Archive for دسامبر 2008

برنده جایزه نوبل به راه راست هدایت شد

دسامبر 24, 2008

یادتونه طرح ۷۰۰ میلیارد دلاری را که بردن کنگره یک سری از اساتید اقتصاد نامه نوشتن این چه طرحیه؟ یک نامه مبهم نوشتن و راه حلی هم ارایه نکردن. سردسته آن اساتید هم آقای لوکاس برنده جایزه نوبل بود و یک سری عوام دنبالش راه افتادن و پای نامش امضا زدن. اون موقع گفتم یک سری از این اساتید تو باغ نیستند (تو باغ نبودن با بیسوادی فرق داره) و زمان باعث میشه تا راه حل بهینه را ارایه کنند. حالا آقای لوکاس در وال استریت ژورنال مقاله ای نوشته در تمجید از برنانکه برای اینکه میخواد خرید دارایی هایی غیر از اوراق قرضه دولتی را تحت لوای سیاست پولی ادامه بده و گفته این همون طرح نجاته. خلاصه نامه ای که باعث تشویش اذهان عمومی شده بود حالا رییسش به گمراهی اعتراف میکنه.
در محیط وبلاگستان هم دو وبلاگ باعث تشویش اذهان عمومی شدند که من اسمشون را نمیارم ولی یکیشون که ما رو به جیره خواری از طرح مذبور هم متهم کرد.

ابزارهای مالی جدید در بورس تهران

دسامبر 24, 2008

قبلا در مورد آقای عباس موسویان نوشته بودم. نظراتش را درمورد بازار مالی خوانده بودم. آقای موسویان در حوزه درس خوانده بعد به اقتصاد علاقه مند شده و در مورد ابزارهای مالی تحقیق میکند. یکی از مشکلات اقتصاد ما ناکارایی بازار پول و سرمایه آن است که گره آن هم توسط کسانی باز میشود که هم فقه بدانند و هم اقتصاد. آقای موسویان هم چنین فردی است و بی سروصدا داره جور اصلاح بازار مالی را یک تنه بدوش میکشه. این خبر به نظرم خبر مهمی بود برای اقتصاد ایران که عملا روزنامه ها از کنارش ساده گذشتند:

کميته فقهي سازمان بورس و اوراق بهادار قراردادهاي آتي سهام، صکوک استصناع و خريد تضميني سهام را تصويب کرده است.

من راستش نفهیمیدم صکوک استصناع چیست کسی میداند یه کامنتی بده. ولی چیزی که معلوم هست راه برای معامله قراردادهای آتی باز شده و میتونه ابزار خوبی برای مدیریت ریسک باشه. علی الخصوص اگر به بازار ارز یا کالاها هم تعمیم داده بشه که گویا در جریانه.

دسامبر 11, 2008

۱) مطلب فوتبال رو قبلا نوشته بودم و با این خبر فکر کردم شاید بدرد دنیای اقتصاد بخوره. جالبه تو همایش همه به مواردی بیشتر اشاره کرده اند که اصل داستان که منبع درامد باشگاههاست را کمتر تاکید کرده اند. مثل اینکه چند تا باشگاه تو ژاپن هست و مدیریت آنجا علمی است و غیره. خصوصی سازی زمانی معنی پیدا میکنه که اول شما حق درآمد آن صنعت را برسمیت بشناسید نه اینکه کلاس مدیریت برای باشگاهها بذارین.

۲) این مقاله محسن شمشیری هم در مورد اوراق مشارکت همان تکرار کج فهمی های این اوراق من درآوردی است و فقط در ایران پیدا میشه برخلاف نظر کارشناس اقتصادی مقاله که گفته همه دنیا اوراق مشارکت دارن. آره دارند ولی بهش میگن حساب پس انداز. این مهدی نصرتی باید به این حضرات سرمایه بگه که اوراق مشارکت اوراق قرضه نیست! تا این روزنامه اقتصادی موجب تشویش اذهان عمومی در مورد ابزارهای پولی نشه.

۳) خودروسازهای آمریکا هم به کمک ۲۵ میلیارد دلاری امیدوار شدند. نمایندگان دموکرات و چند نماینده جمهوریخواه ایالت میشیگان (کارخانه های خودروسازی بیشتر در ایالت میشیگان هستند)که مثل نماینده های خودمون به فکر انتخاب دور بعدی هستند به تصویب طرح کمک کردند. حالا سنا مونده که جلوی دور ریختن این پول رو بگیره. فریدمن خدا بیامرز میگفت که بهترین ترکیب برای اقتصاد رییس جمهور دموکرات و کنگره جمهوریخواهه که جلوی هزینه ها رو بگیره

۴) شعارهای انتخاباتی همیشه قشنگند. اوباما قول داده بود از پولدارها و شرکتهای نفتی مالیات بیشتری میگیره و از مالیات کم درآمدها کم میکنه. حالا نه تنها بی خیال این حرفها شده بلکه یک خانومی را رییس گروه مشاوران اقتصادیش گذاشته که تمام عمرش از مواهب کم کردن مالیات مقاله نوشته. تو کارزار انتخاباتی هم به هیلاری کلینتون گیر میداد که آدم مطمینی برای سیاست های خارجی نیست چون به جنگ عراق رای مثبت داده حالا خانوم را انتخاب کرده برای وزارت خارجه! خلاصه خالی بندی و حرفهای عوامگرایانه در کارزارهای انتخاباتی تا وقتی مردم عوام باشند کاربرد موثری داره.

برسمیت نشناختن منبع درآمد :مانع اصلی خصوصی سازی باشگاههای فوتبال

دسامبر 11, 2008

دو تيم پرطرفدار پايتخت همواره در تنش هاى مالى هستند و همانند ديگر تيم ها چشم به كمك هاى دولتى دارند و اندك تيم هاى با پشتوانه بخش خصوصى نيز به سختى از پس هزينه ها برمى آيند. اين در حالى است كه باشگاه هاى فوتبال در دنيا از زمره بنگاه هاى سودده هستند. باشگاه منچستريونايتد در سال گذشته ميلادى نزديك صد ميليون دلار سود خالص داشته و مجموع درآمد بيست باشگاه اول اروپا در سال گذشته ميلادى بالغ بر سه ميليارد دلار بوده است. اگر نگاهى به درآمد اين باشگاه ها بيندازيد متوجه خواهيد شد كه منبع اصلى درآمد اين باشگاه ها بر دريافت حق پخش تلويزيونى و فروش اجناس با آرم باشگاه استوار بوده است. متاسفانه به دليل عدم رعايت حق بازرگانى نام باشگاه ها در ايران امكان كسب درآمد از اين راه وجود ندارد. باشگاه هاى فوتبال با پشتوانه طرفداران بى شمار خود مى توانند منبع خوبى براى كسب درآمد تبليغاتى باشند. شبكه هاى تلويزيونى با توجه به حضور بينندگان پرشمار بازى هاى باشگاه ها مى توانند از فروش تبليغات قبل و بعد از بازى درآمد زيادى كسب كنند. دادن حق قانونى به باشگاه ها براى داشتن اعطاى مجوز پخش تلويزيونى بازى هاى آنها باعث شده است كه از شبكه هاى تلويزيونى بابت پخش بازى هايشان پول هنگفتى طلب كنند كه سهم عمده درآمدهاى آنها را تشكيل مى دهد. وجود كانال هاى تلويزيونى متعدد باعث رقابت بين آنها براى به دست آوردن حق پخش بازى ها مى شود. مسلماً تيم هاى پرطرفدار از حق پخش بالاترى نيز برخوردار مى شوند چراكه مى توانند بينندگان بيشترى را پاى تلويزيون بكشانند كه باعث بالارفتن قيمت درخواستى شبكه هاى تلويزيونى از شركت هاى تجارى براى پخش آگهى هاى آنها مى شود.

از طرف ديگر باشگاه ها با علم به اينكه بهتر بازى كردن تيمشان باعث افزايش بينندگان آن و بالنتيجه باعث بالا رفتن درآمدهايشان مى شود انگيزه خواهند داشت كه براى بهتر شدن وضعيت تيمشان سرمايه گذارى لازم را انجام دهند. متاسفانه به علت انحصارى بودن شبكه تلويزيونى در ايران و به رسميت نشناختن حق قانونى باشگاه ها براى اجازه پخش بازى ها باعث شده است كه باشگاه دارى در ايران فاقد درآمد باشد و به جاى اتكا به درآمد قانونى و با ثبات حق پخش تلويزيونى چشمشان به دريافت كمك هاى نامطمئن دولتى باشد. در اين شرايط با توجه به نامعلوم بودن كمك هاى اعطايى دولتى در آينده، امكان برنامه ريزى و بلندمدت نگرى در سرمايه گذارى در باشگاه ها از بين مى رود. راه برون رفت اين مشكل و كمك به رشد و توسعه باشگاه دارى در ايران در به رسميت شناختن حق آنها براى پخش تلويزيونى آنها است. امكان تاسيس شبكه هاى تلويزيونى خصوصى صرفاً ورزشى مى تواند به عنوان راهكارى درازمدت براى كمك به صنعت باشگاه دارى باشد. در كوتاه مدت نيز با توجه به حضور انحصارى صداوسيما دخالت دولت لازم است تا از راه قانونمند كردن تعلق درآمدهاى تبليغاتى به هنگام انجام بازى ها به باشگاه ها، بخش خصوصى با پشتوانه درآمدى پايدار به ادامه حيات خود مطمئن شده و باشگاه هاى فوتبال از لحاظ كمى و كيفى توسعه يابند.

کنفرانس اقتصاد ایران

دسامبر 3, 2008

اولین کنفرانس اقتصاد ایران در قریه دور افتاده ای نزدیک شیکاگو بنام اوربانا ده روز دیگر (۱۲ و ۱۳ دسامبر) برگزار میشود. اگر کسی آمریکاست و اهل ماجراجویی است و حوصله مسافرت در فصل سرما به بد آب و هوا ترین دهات آمریکا را داره پاشه بیاد.عوضش شاید کره و نان محلی گیرش بیاید. علت برگزاری کنفرانس در قریه فوق الذکر هم این است که یه سری دانشجوی ایرانی از ازمنه قدیم آنجا رفته اند و همانجا هم ماندگار شدند. از سرماش که بگذریم شنیدم تابستانها آنجا تمام زمینها مزرعه ذرت میشه و همه افراد آن دانشگاه به کشت و زرع و درو ذرت سرگرم میشوند. قریه مذکور گویا فرودگاهی برای سمپاشی آفات دارد و گاهی هم از آن برای حمل مسافر استفاده میکنند ولی اگر میخواهید بیایید یه جوری خودتان را به شیکاگو رسانده و با اتوبوس های محلی به اوربانا بیایید.

دومین کنفرانس اقتصاد ایران سپتامبر سال دیگر بجای قریه مزبور خوشبختانه در شهر لوس آنجلس (دانشگاه یواس سی)برگزار میشود و تاریخ ارسال چکیده مقالات هم ژانویه ۲۰۰۹ است.

تغییر سیاست پولی

دسامبر 2, 2008

بانک مرکزی آمریکا برای اجرای سیاست پولی همواره نرخ کوتاه مدت بین بانکی را مورد هدف قرار میداده است. این نرخ را در آخرین جلسه فدرال رزرو به ۱ درصد رسانده و گفته میشود که این رقم در بازار به زیر ۱ درصد نیز رسیده است و علت آن هم خودداری بانکها از اعطای اعتبار است. تاکنون با کاهش این نرخ بهره کوتاه مدت نرخ های بهره دیگر همچون وام مسکن و اتومبیل کاهش میافت. نرخ بهره وامهای مسکن با نرخ بهره دهساله ارتباط مستقیمی دارد. امروز برنانکه اعلام کرد که بانک مرکزی درصدد اجرای سیاست پولی انبساطی از طریق کاهش نرخ بهره اوراق دهساله است. برای همین امروز بعد از اعلام این نظر قیمت اوراق دهساله جهش کرد و بازدهی آنها کاهش شدیدی داشت. حالا بعید نیست که این سیاست به سایر اوراق بهاداری چون وامهای مسکن تعمیم داده شود. این بحران مطمينا بر نحوه و اجرای سیاست های پولی تاثیر زیادی خواهد گذاشت. چون از طرفی سیاست پولی بنوعی مسبب این بحران شناخته شده است و هم نحوه اجرای آن دارد شکل های دیگری بخود میگیرد.

برای دیدن عکس العمل بازار اوراق قرضه دهساله به صحبتهای برنانکه اینجا را نگاه کنید و روز اول دسامبر ۲۰۰۸ را انتخاب کنید

مقالات اقتصادی مطبوعات

دسامبر 2, 2008

۱) روزنامه سرمایه دو شماره اختصاص داده به فرشاد مومنی. طبق معمول اطاله کلام و حرفهای بی سرو ته و بدون ارایه هرگونه راهکاری. اگر بخوام حرفهای فرشاد مومنی را نقد کنم باید دو برابر حرفهای وی مطلب بنویسم. حالا به چند موردش گیر میدهم:
یک جا اشاره کرده:
مرحوم دکتر عظیمی در رساله دکترای خود که در سال های پایانی حکومت پهلوی در دانشگاه آکسفورد گذرانده، مستنداتی را ذکر می کند که براساس آن ضریب جینی در سال های آخر حکومت پهلوی نزدیک 53/0 رسیده بود و وقتی ضریب جینی بالاتر از 5/0 قرار می گیرد یعنی وارد مرحله انفجار اجتماعی شده ایم. بین 4/0 تا 5/0 را آستانه انفجار می گویند

این هم ادعایی است برای خودش. هم اکنون برزیل و پاناما و افریقا جنوبی و آرژانتین دارای ضریب جینی بالای نیم هستند و منفجر هم نشده اند اتفاقا رشد اقتصادی خوبی هم در چند سال گذشته داشته اند و کشورهای باثباتی هم از لحاظ سیاسی و اقتصادی هستند. ضمن اینکه مطالعات نشان داده که ضریب جینی در طول زمان به کندی تغییر میکند.

درمورد واردات هم وی این نظریه که با کاهش ارزش پول ملی واردات کم میشود را اینگونه رد میکند

در قسمت واردات هم دلایل بی شمار مطرح شده که نشان می دهد چرا آن انتظار تئوریک در بخش واردات هم اتفاق نمی افتد. مثلاً یکی از مهم ترین پیش نیازهای این مساله این است به شرطی در صورت تضعیف ارزش پول ملی واردات کاهش پیدا می کند که در کوتاه مدت ظرفیت های سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی و نهادی برای پاسخگویی در داخل نسبت به تقاضا برای آن کالاها و خدمات وجود داشته باشد

بدینگونه فرشاد مومنی دن کیشوت وار به جنگ علم اقتصاد میرود.از کاهش واردات اظهار نگرانی میکند ولی تغییر نرخ ارز را بر واردات بی اثر میداند.

۲)مسعود میرابزاده هم در مورد ضریب جینی مطلبی نوشته اند در روزنامه سرمایه. ایشان اشاره کرده اند:

طرفداران ضریب جینی مدعی هستند که این ضریب محک قابل اطمینان تری برای تعیین میزان پیشرفت یک کشور است و به وسیله آن می توان بین رشد مفید و رشد غیراقتصادی تفاوت قائل شد.

ضریب جینی صرفا میزان پراکندگی درآمد را نشان میدهد و تا جاییکه بنده اطلاع دارم کسی از آن برای معیار پیشرفت استفاده نمیکند

۳) مقاله جالب صادق الحسینی و دکتر غنی نژاد را هم از دست ندهید