اوضاع وخیم سیستم بانکی آمریکا

امروز همزمان با مراسم سوگند اوباما بازار سهام یکی از بدترین روزها را گذراند که بدلیل اهمیت مراسم سوگند انعکاس زیادی نیافت. امروز سهام بانکها بطور متوسط سی درصد سقوط کرد که این غیر از سقوط چند روز گذشته آنها بود. بانکی چون Bank Of America که از مطمین ترین بانکها بود سهامش در طول چند روز گذشته هفتاد درصد سقوط کرده است. ولی ریشه این بحران چیست؟ ایا بحران به مراحل وخیمتر نزدیک میشود؟

گرفتاری اصلی این بحران در عدم نقدشوندگی دارایی های با پشتوانه وامهای مسکن است. از بین رفتن این بازار باعث شده است که قیمت این دارایی ها مشخص نباشد و در نتیجه دارایی بانکها مبهم باشد. این ابهام باعث میشود که خسارت بانکها بوضوح معلوم  نباشد و سلامت یک بانک مشخص نشود. برای همین Bank Of America که مبادرت به خربد مریل لینچ کرد از میزان ضررهای آن بطور دقیق با خبر نبود و الان خبر آمده  است که سرمایه کافی برای جبران آن خسارتها ندارد و برای همین دست به دامن دولت شده است. ولی این داستان به کجا ختم میشود؟ هم اکنون تخمین زده میشود که خسارت ناشی از وامهای مسکن به یک تریلون دلار رسیده است و پیش بینی میشود این رقم از سه تریلون دلار فراتر میرود و این خسارت بیش از سرمایه موجود در بانکهاست. بعبارت دیگر آینده تاریکی در انتظار سیستم بانکی آمریکاست و ورشکستگی وسیع بانکها محتمل به نظر میرسد. در اینصورت اگر دولت مداخله نموده و بانکها را ملی اعلام کند چیزی همانند ایسلند اتفاق خواهد افتاد و ورشکستگی دولت آمریکا دیگر چیز غیر قابل تصوری نخواهد بود. کما اینکه در بازار CDS هم اکنون احتمال ورشکستگی دولت آمریکا شش برابر سال گذشته تلقی میشود.

حال سوال این است که این بحران که کم کم به بحران وسیعتری ممکن است منجر شود چرا بوجود آمد و چرا سیستم خود تنظیم نظام بازار آزاد باعث اصلاح سیستم نمیشود؟ جواب این سوال هم این است که از بین رفتن بازار دارایی های وامهای مسکن علت اصلی این بحران است. از بین رفتن این بازار باعث شده است که سیستم علامت دهی قیمتی از کار بیوفتد و دارایی های بانکها مبهم و غیرشفاف شود و ورشکستگی بانکهای ضررده بسرعت انجام نشود. برای فهم بهتر این قسمت باید پستی در مورد سیستم حسابداری بانکها که قبلا قولش را داده بودم بنویسم و بعد به ارزیابی طرح هفتصد میلیارد دلاری و سیاستهای پولی بپردازم.

Advertisements

19 پاسخ to “اوضاع وخیم سیستم بانکی آمریکا”

  1. دکتر فاوست Says:

    این لینکی که گذاشتی کمی ضایع است. به صورت مخفی در غالب یک کلمه دیگر بگذارش.

  2. iverson Says:

    Surely, the bust of the housing bubble triggered massive defaults on mortgages and this froze the market for mortgage-backed securities. But we need to explore the factors that fuelled the housing bubble in the first place. I go for two factors: (1) Greenspan’s expansionary policy after the dotcom bubble (the so called Greenspan put) (2) Excessively low yields on long-term treasury bonds which, in words of Bernanke, were caused by savings glut in Asia. What is your opinion about these two factors?

    I believe that other factors such as sloppy ratings by credit rating agencies, bad incentive mechanism caused by securitisation, mark-to-market accounting standards and lack of transparency in trading of credit derivatives are all APPROXIMATE factors in this crisis.

  3. پویان مشایخ Says:

    فاوست
    شرمنده. نشد لینک بدم به کلمه. فکر کنم باید جاوا را دوباره نصب کنم.
    رامین خان!
    مرسی از کامنت. عواملی اشاره کردی بحران را تشدید کردند ولی عامل اصلی بی ملاحظاتی در مورد بررسی اعتبار وام گیرنده ها بود و بانکهای مسکن انگیزه ای برای تایید اعتبار آنها نداشتند چون وامها را به سرمایه گذاران سریع میفروختند و در ریسکش شریک نمیشدند.

  4. iverson Says:

    Thank you for your very kind reply. I mentioned this factor in my previous comment as “distortion in the incentive mechanisms caused by securitisation”. As you pointed out, securitisation lowered the incentive of the initial lenders to properly assess the creditworthiness of the borrowers. But why do you think that this was the main casual factor?

    In my opinion, this was only a facilitating factor since it did not cause the housing bubble. What are your thoughts?

    Thanks.

    از طرف پویان:
    سکوریتیزیشن عامل اصلی این بحران بود و همانطور که اشاره کردی باعث شده بود ریسکی متوجه بانک اعطا کننده وام نشود البته شرکتهای رتبه بندی هم احتمال سقوط قیمتها را در نظر نگرفتند یا احتمال ورشکستگی را خیلی کم فرض کردند و سیگنال اشتباه به بازار دادند و نقش اساسی در این بحران داشتند

  5. روزبه Says:

    وضع دانشگاه‌ها هم خیلی بهتر نیست. ایالت آریزونا داره ورشکست میشه. به تبع اون دانشگاه ما هم داره از بین میره. همین الان پرزدینت دانشگاه یه ایمیل وحشتناک زد و گفت :«آقا خودتون یه کاریش بکنین!»

    از طرف پویان:
    وضع شما دیگه خراب بشه واویلاست. دولت ایالتی کالیفرنیا هم وضع ناجوری دارد

  6. Ali Says:

    you guys should see Washington Post, the Cinderalla’s ball is over and the carriage has become a pumpkin again. Pouyan does it mean that the bailout did not work? I thought that was to collect those loans that they could not put a price on

    از طرف پویان:
    نصف پول بیلاوت صرفا صرف تزریق نقدینگی در بانکها شده. خودشون میگن اگر این کار را نمیکردن وضع بدتر میشد ولی به نظر من نگاه داری یک بانک ورشکسته بدترین کاره. باید بازار وام مسکن دوباره شکل بگیره و دارایی بانکها شفاف بشه و ورشکسته زودتر برن بیرون. اگر دو تا بانک سالم باقی بمونه بهتره تا صد تا بانک که داراییشون مبهمه باقی بمونه. من فکر نکنم راه فراری از تحمل خسارتها وجود داشته باشه

  7. امیر Says:

    یک سوال برای من پیش اومد که البته شاید خیلی پیش پا افتاده باشه: این که می‌گید این MBSها قیمت ندارند درسته، ولی بالاخره مگه Face Value ندارند و بالاخره یه روزی سررسید (Mature) نمی‌شند؟ پس مثلاً کسانی که این اوراق رو دارند می‌تونن ببرند پیش موسسه صادر کننده و پولشون رو بخواهند. البته شاید اشکال من اینه که دارم این MBS‌ها رو مثل Bondها فرض می‌کنم، یا شاید Default کردن اون موسسات رو در نظر نمی‌گیرم.

    از طرف پویان:
    MBS‌ها مثل Bond هستند و تضمین بازپرداخت سود منوط به به بازپرداخت وام مسکن است . مشکل اینه که روز سررسید معلوم نیست بتونن اصل پول را بپردازن چون گیرندگان وام از پرداخت قسطهاشون سرباز زدند.

  8. داود Says:

    سلام
    من جریان ورشکستگی دولت آمریکا رو نفهمیدم!میشه یه کم بیشتر توضیح بدی که چطور ممکنه دولت آمریکا ورشکست بشه؟

    از طرف پویان:

    اگر بانکها نتونن از پرداخت تعهداتشون بربیان و اگر دولت امریکا تمام تعهدات بانکها را بعهده بگیره اونوقت دولت باید منابع کافی برای این کار داشته باشه و اگر نداشته باشه و اونوقت نتونه بدهی ها را پرداخت کنه شاید بگه که قرضهاشو به کشورهای خارجی نمیده یا بعبارت دیگه دولت ورشکست میشه

  9. مهدي Says:

    اين حرفها همش درست. ولي به دل مايي كه اقتصاد خونديم نمي چسبد. يعني اين كه نبايد مثل مالي خونده ها فقط روي نشانه ها و عوامل غيربنيادي تمركز كنيم.
    مثلا چرا هيچ وقت صحبتي از اثرات مخارج جنگهاي امريكا نميشه؟ يا كسري تراز تجاري طولاني مدت امريكا؟ به نظرم عوامل بنيادي تري وجود داره. اخيرا يك جايي دكتر طبيبيان حرفهاي جالبي دراين باره زد كه فكر كنم يه بار هم در پست هاي قبلي كامنت گذاشتم.
    اگر فرصت بشه دوباره مطرح ميكنم كه علما جواب بدهند.
    كماكان هم منتظر آن پست حسابداري هستيم!

    از طرف پویان:
    کسری تراز آمریکا با با ورود سرمایه جبران میشه و تا زمانیکه اقتصاد امریکا این اعتبار را داره که بهترین جا برای سرمایه است کسری تجاری مشکلی نیست ولی با این بحران و کم شدن ورود سرمایه کسری تراز باعث کم شدن ارزش دلار میشه. جنگهای آمریکا هم باعث کسری بودجه شده و از توانایی اجرای سیاستهای مالی کم میکنه

  10. داود Says:

    ممنون پویان
    یه کم عجیب به نظر می آید اونهم درباره دولت آمریکا.تا جایی که من شنیدم و خوندم بدهی های دولت آمریکا عمدتا بصورت اوراق قرضه هست که خوب باید بجاش دلار بده و تامین دلار هم به عهده فدرال رزور هست.درواقع فکر می کنم هیچ موقع برای دولتی که بدهی هاش بصورت پول خود اون کشور باشه
    مشکل زیادی پیش نیاد.
    درسته؟

  11. مهدي Says:

    من هم با نظر داود موافقم. و البته فكر كنم در چنين شرايطي دلار امريكا با پشگل هم ارزش بشود!

  12. پویان مشایخ Says:

    داود و مهدی
    کشورهایی که اوراق قرضه به پول خارجی منتشر میکنند احتمال ورشکستگی بیشتر است چون تغییرات نرخ ارز هم میتواند به ورشکستگیشان منجر شود ولی این به این معنا نیست که احتمال ورشکستگی کشورهایی مثل آمریکا که اوراق قرضه به پول خودشان منتشر میکنند صفر است. اگر دولت از طریق انتشار اوراق قرضه استقراض کند و بانک مرکزی برای کنترل نرخ بهره پول چاپ کند شبیه این است که دولت برای جبران بدهی هایش از مردم خودش مالیات میگیرد. حالا دولت بجای این کار ممکن است به کشور های خارجی طلبکار (مثل چین که دو تریلون طلب دارد) بگوید شرمنده پول نداریم بدیم! یعنی بجای دریافت مالیات از مردم خودت از جیب چینی ها کسری را جبران میکنی. در قوانین بین الملل قانون مشخصی برای اعلام ورشکستگی مثل قوانین ورشکستگی شرکتها وجود ندارد و میتوانند روی بخشی از بدهیشان اعلام عدم بازپرداخت کنند نه روی همه آن.

  13. iverson Says:

    Thanks again for your reply. I still beg to disagree with you. To support my argument I would like to draw your attention to the article in today’s edition of The Economist, which highlights very similar points to the ones that I raised in my first comment. Please let me know your opinion.

    http://www.economist.com/displaystory.cfm?story_id=12972083

    Thanks.

    از طرف پویان:
    من فکر میکنم ریشه اصلی بحران نامناسب بودن انگیزه بانکهای مسکن بود و اطلاعات اشتباه شرکتهای رتبه بندی به این مساله کمک کرد. بحثی که اشاره کردی ریشه اصلی بحران نیست ولی آنرا تشدید میکنه. اگر چینی ها در آمریکا سرمایه گذاری نمیکردن این اتفاق میوفتاد. تراز تجاری منفی مساله بغرنجی نیست به شرط اینکه اقتصاد آمریکا سالم باشه. شما ممکنه پس اندازتون را بدین به یک شرکتی که بازدهی خوبی داره و سالی 10 درصد به شما برگردونه.

  14. داود Says:

    با این حساب ورشکستگی برای دولتی که اوراق قرضه با پول خودش چاپ کرده یک چیز تقریبا اختیاری است.
    ممنون از پاسخ

    از طرف پویان:
    درسته. در مورد کشورها قانونی برای ورشکستگی وجود نداره وو فرقی نمیکنه اوراق قرضه را با پول خودش منتشر کرده یا پول خارجی. اگر فردی یا شرکتی اعلام وررشکستگی کنه یا اینکه نتونه بدهی هاش را بده دادگاه دارایی هاش را ضبط میکنه و میده به طلبکارها. در مورد کشورها چنین قانونی وجود نداره. مثلا سال 1997 روسیه یک سری اوراق قرضه هاش را نپرداخت.

  15. iverson Says:

    Let me disagree with you on this issue. The US would have encountered this crisis even if the process of securitisation had been put on check by the regulators. For instance, Britain, Spain and Ireland experienced similar housing bubbles to the US although their financial system restrained securitisation. However, the US, Britain, Spain and Ireland shared one similarity: they all had large current account deficits.

    On the basis of this comparison, I argue that the housing bubble in the US was caused by the deficit in the current account, not by the process of securitisation in the financial system.

    This recent study by Rogoff and Reinhart also confirms the above argument:

    http://www.economics.harvard.edu/faculty/rogoff/files/Is_The_US_Subprime_Crisis_So_Different.pdf

    Thanks.

    از طرف پویان:
    مرسی ازکامنت. کسری که اشاره کردی برای آمریکا چیز جدیدی نیست. اگر کسری تنها عامل بحران بوده چرا قبلا اتفاق نیوفتاده. ژاپن هم دچار بحران مشابه شد بدون اینکه کسری داشته باشه. این مقاله ریشه های بحران را بررسی کرده:
    http://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=1112467

  16. ابوذر Says:

    سلام
    سایت قشنگی دارید
    دیدم در یک بخش از ابزارهای مالی اسلامی نوشته بودید. اگر اطلاعاتی
    در این زمینه میخواهید میتوانید به وبلاگ من سری بزنید. خوشحال میشم.
    http://www.financialinstruments.persianblog.ir

    از طرف پویان:
    مرسی وبلاگ مفید و خوبی دارین.

  17. iverson Says:

    1) Let me first thank you for that comprehensive article. I am going to read all of it as soon as possible, so that we can have a more interesting debate on this topic. Meanwhile, I need to highlight several points.

    2) The current account deficit in the US widened to an alarming level only after 1999. You can check the data here:

    http://www.imf.org/external/datamapper/index.php?db=BOP

    3) I forgot to mention Iceland. This country had a current account deficit of -25% of GDP!!! before its financial explosion. Surely, carry traders played a major role in widening of this deficit.

    4) All of the following financial crises were preceded by large current account deficits:(a) the currency crisis in Latin America during the early 1980s (b) the banking crisis in Scandinavian countries and Japan in 1991 (c) the currency crisis in Iran during the First Five Year Development Plan (d) the East Asian financial crisis during 1997 and 1998 (e) the Russian crisis in 1998 and now (f) the sub-prime crises in the US as well as the financial meltdown in Iceland, Britain, Spain and Ireland. Thus, it is not wise to ignore the role of the deficit in the current account in today’s fiasco.

    5) Japan experienced a crisis only because its banks purchased the CDOs that were backed by the US sub-prime loans. This was the same in Germany. This simply shows the spread of risk from the US subprime market to around the globe; the exact function of the process of securitisation.

    I did my best to keep it short. I am looking forward to your reply.
    Thanks.

    از طرف پویان:
    رامین خان این کسری که بهش اشاره میکنی بخودی خود بحران درست نمیکنه. کلی مقاله هست که به این مساله اشاره میکنه. بحرانهایی که اشاره کردی هرکدام گرفتاری خاصی باعث ایجاد آن شده است. مسلما اگر گرفتاری پیش بیاد و کسری هم وجود داشته باشه گرفتاری بیشتر میشه ولی فکر میکنم صرف وجود کسری بحران درست نمیکنه.

  18. iverson Says:

    I don’t know how that «sad yellow» face got there, sorry.

  19. iverson Says:

    As you are very well aware, a large current account deficit shows that the economy is heavily importing capital from abroad (which is not a necessarily a bad thing). However, this inflow of capital into the economy can fuel asset bubbles through lowering the price of credit. I think that no economist dispute the link between cheap credit and asset bubbles.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: