیاستهای پولی بسته است.

پراکنده

آوریل 16, 2008

خوبی وردپرس اینه که نشون میده بعضی ها با جستجو چه سوالاتی سر از این وبلاگ در آورده اند. یکی از این سوالات این بوده:

چرا بعضی ها فقیر و بعضی ها سرمایه دارند

شاید سوال بهتر این باشه که چرا بعضی ها فقیر باقی میمونن با بعبارت بهتر آیا سیستم اقتصادی امکان رهایی از فقر را به مردم میدهد یا نه؟ جواب این سوال در نحوه عملکرد بازار پول و سرمایه نهفته است. سر فرصت در اینباره مینویسم.

داستان دیگه وجود تشنج در تیم پرسپولیسه ( که همیشه سروره استقلاله!) . ریشه های این بحران هم به ساختار دولتی و نادرست باشگاهداری برمیگرده. تا زمانیکه صدا و سیما با انحصار طلبیش پا روی درآمد تبلیغاتی باشگاهها گذاشته صنعت فوتبال نه تنها رونق نداره بلکه سیستم مدیریتی دولتی که چشم به بودجه دولت داره باعث عدم ثبات تصمیم گیری در باشگاه میشه. این هم خبر مربوطه. و اینکه مدیران دولتی باشگاهها خیلی بدنبال فشار آوردن به صداوسیما برای دریافت حق خود نیستند. شاید پستشون وابسته به همین ساختار فعلی باشه. مثالی دیگر از عدم همراهی مدیران دولتی در خصوصی سازی اقتصاد.

این هم وبلاگ جالبی در مورد قهرمانان نیروی هوایی در جنگ ایران و عراق. خاطرات و زندگی خلبانان زمان جنگ. بد نیست رفقای اگزیستانسیالیست و ضدملی گرامون بخونن تا یادشون نره کمی هم مدیون   میهن پرستی و فداکاری بعضیها هستیم!

گیردادنیها

آوریل 11, 2008

اگر اینجا به توشته و گفته های اقتصادی گیر ندیم این وبلاگ از خاکریزیت میوفته. کار سختی هم نیست. روزنامه های اقتصادی رو یه ورقی بزنین سوژه خودش پیدا میشه. از سرمقاله همهترین روزنامه اقتصادی کشور یعنی دنیای اقتصاد شروع میکنیم:

سرمقاله روز ۵ شنبه در مورد زیاد بودن خواب سرمایه در ایران نوشته و این استدلال عجیب رو ارایه کرده:

آشكارا خواب سرمايه در ايران 6 تا 8 برابر استاندارد جهانی است يا ايران براي انجام هر كاري به 6 تا 8 برابر بيشتر نقدينگي يا وام بانکی احتياج دارد.

اینکه خواب سرمایه توی ایران زیاده بحثی نیست ولی نمیشه استدلال کرد که نیاز به سرمایه بهمون نسبته. مثلا ساخت خانه خوابش زیاده و این هزینه های جاری را زیاد میکنه نه اینکه نیاز به سرمایه هشت برابر میشه. خونه که هشت برابر تیرآهن و آجر که نمیخواد. سرمایه مثل یه جریان میمونه که ورودیش در این حالت کمتر میشه.

فکر میکنید این جمله از کیست؟

جهل و توهم مسوولان ارشد اقتصادي دولت و مجلس و بي‌اطلاعي از نوع كاركرد قواعد اقتصادي و تئوري‌هاي اقتصاد متحول امروز دنيا را از جمله مهم‌ترين عوامل بروز تورم در كشور دانست

اپوزیسیون خارج از کشور؟ برنده نوبل اقتصاد؟
خیر.
اقای سبحانی نماینده دامغان در مجلس و عضو شاخص كميسيون برنامه و بودجه مجلس هفتم! اما ایشان که برای مجلس هشتم هم انتخاب شده اند چه کرده اند:

ایشان کسی بودند که از طرح تثبیت قیمتها در ۲ سال پیش به بهانه کنترل تورم حمایت کردند که سرانجامی جز شکست و درماندگی بنگاههای دولتی نداشت.
از آن بدتر به گواه نوشته های روزنامه ها از کاهش دستوری نرخ بهره حمایت کردند که نتیجه ای جز افزایش رانت و ناکارایی در تخصیص منابع بانکی نداشت
در ماجرای کوپنی شدن بنزین هم با عرضه بنزین آزاد به بهانه افزایش تورم مخالفت کردند و راضی بودند به مردم بنزین به قیمت ازاد ندهند( همان عرضه به قیمت بی نهایت)

میگن وقتی یه جا دزدی میشه بهترین استراتژی بعد از سرقت برای دزده به میان جمعیت رفتن و دادزدنه که دزد بگیرین!


وبلاگ روزبه

آوریل 10, 2008

روزبه هم وبلاگش رو دوباره راه انداخت.

عملکرد ناموفق اوراق مشارکت در جذب نقدينگي!!

آوریل 10, 2008

آگر یک روز روسای قوم متوجه شوند که اوراق مشارکت اوراق قرضه نیست و اصولا چیزی شبیه حساب پس اندازه یک انقلاب اقتصادی در ایران راه میوفته. وقتی اصل پول همیشه قابل وصوله (برعکس اوراق قرضه که فقط موقع سررسید اصل پول را میشه گرفت) خوب میشه حساب پس انداز! دیگه زحمت چاپش هم نکشین. آگر بذارن هر شرکت و پروژه ای اگه به پول نیاز داره اوراق قرضه چاپ کنه ( نه اوراق مشارکت) هم این همه شرکت دیگه آویزان خزانه دولت نمیشه هم مردم به جای خرید خونه و زمین میرن این اوراق رو میخرن. آثار مثبت این کار خیلی زیاده. هم خونه ارزون میشه هم پروژه ها و شرکتهای ناکارا از میدون بدر میشه. چرا؟ چون اگر توجیه اقتصادی نباشن کسی اوراق قرضه شون رو نمیخره.

فرض كنيد شركت مايكروسافت براي انجام پروژه اي پول لازم داره. بيل گيتس نميره يقه رييس جمهور و كنگره رو بچسبه و بگه من فلان و بهمانم بهم وام بدين.. ميره امروز كه آخر دسامبره يه كاعذ چاپ ميكنه كه صاحب اون كاغذ ساله ديگه همين موقع مثلا هزار دلار از شركت مايكروسافت ميتونه دريافت كنه. بعد اين كاغذ ميره در بازار بورس و با توجه به عرضه و تقاضا معامله ميشه. مثلا قيمت ميخوره نهصد دلار. شما كه صاحب اون كاغذ هستين ميتونين تا ساله ديگه نگاهش دارين يا فردا بفروشينش. قيمت اون كاغذ هم فردا ممكنه بالا يا پايين بره. ممكنه همين كاغذ رو شركت فورد بده به بازار كه چون وضع اقتصاديش بخوبي مايكروسافت نيست و احتمال ورشكستگيش بيشتره مردم كمتر علاقه مند باشن و قيمت بخوره هشتصد دلار. اسم اين كاغذها هم هست اوراق قرضه. همه جور اين كاغذها هست : يك ساله و دوساله تا سي ساله با پرداختهاي مختلف. خلاصه بهمين راحتي شركتها ميرن از بازار پول قرض ميكنن. نه تنها شركتها بلكه دولتها و شهرداريها هم از اين كاغذها چاپ ميكنن. اوراق قرضه وسيله اي مطمئن براي جمع آوري سرمايه هاي مردم و هدايت آنها به سمت توليده. بدون آنها توليد زياد نميشه و بيكارها سركار نميرن.

اين اوراق قرضه رو در داخل ايران داريم؟ نه خير نداريم. خوب كي بايد بگه اينها رو داشته باشيم؟ اقتصاددانان كشورمان. كاشكي يك دهم مهندسان باسواد و دكترهاي حاذقمون اقتصاددان خوب داشتيم

با خواندن این مطلب در اعتماد امروز یاد این داستان افتادم.
هفت سال پیش هم در اینباره در نوروز و همشهری نوشته بودم.

مهملاتی در مورد تورم

آوریل 6, 2008

وقتی یک تحصیل کرده رشته معدن در مورد اقتصاد نظر میدهد بهتر از این نمیشود:

با کمی دقت مي‌توان دریافت که تورم موجود در اقتصاد ایران به خاطر حجم نقدینگی بالا نبوده چرا که پول تزریق شده به اقتصاد در نتیجه ازدیاد حجم و مبلغ کالاهای تولیدی کشور (به خصوص نفت) بوده است و این‌گونه تزریق پول، تورم را بالا نمیبرد

.حرف این نیست که گوینده این جملات از پایه پولی و حجم پول چیزی سر در نمی آورد بلکه حرف با روزنامه اقتصادی کشور است که این مهملات را بنام اقتصاد بخورد مردم میدهند.

علی دادپی هم در اینباره نوشته.

علیرضا نامی کامنت گذاشته که واویلا آیا کاظم اورعی را میشناسید که در انگلیس مشغول تدریس است؟ مهم حرف بیربطی است که ایشان زده و خبر نداشته که پیشنهادی که کاظم آقا مطرح کرده باعث رشد پایه پولی و افزایش چندبرابری حجم نقدینگی میشود. پیشنهاد این کاظم اقا که باعث میشود تا با افزایش شدید حجم نقدینگی تورم زیاد شود. بعبارت دیگر با اخذ مالیات تورمی از مردم بیچاره میگوید دولت به خرج بیشتر بپردازد. ضمن اینکه تعبیر کاظم اقا از مکاتب اقتصادی بیربط و نشان دهنده کم اطلاعی نامبرده از اقتصاد است.