Archive for اوت 2009

اوراق رهنی

اوت 27, 2009

اوراق مشارکت رهنی به همت آقای موسویان آماده ارایه به بازار شده. آقای موسویان در مصاحبه اشاره کرده اند که منتظر قیمت گذاری این اوراق توسط بانک مرکزی هستند تا به بازار ارایه بشه. اما چند نکته:

1) من هنوز متوجه نمیشم چرا برای قیمت گذاری به بازار اعتقادی ندارند. فرض کنید وام مسکن یک قرض ساده است که سال دیگه بازپرداخت میشه به مبلغ یک ملیون تومان. اگر این قرض در بازار معامله میشد قیمت میخورد هفتصد و پنجاه هزار تومان. یعنی سی و سه درصد سود. حالا فرض کنید بانک مرکزی قیمت بگذارد نهصد هزار تومان یعنی یازده درصد سود. خوب نتیجه معلومه. اوراق رو دست فروشنده باد میکنه. برعکس اگر قیمت بذاره پانصد هزارتومان میشه صددرصد سود. انوقت مردم در بانکهای فروشنده را از جا میکنن. نکته ای که من متوجه نمیشم اینه که این تجربه را در اوراق مشارکت داشتیم و گرفتاری هاش رو دیدیم باز هم تکرار میشه. شاید با اسنتاد فقه کسی ادعا کنه قیمتی که بازار تعیین میکنه رباست ولی بانک مرکزی تعیین کنه ربا نیست برام جالبه بدونم استدلالشون چیه.

2) آقای موسویان اشاره کرده اند که پشتوانه این اوراق وامهای مسکن است و بهمین دلیل پشتوانه خوبی دارند. این استدلال قبول ولی مگر در انتشار اوراق مشارکت اصل پول را بانک مرکزی تضمین نکرد؟ یعنی ریسک اعتباری مساله ای نبوده که حالا این اوراق رهنی تسهیلات جدیدی به مردم ارایه کنه.

3) تمام گرفتاری های بازار پول و سرمایه در این به این برمیگرده که این بازار را برسمیت نشناختیم. به صحبتهای رییس کمیسیون اقتصادی مجلس توجه کنید. ایشان معتقد هستند که انتشار اوراق قرضه برای کنترل تورم مفید است. نکته اینه که اوراق قرضه در ایران نداریم چون به بازاری که این اوراق را قیمت گذاری کنه اعتقاد نداریم. بی اعتقادی به این بازار باعث میشه که این اوراق رهنی هم به سرنوشت اوراق مشارکت منجر بشه.

Advertisements

اوت 21, 2009

پویا جبل عاملی سرمقاله ای نوشته در روزنامه دوشنبه دنیای اقتصاد مبنی بر اینکه سیاستمداران به حرف اقتصاددانان گوش نمیدهند. برخلاف ادعا ایشان به نظر من مشکل اصلی اینه که در ایران جامعه اقتصاددانان قوی نداریم. شما کافیه سری به روزنامه های ایران در چند سال گذشته بزنید تا ببینید که چقدر حرفهای نامربوط توسط اقتصادخوانده های ایران زده شده است. خودم به چندتاشون در ایران وبلاگ اشاره کرده ام. بی تعارف باید اذعان کنیم که جامعه اقتصادخوانده های ایران ضعیف و ناکارامد بوده اند و نتونستن اعتماد عمومی را کسب کنند تا جاییکه خیلی ها در ایران معتقدند که اقتصادخوانده ها نظراتشون مختلفه! و این طبع این رشته است!

برای مثال به یک فارغ التحصیل دکترا دانشگاه شهید بهشتی یعنی آقای صمصامی نگاه کنید. داستان نرخ ارز و گرفتاری های آن بخوبی و به زبان ساده توسط خبرنگار با سابقه روزنامه سرمایه اقای محسن شمشیری بیان شده. بعد آقای صمصامی با اتکا به تز دکترایشان ادعا میکنند که نرخ ارز باید ۴۰۰ تومان باشه و تولید ضربه میخوره اگر ارز ارزون نشه!

مصاحبه دکتر مشایخی را اینجا بخونید.  زحمات چندین ساله ایشان و همکارانشان باعث شده دانشجویان خوبی وارد رشته اقتصاد و مدیریت شوند. همانطور که اشاره کرده اند امسال دانشگاههای برجسته ای مثل شیکاگو و نورث وسترن دانشجویان ایرانی را پذیرفته اند. ده سال پیش رفتن به این دانشگاهها برای دانشجویان ایرانی یک آرزوی محال بود. با این حساب درآینده شاهد نسلی از اقتصادخوانده های خوب و زبده خواهیم بود که کمک خواهند کرد تا جامعه اقتصاددانان قوی داشته باشیم.

لابی چغندر در آمریکا

اوت 14, 2009

این روزها قیمت Sugarشکر بدجوری بالا رفته و رسیده به رکوردهای تاریخی خودش. نمودار روبرو قیمت هر پوند شکر را نشون میده.

علتش هم اینه که برزیل که بزرگترین تولید کننده نیشکر هست از مدتها پیش رفته سراغ سوختهای گیاهی و امسال نصف محصول نیشکرش به تهیه این سوختها اختصاص پیدا کرده. ضمن اینکه بارش باران بی موقع باعث گرفتاری در برداشت نیشکر شده. از آن طرف هند هم که همیشه صادر کننده شکر بوده با خشکسالی مواجه شده و تبدیل شده به وارد کننده شکر. خلاصه قیمت شکر بدجوری بالا رفته که احتمالا آثارش را در قیمت شیرینی و زولبیا بامیه میبینید.

این داستان افزایش قیمت شکر تبعاتی هم در آمریکا داشته. ایالت مینه سوتا از مراکز کشت چغندر قند تو آمریکاست واز قدیمترها تولید کننده های این ایالت لابی کردند و یک سقف برای واردات شکربدون تعرفه وضع کرده اند و واردات را به 1.4 میلیون تن در سال محدود کرده اند. حالا که قیمت شکر بالا رفته شرکتهای شکلات سازی و نوشابه دارن سخت لابی میکنند که بتونن این سقف را بردارند ولی خوردن به لابی چغندر تو آمریکا. هر سنتی که از قیمت شکر کم بشه حدود 160 ملیون دلار از درآمد چغندرکارها کاسته میشه. میبینید که چغندرکارها چه انگیزه زیادی دارند تا پول خرج کنند و لابی کنند تا سقف واردات تکون نخوره مخصوصا این روزها که از این افزایش قیمت اوضاع روبراهی دارند. شرکتهای شکلات سازی و نوشابه هم رفتن سراغ اوباما که اگر این سقف را برندارین قیمت شکلات میره بالا و مردم اگر کمتر شکلات بخورن مجبوریم یک سری کارگاهها را تعطیل کنیم و کارگرها را هم اخراج کنیم. خلاصه توی این بحران اقتصادی هر گزارشی که میره کاخ سفید اگر یه کم روضه بیکاری هم توش خونده بشه احتمال همراهی کاخ سفید را بیشتر میکنه. از آن طرف نماینده دموکرات مینه سوتا که رییس کمیته کشاورزی هم هست جلوی خواسته شرکتها مقاومت میکنه و استدلال میکنه هزینه شکر یک درصد هزینه این کارخانه ها هم نیست و اگر سقف را تکون بدین این شرکتها قیمت شکلات را کمتر از الان نمیکنن و کشاورزان متضرر میشن. خلاصه حالا باید دید پیروز این جنگ شکر بین لابی چغندر و لابی شکلات چه کسی خواهد بود.

افزایش ارزش پول = افزایش بیکاری

اوت 5, 2009

بیماری هلندی و ورشکستگی بسیاری از صنایع داخلی بخاطر افزایش ارزش پول کشور اتفاق افتاده. افزایش ارزش پول چند سال گذشته هم بدلیل شوک درآمدهای نفتی بوده. تقویت ارزش پول به معنای بهتر شدن وضع اقتصادی نیست. متاسفانه این برداشت اشتباه در همه جریان های سیاسی کشور موجوده. در پست قبلی هم به مقاله ای در روزنامه نزدیک به اصلاح طلبان اشاره کردم که همین اشتباه را کرده بود. زمان آقای خاتمی هم که درآمد نفت کمی بالا رفت بعضی از اطرافیان ایشان هم پیشنهاد دادن ارزش پول ملی بالا بره. نتیجش هم افزایش واردات و ورشکستگی صنایع داخلی میبود. خوشبختانه آن زمان این اتفاق نیوفتاد. امروز این خبر را در اخبار مربوط به تحلیف خواندم:

محمود احمدی نژاد اصلاح نظام بانکی و مالی کشور و افزایش ارزش پول کشور را بخشی دیگر از برنامه های خود قلمداد کرد

چین چند ساله داره ارزش پول ملی خودش را پایین نگاه میداره تا اجناسش در خارج از کشور ارزونتر بشه که سرهمین موضوع هم با آمریکا بحث و جدل داره. حالا توی این شرایط اگر پول ملی را تقویت کنیم ( یا نذاریم کمی تضعیف بشه) داستان پر شدن بازار از کالاهای چینی ادامه پیدا میکنه بعد هم ورشکستگی ها و افزایش بیکاری .

کج فهمی از اقتصاد بین الملل

اوت 4, 2009

یک نفر با عنوان کارشناس اقتصادی مقاله ای در روزنامه اقتصادی کشور نوشته با عنوان :جنس چینی آفت مهلک ایرانی. پول هنگفت نفتی را آوردیم تو مملکت و تونستیم باهاش ریال را قوی نگه داریم و در نتیجه اجناس خارجی ارزون شدن نسبت به تولیدات داخلی و نتیجش هم ورشکستگی صنایع داخلیه. داستان بیماری هلندی که در موردش نوشتیم و نوشتند بعد این کارشناس اقتصادی میاد این قصه ها را بخورد مردم میده:

اگر مردم از اجناس چینی حمایت نمی کردند آیا هم اکنون به جای یکی از بزرگ ترین واردکنندگان تمامی کالاها سهمی در صادرات جهان نداشتیم یا حداقل بودجه عظیمی که برای واردات از کشور خارج می شود را در داخل مصرف نمی کردیم، آیا جوان ایرانی به جای بیکاری یا روی آوردن به شغل های کاذب هم اکنون در امر تولید فعال نبود، آیا هم اکنون تولیدکننده داخلی مشغول کار نبود، آیا سرمایه ها به جای رفتن به دوبی و قطر در همین جا نمی ماند، آیا رفاه نسبی در جامعه بالاتر نمی رفت، آیا این خود یک مبارزه مدنی نبود.

نخیر مبارزه مدنی اینه که به مردم بگیم پرت و پلاهای شما ربطی به اقتصاد نداره. آقای کارشناس هم بعد از این تحلیل آبگوشتی به همه ۷۰ میلیون ایرانی دستور میدهند که چگونه عمل کنند:

هم اکنون وظیفه هر ایرانی است با تحریم کالاهای چینی که چرخ اقتصادی کشور را زمین گیر کرده، کمک کند تا کشور را از این بحران نجات دهد و ورای مسائل سیاسی به هموطن خویش یاری رساند تا به جایگاه واقعی خودش در جامعه بازگردد.

اوت 1, 2009

چند سال پیش با علی دادپی در مورد تاریخ جنگ صحبت میکردیم. داستان هم از این قرار بود که علی آمده بود لوس آنجلس کتابی پیدا کرده بود درباره تاریخ چنگ ایران و عراق که البته بیشتر به نقش نیروی هوایی پرداخته بود ولی وقایع کلی جنگ را هم اشاره کرده بود. کتاب چاپ خارج از ایران بود و نویسندگان آن هم یکیشون ایرانی بود و دیگری فکر کنم اتریشی. کتاب جالبی بود. درباره چنگ ایران و عراق خیلی شنیده ایم ولی خیلی از نوشته ها متعلق به زمان جنگه و آن موقع هم بیشتر سعی شده پیروزیهاپررنگتر بشه. این مساله قابل فهمه ولی اشکال کار اینه خیلی ازمشکلات جنگ بازگو نشده و در نتیجه شرایط سخت و دشوار آن زمان برای خیلیها و نسل های بعدی روشن نیست. شاید صریحترین متن منتشر شده, کتاب «از آغاز تا پایان» باشه که توسط مرکز تحقیقات سپاه چاپ شده.

خلاصه با علی به این فکر افتادیم که وبلاگی راه بندازیم  درباره جنگ ایران و عراق.خصوصا اینکه دو سه تا کتاب دیگه هم پیدا کرده بودیم. یکیش خاطرات فرمانده استخبارات عراق بود که سال 2003 به انگلیس پناهنده شده بود. قرار شد همه نوشته ها هم مستند باشه به منابع موجود. یک مجموعه ای از کتابهای منتشره در داخل و حارج از کشور.  علی شروع کرد و یک پست نوشت و گرفتاری و تنبلی بنده باعث شد که ادامه ندیم.  تنها پست این وبلاگ هم متعلق به عملیات مروارید بود که علی نوشته. شادروان تیمسار دادپی فرمانده اسکادرانهای نیروی هوایی در عملیات مروارید بودند که در چند ساعت نیروی دریایی عراق را از خلیج فارس محو کردند. یادشان گرامی باد.