پویا جبل عاملی سرمقاله ای نوشته در روزنامه دوشنبه دنیای اقتصاد مبنی بر اینکه سیاستمداران به حرف اقتصاددانان گوش نمیدهند. برخلاف ادعا ایشان به نظر من مشکل اصلی اینه که در ایران جامعه اقتصاددانان قوی نداریم. شما کافیه سری به روزنامه های ایران در چند سال گذشته بزنید تا ببینید که چقدر حرفهای نامربوط توسط اقتصادخوانده های ایران زده شده است. خودم به چندتاشون در ایران وبلاگ اشاره کرده ام. بی تعارف باید اذعان کنیم که جامعه اقتصادخوانده های ایران ضعیف و ناکارامد بوده اند و نتونستن اعتماد عمومی را کسب کنند تا جاییکه خیلی ها در ایران معتقدند که اقتصادخوانده ها نظراتشون مختلفه! و این طبع این رشته است!

برای مثال به یک فارغ التحصیل دکترا دانشگاه شهید بهشتی یعنی آقای صمصامی نگاه کنید. داستان نرخ ارز و گرفتاری های آن بخوبی و به زبان ساده توسط خبرنگار با سابقه روزنامه سرمایه اقای محسن شمشیری بیان شده. بعد آقای صمصامی با اتکا به تز دکترایشان ادعا میکنند که نرخ ارز باید ۴۰۰ تومان باشه و تولید ضربه میخوره اگر ارز ارزون نشه!

مصاحبه دکتر مشایخی را اینجا بخونید.  زحمات چندین ساله ایشان و همکارانشان باعث شده دانشجویان خوبی وارد رشته اقتصاد و مدیریت شوند. همانطور که اشاره کرده اند امسال دانشگاههای برجسته ای مثل شیکاگو و نورث وسترن دانشجویان ایرانی را پذیرفته اند. ده سال پیش رفتن به این دانشگاهها برای دانشجویان ایرانی یک آرزوی محال بود. با این حساب درآینده شاهد نسلی از اقتصادخوانده های خوب و زبده خواهیم بود که کمک خواهند کرد تا جامعه اقتصاددانان قوی داشته باشیم.

Advertisements

5 پاسخ to “”

  1. مش دونالد Says:

    من عبارت دکتر مشایخی را خواندم. ایشان نگفتند که بی غیرتند گفته اند » حساسیت های ملی، مردمی، و مذهبی جوانان کم شده است «. (دو سوال مانده به آخر)

    حالا واقعا بی غیرت هم نیستیم؟!!! خودمونیم! اگر جند سال در بهترین جاهای دنیا زندگی کردیم حاضریم استاندارد زندگی رو کاهش بدیم و برگردیم اینجا؟!!

  2. پویا Says:

    پویان عزیز. من این حرف را قبول دارم که جامعه اقتصاددانان ما به طور نسبی ضعیف هستند….اما بحثم اینه که با این دولت و این سیاستمداران نوبلیست اقتصاد هم داشته باشیم وضع همینه….بعد هم اگه دولت به حرف اقتصاددانان گوش می داد این بدبختا مجبور نبودند اینقدر نامه بنویسن

  3. نعمت‌اللهی Says:

    سلام.
    من از این مطلب استفاده کردم.
    به هر حال باید پذیرفت که استدلالات کارشناسان، تا حدود زیادی از مشرب فکری آنان نشات می‌گیرد.
    هرچند به‌شخصه، من اعتقاد زیادی به این همه مشرب (اقتصاد آزاد، اقتصاد اسلامی، اقتصاد نهادگرا، چپ و …) ندارم، ولی قبول دارم که طرفداران هرکدام از این طرزفکرها، در قبال یک معضل اقتصادی واحد، عملاً راه‌کارهای متفاوتی را پیش رو قرار می‌دهند.
    به هر حال ممنون از شما
    استفاده کردم.

  4. m2a Says:

    به قول یکی از استادای ما که می گفت شماها ته مونده های مهندسی هستین که سر از این رشته در آوردین.. راست می گفت دیگه! ما که دانشجو ی ریاضی بودیم، اقتصادیا که دیگه واویلا..
    همین مکافاتو کلا اینجا (ایران) با همه کسانی که کار مالی می کنند داریم، از اقتصاددانش بگیر تا حسابدارو حسابرسش..

  5. mehdi Says:

    ببخشید ولی حرفت خنده داره
    شما روی همون یک نفر (صمصامی) دست گذاشتی و ایشان را نماینده اقتصاد ایران می دونی!
    شما چقدر اساتید اقتصاد ایران رو می شناسید؟ ذوالنور، هاشمی، تقوی، صمیمی یا قطمیری رو می شناسی؟
    شما چقدر با کیفیت روابط سیاسیون با اقتصاد دانان در ایران آشنا هستید؟
    چند نفر از اساتید اقتصاد در ایران ژورنالیست هستند؟
    ببینم اونور آب، کسی نظر غلطی نداره؟ همه چی درسته؟ تعادل در اشتغال کامل؟!!!!!

    از طرف پویان:

    نگفتم همه. خودم شاگرد آقای ذوالنور بودم و به دکتر هاشمی ارادت دارم. از اینکه تز دکترایی مثل صمصامی نوشته بشه در تعجبم. ولی فقط از توی دانشگاه اقتصاد تو ایران تز دکترایی مثل صمصامی میاد بیرون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: