ریشه اصلی بحران مالی :‌ عدم نقدشوندگی وامهای مسکن

از تحلیل های وطنی که بگذریم فکر میکنم عامه مردم آمریکا و حتی اساتید اقتصادی که نامه معروف را امضا کرده اند از ماهیت این بحران بی خبرند. رکود به خودی خود نه تنها پدیده بدی نیست بلکه باعث سلامت اقتصاد میشود. رکود باعث میشود تا بنگاههایی که ناکاراتر هستند از صحنه حذف شوند و بنگاههایی باقی بمانند که کاراتر ومفیدتر هستند. ولی لازمه اصلاح پذیری سیستم به آزاد بودن بازارها وابسته است و هرگونه دخالت دولت برای نگاه داشتن شرکتهای ناکارا باعث میشود که رکود موفق به پاکسازی مفید در اقتصاد نشود. اقتصاددانانی که آن نامه را نوشتند هم بیشتر از دخالت دولت برای کمک به بخش مالی ابراز نگرانی کردند که مبادا باعث نگاه داشتن بنگاههای ناکارا شود. متاسفانه ابواب جمعی آمریکا هم از این طرح بعنوان سوبسیدی به بخش فاینانس و سوسیالیسم یاد کردند.
گرفتاری اصلی موجود ,عدم نقدشوندگی وامهای مسکن موجود در دارایی بانکهاست. اما منظور از عدم نقدشوندگی چیست؟ زمانی که تقاضا برای کالایی کم باشد و اطلاعات کافی از آن کالا موجود نباشد بین قیمت درخواستی فروشندگان و قیمت پیشنهادی خریداران فاصله ای می آفتد که امکان انجام معامله از بین میرود. این اتفاق هم اکنون برای بازار وامهای مسکن افتاده است. بانکها و نهادهای مالی که وامهای مسکن را به نیت دارایی کم ریسک و با قابلیت نقدشوندگی بالا خریده اند امکان فروش آنها و دستیابی به نقدینگی برای تامین تعهدات فعلی خود ندارند و از اینرو علیرغم داشتن دارایی بسیار ولی غیرقابل فروش در مقابل تعهدات فعلی خود زانو زده و به سمت ورشکستگی میروند یا از اعطای وام به دلیل ممانعت از خروج نقدینگی از بانک خودداری میکنند. از بین رفتن بازار وامهای مسکن باعث این گرفتاری شده است و کمابیش همه بانکها را در درجه های مختلف تحت تاثیر قرار داده است. عدم تامین وام هم تمام بخشهای مختلف اقتصاد را به رکود میکشاند.

طرح ۷۰۰ میلیارد دلاری نیز برای تامین هزینه مناقصه خرید وامهای مسکن است. مسلما هدف طراحان این طرح از بین بردن عدم نقدینگی وامهای مسکن بوده نه جبران ضرر ورشکستگی آنها. متاسفانه بین عوام و حتی اساتید اقتصاد این تلقی از طرح وجود دارد که دولت میخواهد ضررهای بانکها را جبران کند. البته تعیین قیمت خرید قسمت چالش برانگیز این طرح است. باید از این طرح بعنوان زنده کردن بازاری یاد کرد که هم اکنون از میان رفته است.

اگر به نوشته های دو اقتصاددان دانشگاه شیکاگو (کاکرن و مولیگان) دقت کنید از این طرح بعنوان سوبسیدی به بخش مالی یاد میکنند و علی الخصوص مولیگان در نظری اشتباه از بی ارتباطی بازار سرمایه و بخش حقیقی اقتصاد یاد میکند و بعنوان مدافعان بازار آزاد با طرح دولت مخالفت میکنند. درحالیکه در شرایط فعلی مدافعان بازار آزاد باید از عدم کارکرد بازار وام اظهار نگرانی کنند و راهکاری برای زنده کردن این بازار ارایه کنند. من به هردو این حضرات ایمیل زدم. مولیگان جواب داد که تا روز شنبه توضیحات بیشتر را یا در وبلاگش یا در نیویورک تایمز منتشر میکند و کاکرن هم بیشتر از آنچه در وبسایتش آورده گفت چیزی برای گفتن نداره. از مولیگان پرسیدم به سود حاشیه ای سرمایه در بخشهای دیگر اقتصاد اشاره کرده ای که درست. ولی این بحران باعث نمیشود که ورود سرمایه به این بخشها مختل شده و رشد این بخشها را آهسته کند؟ جواب داد:

There will be a bump not an obstacle

به هر حال طرح تصویب شد. من این طرح را در چارچوب دخالت دولت برای زنده کردن بازار ثانویه مسکن میبینم. موردی که شکست بازار اتفاق افتاده و دولت باید برای احیای آن باید دخالت کند. آینده نه چندان دور ثابت خواهد کرد که آیا طرح ۷۰۰ میلیارد دلاری موفق بوده یا خیر.

Advertisements

7 پاسخ to “ریشه اصلی بحران مالی :‌ عدم نقدشوندگی وامهای مسکن”

  1. Meysam Says:

    همه فرمایشات شما به کنار ولی این مورد آخر «آینده نه چندان دور ثابت خواهد کرد که آیا طرح ۷۰۰ میلیارد دلاری موفق بوده یا خیر…» رو نمیدومنم چه جوری قرار ثابت بشه. مگه اینکه در همسایگی ما در سیاره مریخ هم بحران مالی مشابه بوده باشد و آنجا طرح مشابه تصویب نشده باشد تا بتونیم مقایسه کنیم!

  2. مهدي Says:

    اينطور كه فهميدم يكي از ريشه هاي اصلي بحران اين است كه به اين اوراق وام، رتبه بندي غيرواقعي عطا شد و بسيار كم ريسك تلقي شدند. يعني موسسات معتبر رتبه بندي در امريكا با ان همه سابقه چنين اشتباهي كردند. با اين اوصاف ما چطور اصرار داريم كه در ايران شركتها براي تامين مالي شان اوراق قرضه منتشر كنند و انهم در شرايطي كه اصلا موسسات رتبه بندي نداريم؟!!

  3. pmashayekh Says:

    میثم!
    از بازفروش وامهای مسکن خریداری شده میشه فهمید که هزینه واقعی طرح چقدر بوده. ولی اثر واقعی آن بر اقتصاد بقول تو ممکن است سخت باشد.

    مهدی خان!
    اولا همه اشتباه میکنند و شرکتهای رتبه بندی عمری است که کارشان را خوب انجام داده اند و در مورد وامهای مسکن این سیگنال اشتباه را به بازار دادند. ولی با تخطئه کل سیستم مخالفم و ترس من هم این است که در ایران این نتیجه گیری شود که دیدید سیستم سرمایه داری و بازار آزاد شکست خورد و واویلا سر دهند. این مانند این است که در منطقه ای که اتوموبیلی وجود ندارد و همه با گاری رفت و آمد میکنند کسی با استفاده از اتومبیل مخالفت کند چون تصادفی یکبار رخ داده است.

  4. Meysam Says:

    همه حرف های شما درست ولی این شامورتی بازی ها تو کت من نمیره. تا یه ماه پیش هیچ خبری نبود. ارزش سهام من هم در حال افزایش بود. یه مرتبه این مرتیکه قالتاق پاولسون میاد اون مزخرفات رو میگه تمام بازار رو به هم میریزه. بعدشم مگه همین کاکران نیست که تا کتابشو نخونده باشی تو فاننشال اینستیتوشنز راهت نمیدن (قیاس!) حالا چی شد که ایشون نمیفهمن؟ مولیگان هم که نیاز به معرفی نداره! آقایون مالی همه نرم افزاراشون از مدلای این اساتید استفاده میکنه. این دو به کنار زینگالس که دیگه کرپرت فاننس کاره هم همین حرف رو زده و تازه معتقد این یه دزدی آشکار پول مردمه! اینا همه از محاسن داشتن رییس جمهور بی شعوره که راحت منی پولیت میشه. چه جنگ عراق چه این! برنانکه یه ماه پیش میتونست بی سر و صدا وام بلندمدت بده. خیلی هم خرجش کمتر بود.

    اما اینکه میگی قیمت گذاری در آینده معلوم میکنه! چیو معلوم میکنه! اگه قیمتشون بیاد پایین میگن: دیدین گفتیم بانکها کمک میخوان! و از جیب من و تو میره اگه بالا بمونه میگن دیدن گفتیم بانک ها کمک میخوان! بانک ها هم اولا دستشون واسه ریسک بیشتر باز میشه و هم چون ریسکشون کم شده سهام داراشون پولدارتر میشن. پاولسون پدرسوخته هم 3 ماه دیگه میره همون جاها کار میکنه و مزدشو میگیره. تو حالت دوم تورم هم بیداد خواهد کرد بازم از جیب منو تو!

  5. روزبه حسینی Says:

    پویان لینک نوشته‌ت رو درست کن. نمی‌شه بهش لینک داد (توی آدرس لینک کلمه فارسی داره! می‌تونی ویرایشش بکنی و یه آدرس کاملا انگلیسی بذاری). پست من رو هم بخون.

  6. مهدي Says:

    من سوالم را دوباره تكرار ميكنم: در شرايطي كه در ايران اصلا موسسات رتبه بندي نداريم و تا انها شروع به كار كنند و كارشان را ياد بگيرند و مردم و بازار به رتبه دهي انها اعتماد كنند… ، چشم انداز انتشار اوراق قرضه شركتي چطور است؟ و اصلا قابل تصور هست؟

  7. پویان مشایخ Says:

    مهدی خان!
    نگاه کن الان کسی شرکتهای توبورس را ارزیابی نمیکند و مردم هم خودشان میروند سهام خرید و فروش میکنند. حالا اگر اوراق قرضه شرکتها منتشر شود و شرکت رتبه بندی وجود نداشته باشد مردم بر اساس انتظار خودشان اوراق قرضه را معامله میکنند. در آمریکا هم اول بازار اوراق قرضه بوجود آمد و بعد بعضی ها به این فکر افتادند که شرکت رتبه بندی تاسیس کنند. والا من چشم انداز انتشاراوراق قرضه را در ایران نمیدانم. شما که آنجا هستید بهتر از من باید با خبر باشید که اصلا اراده ای برای انتشار آن هست یا خیر.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: