Archive for ژوئیه 2008

سرمقاله دنیای اقتصاد

ژوئیه 27, 2008

این روزنامه دنیای اقتصاد هم برای خودش جوکی است. سرمقاله روزنامه را که چهارشنبه پیش چاپ شده است را بخوانید. فردی بنام محمد اسناوندی سرمقاله ای نوشته که من این چند روز به این فکر میکنم که چطور میشه روزنامه اقتصادی چنین خزعبلاتی را در سرمقاله خودش چاپ کند. اسم نویسنده را گوگل کردم فردی با تحصیلات لیسانس در زمینه خوردگی فلزات بهم داد.

طرف در سرمقاله از اینکه یارانه به افراد ثروتمند نرسد اظهار نگرانی کرده است و آنرا بیعدالتی خوانده است! و در انتها گفته:

.آیا محروم کردن صاحبان دهک‌های بالا که عمدتا تجار و دارای مشاغل آزاد هستند از یارانه‌ها، باعث ترویج روحیه تلافی و جبران این هزینه‌ها به بهانه محرومیت از یارانه‌ها، از طریق افزایش قیمت‌ها نمی‌شود؟ آیا این موضوع یکی از عوامل روانی بروز تورم که رییس‌جمهور در تحلیل‌های اقتصادی خود سهم زیادی را برای آن قایل هستند، نخواهد شد؟ آیا این رویه باعث بروز گسست و شکاف علقه‌های اجتماعی بین افراد جامعه نشده و انسجام ملی را تهدید نمیکند؟

در چواب کامنت دوستان به پاراگراف زیر دقت کنید که چگونه با یک مثال عجیب نتیجه میگیرد که حتی در صورت پرداخت مساوی یارانه به همه مردم افراد ثروتمند کمتر از یارانه بهره مند میشوند:

فرض کنيم توزیع یارانه‌های انرژی‌بر خلاف روش مورد نظر دولت و به صورت مساوی باشد و به هر یک از افراد کشور یک واحد یارانه نقدی تعلق بگیرد. در این صورت به افراد برخوردار جامعه که بنا به شرایط زندگی خود، مصرف بالاتری دارند، به طور مثال 10 واحد انرژی به قیمت واقعی مصرف می‌نمایند و یک واحد یارانه دریافت می‌کنند به صورت خودکار از افراد با درآمد کمتر که به طور مثال 2 واحد انرژی به قیمت واقعی مصرف نموده و یک واحد یارانه دریافت می‌کنند، سهم کمتری از یارانه‌های انرژی تعلق می‌گیرد. بنابراین آیا با عدم پرداخت یارانه به دهک‌های بالای درآمدی عملا این گروه به صورت مضاعف از یارانه‌ها محروم نمی شوند؟

چاپ این مقاله نشان دهنده اوج بی مسئولیتی و بی دانشی روزنامه است.

کشفیات پویا جبل عاملی!

ژوئیه 4, 2008

آقای جبل عاملی سرمقاله ای نوشتند در مورد محافظه کاری اقتصاددانان. ایشان کشفیات دیگری هم داشته اند در زمینه اقتصادخوانده هایی که قبلا مهندسی خوانده اند این هم کشف دیگرشان:

اقتصاددان اما مي‌داند که اولا ذهن او نمی تواند تمامی متغیرها را کنترل کند، زیرا در مقابل جهان پیرامون ناچیز است و دوم آنکه حتی بسیاری از پدیده‌ها هستند که هنگام تصمیم‌گیری غیرقابل شهود هستند، اما بر نتیجه تصمیم موثر هستند. با این دانسته‌هاست که اقتصاددان مي‌پرسد: «چطور مطمئن هستید که پس از دگرگونی، وضعیت ازاین که هست بهتر شود؟» آری اقتصاددان نمی‌تواند روشنفکر جنبش‌های اجتماعی باشد.