Archive for سپتامبر 2008

بحران اقتصادی

سپتامبر 30, 2008

این طرح هم تصویب نشد. جالب هم اینه رهبرای هر دو حزب با طرح موافق بودن و حالا همدیگر را متهم میکنند که دیگری به طرح رای نداده. این طرح مخالف های زیادی بین مردم عادی داشت. درسته که بار مالی این طرح بر دوش مالیات دهندگان میوفته ولی بحث اینه که اگر این کار را انجام ندن همون مالیات دهندگان تحت فشار بیشتری قرار میگیرند (این هم عقیده طراحان طرح است). برای همین پیشنهاد و تصمیم به تصویب این طرح کار سخت و نمونه دشواری تصمیم گیری در جایگاه سیاستگزار است. من فکر میکنم نماینده ها فکر میکردن طرح رای بیاره و خیلی هاشون زرنگی کردن رای منفی دادن که بدنامی طرح بنامشون نباشه ولی یک دفعه دیدن این رفتار استراتژیک رو تعداد زیادی انجام دادن و طرح رای نیاورد!

۱) دموکراتها علی الخصوص نانسی پلوسی بوش را مقصر این بحران دونستن. اتفاقا بوش بیچاره در این یکی بحران بی تقصیر بود. مقصر اصلی این بحران مدیران بانکهای مسکن بودند که با حداکثر کردن سود کوتاه مدت شرکتهایشان این بحران را بوجود آوردند و کلی پول به جیب زندند. کسی هم فکر نمی کرد بحران چنین ابعادی پیدا کند.

۲)  این طرح ممکنه آخر این هفته دوباره به رای گذاشته بشه. اگر تصویب بشه بزرگترین دخالت دولت در اقتصاد خواهد بود بعد از بحران دهه سی. سیستم مالی در آمریکا برخلاف اروپا دارای مقررات کمتری است. از عواقب این بحران اختمالا اعمال مقررات بیشتر به سیستم مالی در آمریکا خواهد بود.

۳)‌رکود اقتصادی در همه دنیا فراگیر خواهد شد و ایران هم متاثر از این بحران خواهد شد هر چند که ایران از لحاظ اقتصادی از ایزوله ترین کشورهاست. قیمت نفت امروز ده دلار سقوط کرد و در ادامه بحران مطمینا بیشتر سقوط خواهد کرد.

اوضاع وخیمه

سپتامبر 25, 2008

آقا اوضاع بد بیریخته. اقتصاد آمریکا شده مثل قایقی که از رودخانه خروشانی گذشته و حالا یه آبشار اون جلو میبینه! طرحی را وزیر دارایی (پالسن) برده کنگره با حمایت رییس بانک مرکزی ( برنانکی) که ۷۰۰ میلیارد دلار پول میذارن کنار بابت خرید هر چی وام مسکن آشغالی که این نهادهای مالی گذاشتن توصندوق دارایی هاشون. تا حالا موردی برخورد کرده بودن بحران مالی. بیراشترن رو حمایت کردن ولی گذاشتن لمان برادرز با کله بخوره زمین. ولی حالا تصمیم گرفتن به داد همه برسن. ممکنه به نظر بیاد این کار برخلاف موازین اقتصاد بازار آزاده ولی این حضرات هم میدونن اگر بازار را به حال خودش بذارن سیستم مالی شاهد ورشکستگی های زیادی خواهد بود.
وزیر دارایی قبلا رییس گلدمن ساکس بوده و کم آدمی نیست و برنانکی هم تز دکتراش و تحقیقاتش در مورد بحران بزرگ دهه سی بوده و به سیاستهای سریع و جسورانه اعتقاد خاصی داره. انگار میدونسته یه موقعی قراره رییس بانک مرکزی بشه که بحرانی شبیه دهه سی پیش بیاد. حالا توی یکی دو روز آینده باید کنگره برای طرح پیشنهادی نظرش رو اعلام کنه. دو دسته مخالف و کنگره هست. یک سری جمهوریخواه که سرسختانه با دخالت دولت مخالفت میکنند یک سری دموکرات عوامفریب یا خنگ که از کمک به این شرکتهای مالی ناخرسندند و درخواست کرده اند که حقوق مدیران موسسات مالی از حدی بالاتر نباشه و خواستن این را تو طرح بذارن. پالسن هم گفته بابا کل حقوق آنها ذره ای در مقابل این طرح نیست و بی خیال این گیرها این تیپی بشن. ولی به نظر میاد این طرح بالاخره تصویب میشه.
یک سری از اساتید اقتصاد دانشگاههای آمریکا هم اعلامیه ای امضا کرده اند که به نظرم دوپهلوست. از طرفی از استفاده درامد مالیاتی برای جبران خسارت موسسات مالی انتقاد کرده اند. که مورد اشاره خود برنانکی هم بوده و گفته آلترناتیو دیگر وضعیت بغرنجتری برای مالیات دهندگان بوجود میاره. از طرف دیگه هم به کنگره توصیه کرده اند که برای تصویب طرح عجله نکنند. شاید بخشی از عجله دولت برای تصویب طرح انتخابات باشه ولی به نظر میاد با توجه به وخیم بودن اوضاع موسسات مالی وقت زیادی برای صبر کردن نباشه. بعد هم اشاره کردن این طرح برای اهداف کوتاه مدته. نمیدونم چرا صریحا مخالفت خودشون را اعلام نمیکنن.

ورشکستگی شرکت بیمه AIG

سپتامبر 17, 2008

یک ساعت پیش بانک مرکزی آمریکا (نیویورک فدرال رزرو) اعلام کرد که ۸۰ میلیارد دلار در اختیار این شرکت بیمه قرار میدهد تا از ورشکستگی نجات پیدا کند. بعبارت دیگر بانک مرکزی با اعطای این وام عملا این شرکت بیمه را ملی اعلام کرد! برای بانک مرکزی هم اعطای وام کاری ندارد! میتواند براحتی این پول را چاپ کند. ولی سوال اول این است که چرا این شرکت بیمه همانند بانک لمان برادرز به این گرفتاری دچار شد؟

شرکت بیمه با دریافت پول از مردم به ارایه خدمات بیمه میپردازدو برای مثال شرکت بیمه ماشین از من و شما پولی میگیرد تا اگر کسی تصادف کرد خسارت را بپردازد. شرکت بیمه هم این پولهایی که از من و شما میگیرد یک جایی سرمایه گذاری میکند تا هم سودی دریافت کند و هم منابع کافی برای پرداخت خسارتها داشته باشد. حالا در دو صورت شرکت بیمه به گرفتاری دچار میشود. یا سرمایه گذاریها تو زرد از آب دربیاد یا اینکه تعداد متقاضیان خسارت بالا برود. این اتفاق برای این شرکت بیمه اتفاق افتاد. این شرکت مقدار زیادی در وامهای مسکن سرمایه گذاری کرده بود که با بالا رفتن ورشکستگی وامهای مسکن ارزش آن بسیار کاهش پیدا کرده بود و هم بسیاری از وامهایی که بیمه کرده بود ورشکست شده بودند. برای مثال شرکت الف به شرکت ب ۱ ملیون دلار وام میدهد. بعد شرکت الف از ترس اینکه شرکت ب وامش را بازپرداخت نکند سراغ این شرکت بیمه میرود و درخواست خرید بیمه وام میکند. یعنی شرکت الف هرماه یه مبلغی به این سرکت بیمه میدهد و اگر شرکت ب ورشکست شد وام یک ملیون دلاری را شرکت بیمه به شرکت الف میدهد. خلاصه این شرکت بیمه هم با بالا رفتن ورشکستگیها میزان پرداخت این خسارتهایش هم زیاد شده بود و دارایی هم که وامهای آشغال مسکن. خلاصه این داستان وامهای مسکنی که بانکهای مسکن در این چندسال اعطا کردند و به امثال این شرکت بیمه یا بانک لمان برادرز فروختند ( بخوانید انداختند!) هنوز دارد قربانی میگیرد.

حالا دولت آمریکا که در عراق گیر کرده در مصیبت بزرگی همچون این ورشکستگی ها گیر کرده. اگر این شرکت بیمه ورشکست میشد جدا از بیکاری ۱۱۶ هزار نفر کارمندانش ریسک در اقتصاد را بسیار بالا میبرد و به تبع آن شرکتهای بسیاری مثل دومینو ورشکست میشدند. ولی این حرکت بانک مرکزی از روی ناچاری است و عملا دادن پاداش به شرکتهایی است که ناکارایی آنها را ازچاپ پول یا مالیات مردم پوشش میدهد. جواب دولت هم این است که اگر این کار را نکنند عواقب ورشکستگی فانی و فردی و شرکت بیمه AIG بسیار فراتر از پرداخت هزینه از جیب مالیات دهندگان است. خلاصه اقتصاد سرمایه داری آمریکا هم دارد بسوی اقتصاد دولتی میل میکند! دولتی که مجبور است بنام حفاظت از مردم در اقتصاد مداخله کند!

مهدی نصرتی در کامنت مطلب قبلی سوال خوبی مطرح کرده بود که این بحران باعث تزلزل در مبانی تئوریک فاینانس نمیشود؟ به نظر من جواب منفی است. این اتفاقات با مباحث نظری فاینانس و اقتصاد در تضاد نیست و حتی مثالهای خوبی برای فاینانس است و اتفاقا به اهمیت مدلسازی و مدیریت ریسک بیشتر منجر میشود. تنها یک نکته میماند و آن هم زیر سوال بردن سیاستهای پولی است. خیلی ها سیاست های پولی گرینسپن را مسبب حباب بازار مسکن و گرفتاری بعدی آن میدانند. این حبابها در بازار کالا هم تشکیل شد که قبلا در موردش نوشته بودم. علت تشکیل این حبابها که در اقتصاد گرفتاری درست میکند سیاستهای پولی اقای گرینسپن بود.

حجت هم در اینباره مطلب خوبی نوشته

خبر

سپتامبر 15, 2008

به نیویورک نقل مکان کرده ام برای کار جدید. شهر شلوغ و ناآرامی است و آدم را یاد خیابان انقلاب میندازد. سرم شلوغ بود و فرصت نوشتن کم.

مهدی نصرتی سرمقاله خوب و مختصری نوشته در مورد ایجاد اوراق قرضه و بازار آن در دنیای اقتصاد. اوراق قرضه ساده ترین و مهمترین ابزار پولی در اقتصاد است و فقدان آن میتواند برای اقتصاد گرفتاری درست کند که اقتصاد ایران هم مبتلا به آن است. امیدوارم اقتصاد خوانده های ایران به اهمیت ان بیشتر تاکید کنند. آن هم در شرایطی که اوراق مشارکت ناکارایی خود را نشان داده است. نمیدانم ناکارایی یک ابزار را بجای خواندن ۲ فصل اول یک کتاب بفهمیم چرا باید بعد از ۲۰ سال اجرا در یک کشور باید متوجه بشویم.

۱۰ ساعت دیگه بازار مالی نیویورک باز میشود و شاهد اخبار مهمی خواهد بود. بانک سرمایه گذاری لمان برادرز به احتمال زیاد اعلام ورشکستگی خواهد کرد و سونامی جدیدی در اقتصاد آمریکا آغاز خواهد کرد. مریل لینچ هم توسط بانک آمریکا خریداری میشود تا به سرنوشت لمان دچار نشود. تمام این گرفتاری های مالی از بازار مسکن آغاز شد که قبلا در موردش نوشتم. گویا این گرفتاری انتها ندارد.

در ادامه گیر دادن به اوراق مشارکت

سپتامبر 4, 2008

رفیقی کامنت گذاشته که چرا اینقدر به اوراق مشارکت گیر میدی. بازار پول در ایران ناکاراست و تا زمانیکه بعضی ها فکر میکنند که اوراق مشارکت چیزه به دردبخوری است این بازار اصلاح نمیشود. حالا ممکن بپرسند که چگونه این بازار بدرد بهتر شدن وضع اقتصادی میشود باید در جواب گفت بدون بازار کارای پول توسعه اقتصادی افسانه است. حالا به اخبار مرتبط توجه کنید:
آقای موسي‌‌الرضا ثروتی عضو کمیسیون برنامه و بودجه اجازه انتشار اوراق قرضه را از دولت گرفته و دلیل آن را اینگونه بیان کرده:

وي درباره علت ندادن اختيار به دولت براي انتشار اوراق مشاركت تصريح كرد: عطش انتشار پول در دولت بسيار بالا است، دولت علاقمند است براي طرح‌هاي عمراني اين اوراق را منتشر كند، حال آنكه اين مساله سبب افزايش نقدينگي و رشد نرخ تورم مي‌شود.

علتش هم ساده است. دولت میاد به بانک مرکزی میگه ۱۰۰ میلیارد اوراق مشارکت برای طرح فلان منتشر کنه با سود ۱۰ درصد بعد یه سری میان این اوراق رو میخرن  چون میخوان پولشونو یه مدت یه جا بذارن یه سودی بگیرن. خب خیلی از اینها بعد یه مدت پول را لازم دارن یا یه جای بهتر برای سرمایه گذاری پیدا کردن میرن در بانک پولشونو میگیرن و بانک هم نمیتونه این پول رو از دولت بابت پروٰژه فلان بگیره و عملا بانک یه اعتبار داده به دولت از روی هوا یه بعبارتی پول چاپ کرده داده دست دولت. حالا فهمیدن این اوراق مشارکت یه راهی شده برای پول چاپ کردن. ما هم میگیم بابا این اوراق را بذارین کنار جاش اوراق قرضه چاپ کنید.

حالا عباسعلي نورا ديگر عضو كميسيون برنامه و بودجه اینطوری میگه:

در تمام دنيا انتشار اوراق مشاركت به عنوان يك ابزار در اختيار دولت‌ها است و كميسيون برنامه و بودجه نيز با اصلاح حكم برنامه چهارم اين اختيار را به دولت سپرد

حالا به عباس اقا نورا باید گفت دمتون گرم این اسباب بازی خطرناک را از دست دولت گرفتین ولی تو تمام دنیا فقط تو ایران اوراق مشارکت چاپ میشه و باقی دنیا اوراق قرضه چاپ میکنن. گرفتاری اینه که خیلی ها تو ایران مثل اقای نورا فکر میکنن اوراق مشارکت اوراق قرضه است. فرق این دوتا خیلیه.

عباس موسویان: بانکداری اسلامی با آزادسازی بهتر تحقق می یابد

سپتامبر 3, 2008

آقای عباس موسویان از محققین خوش فکر حوزه است که در وادی بانکداری اسلامی تحقیق میکند و در کنفرانس بانکداری اسلامی به مساله اصلی بازار پول اشاره کرده و به نظر من مترقی ترین نظر را این محقق حوزه در کنفرانس بانکداری ارایه کرده است
عباس موسویان مدیرگروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نوزدهمین همایش بانکداری اسلامی نرخ سود تسهیلات و سپرده ها را یکی از موضوعات چالشی بانکداری دانست و گفت: «با توجه به مطالعات انجام شده نرخ سود تسهیلات بانکی باید براساس بازار تعیین شود و نباید براساس دستوری به وسیله دولت و بانک مرکزی ابلاغ شود چرا که آثار منفی بر حجم سپرده ها، ترکیب انواع سپرده ها، سرمایه گذاری و نرخ تورم می گذارد.»

به گفته وی «آخرین مطالعات نظری تجربی درباره ارتباط تغییرات نرخ های سود بانکی با متغیرهای کلان اقتصادی چون پس انداز، سرمایه گذاری و تورم، این نتیجه را می رساند که اسلامی ترین و اقتصادی ترین شیوه برای رسیدن به نرخ های سود عادلانه زمینه سازی برای آزادسازی نرخ های سود بانکی است.

اشاره ایشان به تعیین نرخ بهره در بازار نکته کلیدی حل بازار پول در ایران است. یعنی به جای انتشار اوراق مشارکت و تعیین سود دستوری آن اوراق قرضه چاپ کنید و بذارین بازار قیمت اوراق قرضه را تعیین کند و به تبع آن نرخ بهره تعیین گردد.

بازهم فرشاد مومنی

سپتامبر 2, 2008

فرشاد مومنی متخصص در غر زدن و هشدار دادن است بدون اینکه راه حلی ارایه کند و تونسته توی این چند سال خودش را بعنوان اقتصاددان جا بزند. یک سری صحبت کرده که روزنامه اعتماد آن را چاپ کرده و من گزیده هایی از آن را اینجا میارم:

بانک جهاني در سال 2004 کتابي منتشرکرد که در آن تصريح شده بود با وجودي که حجم يارانه ها در ظاهر با مفاهيم عدالت خواهانه است اما بنابر محاسبات اقتصادي ايران ميزان رفاه از دست رفته طبقات فقير دو برابر ميزان رفاه از دست رفته طبقات مرفه مي شود. بنابراين با وجودي که گروه هاي پردرآمد در صورت حذف يارانه ها رفاهي را از دست مي دهند، اما از اجراي اين سياست حمايت مي کنند چرا که حذف يارانه ها منشاء موج هاي بزرگ تورمي است که اين موضوع باعث ثروتمندتر شدن خارق العاده ثروتمندان مي شود، بنابراين آنها رفاه اندکي را از دست مي دهند اما ارزش دارايي هايشان بر اثر اين تورم افزايش مي يابد، ولي فقرا به دليل نداشتن دارايي هاي ثابت تنها گرفتار تورم مي شوند.

اولا که ایشان همیشه ترجیع بند صحبتهاش بدو بیراه به نهادهای استکباری چون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بود حالا این نظر عجیب را به اسنتاد یک گزارش بانک جهانی آورده و من هرچه گشتم چنین گزارشی پیدا نکردم. از اینکه ایشان همیشه مخالف است و هیچ وقت هم راه حلی برای ارایه کردن ندارد عجیب نیست از این حرفها بزند. دیگه همه جا عیانه که سهم یارانه دهکها بالا از سوبسید انرژی علی الخصوص بنزین ۷۰-۸۰ برابر کم درامدهاست و به نظر می آید مخالفتی با وضع کنونی ندارد. به نظرهم خیلی بعید می آید که ثروتمندان از سیاست حذف سوبسید حمایت کنند ولی میگوید حمایت میکنند چون تورم میشود و قیمت خانه هایشان میرود بالا!! ضمن اینکه اشاره نمیکند که این موجهای بزرگ تورمی چقدر بزرگ هستند و چگونه آنها را محاسبه کرده است. در جواب این حرف مقاله جالبی در دنیای اقتصاد چاپ شده توسط حمید زمانزاده.

در صورت شناخت انقلاب جهاني و مشخص کردن نسبت خود با آن مي توان از فرصت هاي آن استفاده کرد چرا که ايران از لحاظ ظرفيت هاي سرمايه انساني در مساعدترين شرايط تاريخي خود به سر مي برد که در صورت استفاده درست از سرمايه ها مي توان چشم انداز روشن تري را براي اين کشور ترسيم کرد.

این هم از همان کلی گویی هایی که به طرف وجهه خوبی میدهد ولی از یک اقتصاددان انتظار میرود که راه و روش استفاده از سرمایه ها را برای مردم روشن کند.

بسياري از چيزهايي که فکر مي کنيم در زمره يارانه قرار دارد يارانه نيست، اينکه قيمت کالايي در کشور ما به يک ميزان و در کشوري ديگر متفاوت باشد تفاوت اين قيمت به معناي دادن يارانه نيست. اگر دولتي چنين اشتباهي را در مورد مفهوم يارانه بکند خود را در توهم اينکه با حذف يارانه ها مي تواند درآمد خارق العاده يي کسب کند قرار داده است. مطمئناً در اين صورت پيش از آنکه ملت از روند جهشي قيمت ها شگفت زده شود خود اين دولت خجل زده مي شود.

پس اگر دولت میرود بنزین لیتری ۸۰۰ تومان میخرد و به مردم میدهد ۱۰۰ تومان مابه التفاوت آن یارانه نیست پس یارانه چیست؟ ایشان مخالف تعریف این یارانه است ولی آلترناتیوی را هم ارایه نمیکند (طبق معمول).