۱) مطلب فوتبال رو قبلا نوشته بودم و با این خبر فکر کردم شاید بدرد دنیای اقتصاد بخوره. جالبه تو همایش همه به مواردی بیشتر اشاره کرده اند که اصل داستان که منبع درامد باشگاههاست را کمتر تاکید کرده اند. مثل اینکه چند تا باشگاه تو ژاپن هست و مدیریت آنجا علمی است و غیره. خصوصی سازی زمانی معنی پیدا میکنه که اول شما حق درآمد آن صنعت را برسمیت بشناسید نه اینکه کلاس مدیریت برای باشگاهها بذارین.

۲) این مقاله محسن شمشیری هم در مورد اوراق مشارکت همان تکرار کج فهمی های این اوراق من درآوردی است و فقط در ایران پیدا میشه برخلاف نظر کارشناس اقتصادی مقاله که گفته همه دنیا اوراق مشارکت دارن. آره دارند ولی بهش میگن حساب پس انداز. این مهدی نصرتی باید به این حضرات سرمایه بگه که اوراق مشارکت اوراق قرضه نیست! تا این روزنامه اقتصادی موجب تشویش اذهان عمومی در مورد ابزارهای پولی نشه.

۳) خودروسازهای آمریکا هم به کمک ۲۵ میلیارد دلاری امیدوار شدند. نمایندگان دموکرات و چند نماینده جمهوریخواه ایالت میشیگان (کارخانه های خودروسازی بیشتر در ایالت میشیگان هستند)که مثل نماینده های خودمون به فکر انتخاب دور بعدی هستند به تصویب طرح کمک کردند. حالا سنا مونده که جلوی دور ریختن این پول رو بگیره. فریدمن خدا بیامرز میگفت که بهترین ترکیب برای اقتصاد رییس جمهور دموکرات و کنگره جمهوریخواهه که جلوی هزینه ها رو بگیره

۴) شعارهای انتخاباتی همیشه قشنگند. اوباما قول داده بود از پولدارها و شرکتهای نفتی مالیات بیشتری میگیره و از مالیات کم درآمدها کم میکنه. حالا نه تنها بی خیال این حرفها شده بلکه یک خانومی را رییس گروه مشاوران اقتصادیش گذاشته که تمام عمرش از مواهب کم کردن مالیات مقاله نوشته. تو کارزار انتخاباتی هم به هیلاری کلینتون گیر میداد که آدم مطمینی برای سیاست های خارجی نیست چون به جنگ عراق رای مثبت داده حالا خانوم را انتخاب کرده برای وزارت خارجه! خلاصه خالی بندی و حرفهای عوامگرایانه در کارزارهای انتخاباتی تا وقتی مردم عوام باشند کاربرد موثری داره.

Advertisements

3 پاسخ to “”

  1. مهدي Says:

    سلام. من ارتباطي با روزنامه سرمايه ندارم. حالا كه تا اينجا امديم يك سوال: موضوع حسابداري چي شد؟
    اخيرا دكتر طبيبيان جايي درباره بحران مالي صحبت ميكردو حرفهايي زد كه خيلي باب ميل من بود! از جمله اينكه امريكا در 20-30 سال اخير دلار را قوي نگه داشت و به خرج چين و ژاپن خوب زندگي كرد… 1000ميليارد دلار صرف جنگ كرد… در ضمن دكتر بخشي از تقصير را هم گردن مديريت و حسابداري انداخت. و اينكه الان ميخواهند كاسه و كوزه ها را سر فقرا بشكنند كه چرا نميتوانند وام مسكنشان را پس بدهند در حالي كه هرجا بحران پيش بيايد اول اين طبقه ضرر ميكنند.
    هرچند خيلي موضوع باز نشد و خيلي هم معلوم نيست اين ادعاها درست باشد ولي من از اين ديدگاه خيلي خوشم ميايد كه به جاي عوارض و نشانه ها به دنبال دلايل اصلي و ريشه اي باشيم. قبلا هم در وبلاگ حجت قندي سوالي را مطرح كرده بودم و حامدقدوسي هم در يك پست جواب داده بود كه به نظرم خيلي قانع كننده نبود. خلاصه كه اين بحران-اگر واقعا بحران باشه- ريشه هاي عميق داره و نميشه صرفا به وامهاي مسكن ربطشان داد.
    شايد اين بحث را يه جايي مطرح كنم.

  2. مايسا Says:

    استاد گرانقدر
    سلام عليكم
    در رابطه با برنامه ي پنجم توسعه ي قبل از انقلاب مشغول تحقيق هستم.سپاسگذار خواهم شد كه در صورتي كه مقاله يا كتابي در اين زمينه مي شناسيد معرفي كنيد يا برايم ميل بزنيد.
    شب يلداي خوبي را برايتان آرزومندم.
    مسعود صمدي
    دانشجوي رشته اقتصاد دانشگاه فردوسي مشهد

  3. ملیحه Says:

    من هر وقت اوباما رو می بینم یاد احمدی نژاد خودمون می افتم. خدا همه مون را عاقبت بخیر کنه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: