Archive for ژانویه 2009

تصویب طرح مالی

ژانویه 29, 2009

مجلس نمایندگان آمریکا طرح هشتصد و خورده ای میلیارد دلاری را  دو ساعت پیش تصویب کرد علیرغم اینکه نمایندگان حزب جمهوریخواه در رای گیری شرکت نکردند. جمهوریخواهها بدلیل امکان یافتن دولت در دخالت در اقتصاد با این طرح مخالفت کردند.  گویا قرار است بالای سیصد میلیارد دلار خرج بهسازی پلها و جاده ها شود. از حالا لابی های دو صنف سیمانی ها و آسفالت کاران رقابت خودشون را برای سهم بردن از این خوان شروع کرده اند. گویا سیمانی ها سعی میکنند این پول بیشتر صرف پلها شود چون سیمان بر تر است و آسفالت کارها هم میگن باید جاده ها ترمیم شوند. مشاهده میکنید هر جا دولت قدرت اقتصادی پیدا کند سرو کله این لابی ها پیدا میشود. نمایندگان هم بیشتر حواسشون به انتخاب شدن در دوره بعدی است و باید رضایت همولایتی هاشون را جذب کنند و از حالا شروع میکنند که به گفتن اینکه جاده ها و پلهای ایالتشون نیاز سریع به تعمیر داره ویک تحلیل فنی و اقتصادی از ضرورت انجام این کار ارایه میدهند! میبینید رفتار نمایندگان مجلس آمریکا شبیه نماینده های مجلس خودمون میشه که سعی هر کدومشون کندن پول از بودجه دولته. طرح هفتصد میلیارد دلاری را که یادتون هست؟ که قرار بود باهاش دارایی های غیرقابل نقد را بخرن ولی چند هفته بعد پشیمون شدند و گفتن میخوان با آن پول بانکها را تقویت کنند. حالا کاشف به عمل آمده که نماینده ها به اداره دارایی آمریکا فشار آورده اند که آن پول روانه بانکهای ایالت خودشون بشه. نمونش ایالت اوهایو که نمایندش تونست چند میلیاردی برای بانک نشنال سیتی علیرغم وضع وخیم آن بانک پول جور کنه (قرار بوده به بانکهای سالم پول بدن نه به بانکهای دم ورشکستگی) و رییس کمیته بانکی هم که اهل بوستونه یه پول جور کرده برای بانک داغونی در بوستون.

 مشاهده میکنید که وقتی موقعیت و انگیزه پیش بیاد آدمها مثل هم عمل میکنند حالا خواه ایران باشه یا آمریکا. راه از بین بردن فساد و ناکارایی هم کم کردن میزان دخالت دولت در اقتصاده و فراهم آوردن سیستمی است که انگیزه فساد وجود نداشته باشه.

پراکنده

ژانویه 28, 2009

مهمون ما رفت بسوی تگزاس. کلی هم با هم گپ زدیم. یکی از گرفتاری های اقتصاد خوندن اینه که ایرانی هم صحبت کم پیدا میشه. بچه های مهندسی هم درمورد اقتصاد یه چیزایی میگن که آدم بهتر باهاشون در مورد آب و هوا صحبت کنه. با یکی از رفیقای مهندسی خونده حامد(فارغ االتحصیل بهترین دانشگاه آمریکا) اینجا یه ملاقاتی کردیم یه چیزایی در مورد اقتصاد میگفت که تن آدام اسمیت تو قبر به لرزه میوفتاد. من فقط لبخند میزدم و حامد هم لیبرال بازی درآورد و باهاش بحث میکرد. ما هم با ایما و اشاره به حامد میگفتیم ولش کن و بعدا بهش گفتم اگر وبلاگی زد یا رفت ایران با این حرفاش باعث تشویش اذهان عمومی در مورد اقتصاد شد حسابش رو میرسیم. فعلا چاقو رو غلاف کن.

اوضاع آمریکا هم خیطه. یکی از ویژگیهای این بحران سرعت افزایش بیکاریه که در رکود های قبلی سابقه نداشته. فقط در طی دو روز گذشته بیش از هشتاد هزار نفر بیکار شدن. سال ۲۰۰۸ هم بیش از ۲.۶ ملیون نفر بیکار شدن.

فعلا بحثی که اینجا داغه نحوه اجرای سیاست های مالی است. اوباما رفته کنگره برای تصویب طرح هشتصد میلیارد دلاریش که جمهوریخواه ها دارن براش مانع درست میکنن. در میان اقتصاد دانان هم بحث و جدل داغه. شیکاگویی ها مخالف اجرای سیاست مالی با آن وسعت هستند و آن را باعث کاهش سرمایه گذاری خصوصی و دخالت زیاد دولت در اقتصاد میدونن. از آنطرف اقتصاددانانی مثل کروگمن که اخیرا نوبل را برد موافق اجرای سیاست مالی است و دفع الوقت را جایز نمیدونه و توی وبلاگش هم از شیکاگویی ها شدیدا انتقاد کرده. ولی نکته جالب اینه که کروگمن که به نيوکینزین معروفه با شیکاگویی ها در بحث و جدله و خوندن نظراتش از این بابت جالبه که میشه دید تفاوت این دو طیف عمدتا در سیاستگزاری اقتصادی است و نیازی به گفتن نیست که کروگمن مدافع بازار آزاد و سیاستهای آزادسازی است. در ایران بعضیها تحت لوای کینزین بودن سعی میکنند کل اقتصاد را زیر سوال ببرند و تلقی آنها از کینزین بودن این است که با علم اقتصاد در تضادن. بد نیست این سخرانی لوکاس را که چند سال پیش در کنفرانسی ارایه کرده بخونید و اونجا اشاره میکنه که خودش در ابتدا کینزین بوده و با احترام از کینز یاد میکنه و وی را نجات دهنده سیستم سرمایه داری میدونه و بعد لوکاس روند رشد اقتصاد کلان را شرح میده و اینکه چگونه با تکیه برمبانی اقتصاد خرد علم اقتصاد کلان را بجای فعلی رسونده.

پ.ن: جاوا را اشتباهی پاک کردم نمیتونم روی نوشته ها لینک بدم. لینک سخنرانی لوکاس اینه:http://homepage.ntu.edu.tw/~yitingli/file/Workshop/lucas%20.pdf

اوضاع وخیم سیستم بانکی آمریکا

ژانویه 21, 2009

امروز همزمان با مراسم سوگند اوباما بازار سهام یکی از بدترین روزها را گذراند که بدلیل اهمیت مراسم سوگند انعکاس زیادی نیافت. امروز سهام بانکها بطور متوسط سی درصد سقوط کرد که این غیر از سقوط چند روز گذشته آنها بود. بانکی چون Bank Of America که از مطمین ترین بانکها بود سهامش در طول چند روز گذشته هفتاد درصد سقوط کرده است. ولی ریشه این بحران چیست؟ ایا بحران به مراحل وخیمتر نزدیک میشود؟

گرفتاری اصلی این بحران در عدم نقدشوندگی دارایی های با پشتوانه وامهای مسکن است. از بین رفتن این بازار باعث شده است که قیمت این دارایی ها مشخص نباشد و در نتیجه دارایی بانکها مبهم باشد. این ابهام باعث میشود که خسارت بانکها بوضوح معلوم  نباشد و سلامت یک بانک مشخص نشود. برای همین Bank Of America که مبادرت به خربد مریل لینچ کرد از میزان ضررهای آن بطور دقیق با خبر نبود و الان خبر آمده  است که سرمایه کافی برای جبران آن خسارتها ندارد و برای همین دست به دامن دولت شده است. ولی این داستان به کجا ختم میشود؟ هم اکنون تخمین زده میشود که خسارت ناشی از وامهای مسکن به یک تریلون دلار رسیده است و پیش بینی میشود این رقم از سه تریلون دلار فراتر میرود و این خسارت بیش از سرمایه موجود در بانکهاست. بعبارت دیگر آینده تاریکی در انتظار سیستم بانکی آمریکاست و ورشکستگی وسیع بانکها محتمل به نظر میرسد. در اینصورت اگر دولت مداخله نموده و بانکها را ملی اعلام کند چیزی همانند ایسلند اتفاق خواهد افتاد و ورشکستگی دولت آمریکا دیگر چیز غیر قابل تصوری نخواهد بود. کما اینکه در بازار CDS هم اکنون احتمال ورشکستگی دولت آمریکا شش برابر سال گذشته تلقی میشود.

حال سوال این است که این بحران که کم کم به بحران وسیعتری ممکن است منجر شود چرا بوجود آمد و چرا سیستم خود تنظیم نظام بازار آزاد باعث اصلاح سیستم نمیشود؟ جواب این سوال هم این است که از بین رفتن بازار دارایی های وامهای مسکن علت اصلی این بحران است. از بین رفتن این بازار باعث شده است که سیستم علامت دهی قیمتی از کار بیوفتد و دارایی های بانکها مبهم و غیرشفاف شود و ورشکستگی بانکهای ضررده بسرعت انجام نشود. برای فهم بهتر این قسمت باید پستی در مورد سیستم حسابداری بانکها که قبلا قولش را داده بودم بنویسم و بعد به ارزیابی طرح هفتصد میلیارد دلاری و سیاستهای پولی بپردازم.

حیف نام البرز

ژانویه 19, 2009

همانطور که گفتم بحث کردن با سایت البرز (حیف این اسم) را بیفایده میدونم ولی برای خوانندگان گرامی مواردی از اشکالات آنها را اینجا مینویسم:

احمدخان سیف نیاکی در مورد یارانه بنزین مطلبی نوشته است و در آخر با فرض اینکه سیاست اصلاح یارانه ها درست انجام شود و فقط اقشار فقیر یارانه گیرشان بیاید اینطور به این مساله ایراد گرفته است:

ولی، ثروتمندانی که از این یارانه‌ی نقدی بهره‌مند نمی‌شوند، به احتمال زیاد، بعید است که تقاضای خود برای بنزین را کاهش بدهند. از سوی دیگر، ولی اقشار و طبقات فقیر که الان طبق ادعای مدافعان این سیاست‌ها از میزان بیشتری از یارانه‌ها به طور نقدی بهره‌مند می‌شوند، احتمال زیادی دارد که برتقاضای‌شان برای بنزین بیفزایند. یعنی در نهایت، به‌اصطلاح هدفمندکردن یارانه‌ها، به احتمال زیاد بعید نیست به وضعیتی فرابرود که مصرف بنزین دراقتصاد ایران، به جای کاهش افزایش یابد.

ببینید این همه در مورد یارانه بنزین گفته شده که مشکل تفاوت قیمت خرید از بازار بین المللی و قیمت عرضه شده در بازار ایران است نه مقدار مصرفی. چه اشکالی دارداگر مصرف کننده در ایران جنس وارداتی را به قیمتی بین المللی مصرف کند؟اقتصاددانان همیشه بدنبال کالای کم کشش برای وضع مالیات هستند. اگر بنزین کم کشش است انتخاب خوبی برای وضع مالیات است.  ببینید نگارنده مقاله فوق اصلا متوجه مشکل یارانه بنزین نیست. مقاله اشان هم تحت عنوان مقاله اقتصادی در روزنامه ای در ایران هم چاپ شده است.

ناصر فکوهی مقاله این نوشته و گویا برای دانشجویان دانشگاه تهران هم در سمیناری ارایه شده است. نامبرده اینگونه ادعا میکند:

همان بس که بگوییم امروز بر اساس اسناد و مدارک می‌توان کاملا نشان داد که سیستم به‌اصطلاح سوسیالیستی هرگز در هیچ کشوری وجود خارجی نداشته است

این هم از همان ادعاهای کمونیست هایی است که بعد از فروپاشی شوروی سعی در تطهیر این سیستم داشته اند. کوبای فعلی هم طبق نظر این آقایان سوسیالیستی نیست! ولی نظر داهیانه وی اینجاست:

مثل حمل‌ونقل، آموزش و بهداشت که هیچ‌گاه سودآور نبوده‌اند و واگذاری این حوزه‌ها به بخش خصوصی، آنجا که اتفاق افتاد (مثلاً در بریتانیا) موجب فجایع انسانی شد.

آیا صنعت هواپیمایی آمریکا که در دهه شصت آزاد شد سود آور نبود؟ این همه شرکت هواپیمایی فعال در آمریکا هست و اگر سودده نبودند که الان وچود نداشتند. دانشگاههای خصوصی چطور؟ بیمارستانهای خصوصی چطور؟ آیا اینها متعلق به آموزش و بهداشت نیستند؟ در مواردی خود نظریه بازار آزاد مداخله دولت را لازم میداند. همانطور که قبلا هم نوشته بودم اگر مقررات بیشتری در سیستم بانکی وجود میداشت ( مثل موظف کردن بانکهای مسکن به نگه داری بخشی از وامهای اعطا شده) این بحران پیش نمی آمد. ولی این آقایان کمترین اشاره ای به موارد فوق ندارند.

نوشته فریبرز رییس دانا را هم جالب است. از نظر وی بازار پول و سرمایه چیزی بیش از قمارخانه نیست! فهم کارایی بازار سرمایه و پول که بزرگترین گرفتاری اقتصاد ایران برای وی در همین حد است.

اگر بخواهم تمام مقالات را نقد کنم و در موردشان بنویسم وقتی دیگر برایم باقی نمیماند. فقط طرف صحبتم با دانشجویان و خوانندگانی است که بدنبال یادگیری از اینگونه وبسایتهاست. مواظب اینها باشید. روزنامه های داخلی هم در چاپ مطالب وبسایت البرز هم باید دقت بیشتری کنند.


بازگشت تفکر حزب توده

ژانویه 19, 2009

یکی از منفورترین حرکتهای اجتماعی چند دهه اخیر در ایران شکل گیری و فعالیت حزب توده بوده است. در زمان مصدق در به هم ریختن نظم اجتماعی و مراکز تولید و جاسوسی برای شوروی از طریق شاخه نظامی حزب خستگی ناپذیر بودند و در زمان جنگ ایران و عراق شاخه نظامی و مخفی آن برای شوروی که رابطه نزدیکی با عراق داشت مشغول جاسوسی بودند . ولی بزرگترین ضربه را این حزب از طریق اشاعه تفکری زد که در مخالفت با علم اقتصاد بود. اینان نه چپ بودند و نه طرفدار فقرا  بلکه با حرفهایی که بظاهر به طرفداری از فقرا و زنان و کارگران بود مشغول جذب آدمهای ساده میشدند.

خواندن وبسایت البرز یادآور بازگشت و فعالیت همان تفکری است که به علم اقتصاد بی اعتناست. یکی از نویسندگان این وبسایت بنام کمال اطهاری که از قضا از معدود اقتصادخوانده های این وبسایت است ده سال پیش در روزنامه جامعه مقاله ای نوشته بود به این مضمون که دولت باید با چاپ پول  طرحهای سرمایه گذاری اجرا کند و تولید حاصل از آن سرمایه گذاریها اثر تورمی چاپ پول را از بین خواهد برد! کسی که خودش را مدافع فقرا میداند از مالیات تورمی دفاع میکرد و از فقرا میخواست مالیات بگیرد! سایر نویسندگان این وبسایت هم یا اقتصاد نخوانده اند یا چیزهایی بنام اقتصاد بخورد ملت میدهند که آدم در سوادشان شک میکند. گرفتاری بزرگتر هم این است که سردبیر روزنامه سرمایه (سعید لیلاز)  که گویا قدرت تشخیص مقالات اقتصادی را ندارد حرفهای اینها را در صفحه اقتصادی چاپ میکند!