Archive for اوت 2008

اوراق مشارکت اوراق قرضه نیست!

اوت 31, 2008

توی این وبلاگ بیشتر از هر چیزی در مورد اوراق مشارکت نوشتم. دلیلش اینه که فکر میکنم بزرگترین گرفتاری اقتصاد ایران فقدان بازار کارای پولی است. اگر این بازار درست کار کند پتانسیل بزرگی در اقتصاد ایجاد میشود. رکن اصلی این بازار هم شکل گیری بازار اوراق قرضه است که امکان سرمایه گذاری کم ریسک برای پس انداز کنندگان و امکان دستیابی به سرمایه را برای تولید کنندگان و کار آفرینان فراهم میکند. در بیست سال گذشته اوراق مشارکت بعنوان ابزاری مالی اختراع شده که ماهیتا چیزی بیشتر از حساب پس انداز نیست و متاسفانه خیلی ها در ایران فکر میکنند که همان کارکرد اوراق قرضه را دارد. در پست قبلی به این مساله اشاره کرده بودم. این هم نظر معاون سابق بانک مرکزی:

اکبر کمیجانی معاون سابق بانک مرکزی در نوزدهمین همایش بانکداری اسلامی گفت: «در مقابل، کاهش دستوری نرخ سود بانکی در شرایط تورمی، افزایش نقش دولت در تنظیم و تخصیص اعتبارات بانکی، محدود بودن انتشار اوراق مشارکت بانک مرکزی در اجرای سیاست های پولی کشور و همچنین محدود ماندن استفاده از اوراق مشارکت دولت در تامین مالی هزینه های اجرای طرح های اقتصادی از عوامل محدود کننده توسعه مالی کشور هستند.»

متاسفانه معاون سابق بانک متوجه اشکال اوراق مشارکت نشده اند و همچنان از آن بعنوان راهی برای تامین مالی پروژه ها یاد میکند. به نظر دبیر کل فعلی بانک مرکزی توجه کنید:

شيوه پيشين انتشار اوراق مشاركت، اين اوراق را از يك ابزار مالي انقباضي به ابزاري انبساطي تبديل كرده بود.
محمود بهمني، دبيركل بانك مركزي،‌ در گفت‌وگو با ايسنا اظهار كرد: نرخ سود علي‌الحساب اوراق مشاركت در سال‌هاي اخير به پايين‌تر از نرخ تورم كاهش پيدا كرده بود و همين مساله باعث شده بود اين اوراق پس از مدت كمي از سوي خريداران به بانك‌ها بازگردانده مي‌شد.
او افزود: بانك‌ها موظف بودند پول حاصل از فروش اوراق مشاركت را به دستگاه‌ منتشر كننده بدهند؛ ولي زماني كه اوراق بازگردانده مي‌شد بانك‌ها بايد اين اوراق را بازخريد مي‌كردند به اين ترتيب اوراق مشاركت به نوعي حكم پرداخت تسهيلات را براي بانك‌ها پيدا كرده بود كه به جاي جذب نقدينگي از جامعه، عامل انبساطي در سياست‌هاي پولي شد

علت این گرفتاری در ماهیت اوراق مشارکت است که پرداخت اصل پول را در هر زمانی تضمین کرده است و شده است ابزاری انبساطی.

راه حل این معضل هم خیلی ساده است. بجای اوراق مشارکت اوراق قرضه منتشر کنید و با صدور یک بخشنامه امکان خرید و فروش آنرا در بازار بورس فراهم کنید. اصل پول را هم صادر کننده آن اوراق ( که میتواند هر شرکتی باشد) فقط موقع سررسید تضمین میکند. عرضه و تقاضا در این بازار نرخ واقعی بهره را مشخص خواهد کرد و امکانی سرمایه گذاری کم دردسر را برای مردم فراهم خواهد کرد و حجم نقدینگی در این بازار آرام خواهد گرفت و اولین اثر آن کاهش قیمت مسکن خواهد بود.

گرفتاری بنام اوراق مشارکت

اوت 27, 2008

من آرزو میکنم یک روز اقتصادخوانده های ایران در اعتراض به انتشار اوراق مشارکت کفن پوش بریزن تو خیابون. گرفتاری اینجاست که هنوز خیلی ها متوجه نیستن این اوراق مشارکت اوراق قرضه نیست و چیزی که اقتصاد ما با آن نیاز دارد اوراق قرضه است. فرق هم در اینه که در اوراق قرضه اصل پول فقط موقع سررسید تضمین میشه و نرخ بازدهی آن توسط بازار تعیین میشه. این هم نظر دبیر کل بانک مرکزی درمورد اوراق مشارکت:
شيوه پيشين انتشار اوراق مشاركت، اين اوراق را از يك ابزار مالي انقباضي به ابزاري انبساطي تبديل كرده بود.
محمود بهمني، دبيركل بانك مركزي،‌ در گفت‌وگو با ايسنا اظهار كرد: نرخ سود علي‌الحساب اوراق مشاركت در سال‌هاي اخير به پايين‌تر از نرخ تورم كاهش پيدا كرده بود و همين مساله باعث شده بود اين اوراق پس از مدت كمي از سوي خريداران به بانك‌ها بازگردانده مي‌شد.
او افزود: بانك‌ها موظف بودند پول حاصل از فروش اوراق مشاركت را به دستگاه‌ منتشر كننده بدهند؛ ولي زماني كه اوراق بازگردانده مي‌شد بانك‌ها بايد اين اوراق را بازخريد مي‌كردند به اين ترتيب اوراق مشاركت به نوعي حكم پرداخت تسهيلات را براي بانك‌ها پيدا كرده بود كه به جاي جذب نقدينگي از جامعه، عامل انبساطي در سياست‌هاي پولي شده

حالا بعد از ده بیست سال متوجه شده اند که این اوراق مشارکت نه تنها دردی دوا نمیکنه بلکه باعث گرفتاری هم شده. ولی متاسفانه دبیرکل بانک مرکزی متوجه نشده اند که گرفتاری از کجاست و در ادامه برای رفع مشکل راه حل داده اند:

: در پي پيچيده‌تر شدن اين روند تصميم گرفتيم ديگر بانك‌ها اوراق مشاركت را پيش از سررسيد بازخريد نكنند و در پي اين سياست بايد نرخ سود اوراق را نيز افزايش دهيم تا توجيه خريد داشته باشد و بتوان آنها را از طريق بورس خريد و فروش كرد.

خوب اگر شما زیر قولتان میزنید و نمی خرید در حالیکه موقع انتشار اوراق قول داده بودید میخرید تکلیف اعتبار بانک مرکزی چه میشود؟ از آنجاییکه این اوراق از نظر مالی شبیه حسابهای پس انداز است مثل این است که بانک فردا به دارندگان حسابهای پس انداز بگوید که پولتان را تا ۲ سال دیگر نمیتوانید بیرون بکشید. حالا که وسط کار نمیخواهید اینها را از مردم بگیرید لااقل یک بازار ثانویه درست کنید که مردم برن اوراق را آنجا معامله کنند. آیا از خودتان سوال کرده اید که چقدر میخواهید سود را افزایش دهید؟ آنوقت بهتر نیست این اوراق را جمع کنید و جایش مثل باقی دنیا اوراق قرضه چاپ کنید؟

این هم داستان مفصل تر

حجم نقدینگی و تورم

اوت 10, 2008

آقای قیصر کللی مقاله ای نوشته اند در روزنامه اعتماد در مورد رابطه حجم نقدینگی و تورم. این هم قسمتی از مقاله ایشان:

کارشناسان بي طرف اقتصادي درصد واقعي تورم را تا 25 درصد برآورد مي کنند. راه چاره چيست؟ راه مهار و کاهش تورم، مهار و کاهش حجم نقدينگي است. چگونه و چند درصد از نقدينگي موجود بايد کاهش يابد؟ بايد دو برابر درصد تورم، حجم پول در جامعه کاهش يابد. به عبارتي اگر تورم 25 درصد است بايد 50 درصد از نقدينگي موجود در جامعه جمع آوري شود. چرا بايد 50 درصد از نقدينگي موجود جمع آوري شود؟ دلايل بسياري را مي توان براي جمع آوري و تاييد جمع آوري 50 درصد پول عنوان کرد

رابطه مقداری پول رابطه بین رشد نقدینگی و رشد قیمتها (همان تورم ) را تبیین میکند. برای همین اکر بخواهیم در وضعیت فعلی نرخ تورم را صفر کنیم باید از رشد نقدینگی را صفر کنیم ( با فرض ثابت بودن رشد اقتصاد و سرعت گردش پول)  نه اینکه نیمی از حجم نقدینگی کم کنیم. و در ادامه اشاره میکنند که :

وقتي بخواهيم براي مهار تورم 40 تا 50 درصد از پول موجود در جامعه را جمع آوري کنيم بايد در شکل و ظاهر پول و اسکناس نيز تغييراتي به وجود آورد. همين طور که ما تصميم داريم دو برابر درصد تورم پول را در جامعه جمع آوري کنيم مي توان دو صفر از صفرهاي تومان را نيز حذف کرد. اگر 40 تا 50 درصد نقدينگي در جامعه جمع آوري شود اما تومان با همين صورت و ظاهر حاضر در جامعه عرضه شود باز هم تورم کاهش چشمگيري نخواهد داشت، چون تومان حالت مريض و پف آ لود خود را حفظ خواهد کرد.

اولا که ایشان اشاره میکنند که وجود ریال و تومان گرفتاری دارد (نفهمیدم چرا) و دوباره اشاره میکنند که باید ۵۰ درصد از حجم نقدینگی کاست. اولا که این نظر که باید از حجم نقدینگی کاست نظری است برای خودش و همانطور که اشاره کردم برای مهار تورم باید از رشد نقدینگی کاست و دوما کم کردن صفر های اسکناس های که تا آخر مقاله ایشان در مورد آن نظر میدهند تاثیری بر تورم ندارد بلکه صرفا کار مردم را در داد و ستد آسان میکند.

بازار مسکن و سعید لیلاز

اوت 1, 2008

روزنامه اینترنتی روزآنلاین مصاحبه ای داشته با سعید لیلاز. ایشان علیرغم اینکه در رشته تاریخ (فکر کنم) تحصیل کرده اند ولی همواره در زمینه اقتصاد مقاله نوشته اند. حالا بد نیست یه گیری هم به آقای لیلاز بدیم:

ایشان اشاره کرده اند:

در طي دو- سه سال گذشته ايران شاهد دوره اي بوده که بيشترين مسکن سازي در تاريخ کشور رخ داده، يعني ‏‎120‎‏ ميليون ‏متر مکعب در مناطق شهري ايران خانه ساخته شده است. اين حجم مسکن سازي نيز خود باعث گراني سيمان، مصالح ‏ساختماني و فولاد شد و به تبع آن نيز قيمت مسکن بالا رفت و سود ناشي از ساخت مسکن سرمايه هاي مردم را به اين بخش ‏هدايت کرد

یعنی میفرمایند ساخت و ساز زیاد شده و  قیمت نهاده ها رفت بالا و به تبع آن قیمت مسکن میره بالا. درحالیکه زمانی ساخت و ساز میره بالا که قیمت مسکن رفته باشه بالا و بعد قیمت نهاده ها بالا میره که حاشیه سود را بصورت فیدبک منفی کم میکند.

البته، از نظر اقتصاددانان نه رکود مناسب است و نه افزايش بي دليل و بيمار گونه قيمت مسکن: دولت موظف است ‏روش و فرمول اقتصادي براي متعادل نگه داشتن اين بخش پيدا و اجرا کند تا اقتصاد کشور به طور سالم و پويا فعال باشد.

این هم از کلی گویی های مبهمی است که همه چیز را به گردن دولت میندازد تا فرمول خاصی (!)پیدا شود

دولت بايد بکوشد علاوه بر اين که با رکود بخش مسکن مقابله کند، افزايش قيمت آن را نيز کنترل کند و فضا را براي ‏سرمايه گذاري مطمن و آرام نمايد‎ ‎‏.

در ادامه کلی گویی های مبهم دولت موظف میشود که با افزایش قیمت مبارزه کند. چگونه؟ از طریق تعزیرات؟ دولت کدام قیمت را توانسته کنترل کند که این دومیش باشد.