Archive for ژوئن 2010

نکته

ژوئن 15, 2010

تلویزیون فارسی بی بی سی برنامه ای داشته در مورد تحریمها که چند دقیقه ای هم اشاره این کرده به این وبلاگ و مطلب در مورد تحریمها. برداشت و نقل و قولشان از مطالب وبلاگ نادرست و جهت دار بوده است. از آنجاییکه اعتمادی به امانتداری (نمونش هم همین برنامه اخیر) این شبکه و شبکه های مشابه نیست استفاده از مطالب این وبلاگ برای همه آزاد است غیر از تمام کانال های فارسی زبان خارج از ایران حتی با ذکر منبع.

گری بکر و بحران اخیر

ژوئن 15, 2010

یکی از موضوعات این وبلاگ در دو سه سال گذشته در مورد بحران اخیر بوده است. چند وقت پیش یک مقاله ای دیدم در وال استریت ژورنال که مصاحبه ای بود با گری بکر برنده جایزه نوبل. مصاحبه اش را میتونید اینجا ببینید. خبرنگار بیشتر در مورد بحران سوال کرده و اینکه آیا گری بکر نسبت به بنیانهای علم اقتصاد دچار تردید شده است یا نه. این خلاصه پاسخهای بکر است:

۱) از میلتون فریدمن آموختیم که بحرانهای مالی هر از چندی اتفاق می افتد ولی گسترش بحران مالی به بخش واقعی اقتصاد باعث غافلگیری ما شد و من فکر نمیکردم بحران به این وخیمی باشد که این اشتباه من بود.
۲) بعضی از همکاران من در دانشگاه شیکاگو دچار اشتباه شدند و بر توانایی بانک مرکزی در کنترل نوسانات اقتصاد اطمینان بیش از اندازه داشتند.
۳) بانک مرکزی و خزانه آمریکا خیلی دیر متوجه بحران شد. نهاد نظارتی بازار بورس (SEC)که اصلا بحران را ندید! نهادهای نظارتی هم کار خودشان را خوب انجام ندادند.
۴)ما اقتصاددانها ممکنه اشتباه کنیم ولی در اینکه بازارها باعث توسعه اقتصادی میشوند تردیدی وجود ندارد. به چین و هند و برزیل نگاه کنید. گسترش بازارها باعث شده است که یک میلیارد نفر از سال ۱۹۹۰ به بعد از فقر خارج شوند.

تحریمها

ژوئن 13, 2010

علی کدیور ( از بچه های موسسه نیاوران که حالا در بازار سرمایه ایران یلی شده برای خودش)‌ در سرمقاله دنیای اقتصاد به بی توجهی بازار بورس به تحریمهای جدید اشاره میکنه. بعد از وضع تحریمهای جدید شاخص بورس تهران افزایش پیدا کرده. همانطور که قبلا اشاره کردم این تحریمها اثر چندانی بر اقتصاد ایران نداره ولی وضع تحریمهای جدید از طرف آمریکا که جزییات آن اعلام نشده ولی احتمالا تحریم شرکتهای فروشنده بنزین به ایران باشه میتونه دردسر ساز باشه.عملکرد شاخص بازار بورس هر کشور همواره نمایانگر وضعیت اقتصادی است. این مقاله با مقایسه عمکرد بازارهای بورس تهران و منطقه سعی کرده نشان دهد که اعمال تحریمهای آمریکا باعث رشد منفی بازار بورس تهران و بهبود شاخص کشورهای عربی خلیج فارس شده است. این مقاله در کنفرانسهایی ارایه شده است و حتی برای چاپ نیز گویا برای ژورنالهای مرتبط با خاورمیانه ارسال شده است. این مقاله اشکال تکنیکی اساسی دارد و نتایج آن درست نمیباشد. خوشبختانه در یکی از کنفرانسهایی که این مقاله ارایه میشد با کمک حامد تونستم نشان بدیم که این مقاله ضعف تکنیکی اساسی دارد و نتایج آن معتبر نیست.

روند مصرف انرژی در ده سال گذشته

ژوئن 13, 2010

جدول روبرو تصویر کلی از میزان مصرف انرژی در دنیا را در سال ۲۰۰۹ و ۱۹۹۹ نشان میدهد(منبع اکونومیست به نقل از بریتیش پترولیوم و بانک جهانی). آمریکا همچنان بزرگترین مصرف کننده انرژی دنیاست و چین هم در طی دهسال گذشته مصرفش دو برابر شده است و به نزدیکی آمریکا رسیده است. میزان مصرف انرژی در هند نیز در دهسال گذشته دو برابر شده است. با اینکه میزان مصرف انرژی در آمریکا و چین با هم برابری میکند ولی میزان مصرف سرانه انرژی در آمریکا ۴.۵ برابر چین است. یعنی اگر چینی ها هم بخواهند همانند آمریکایی ها انرژی مصرف کنند دنیا باید شاهد حضور اضافه شدن بازار مصرف بزرگی به اندازه سه برابر آمریکا باشد. هندی ها میزان مصرف سرانه اشان یک هفدهم آمریکایی هاست. با تداوم رشد سریع چین و هند باید شاهد ثبات قیمت های بالای کنونی نفت بود.

تحریمها

ژوئن 11, 2010

در مورد تحریمهای اخیر یک مقاله نیویورک تایمز داشت و یکی هم اکونومیست. وجه مشترک دو مقاله هم اینه که این تحریم نمیتونه اثر چندانی بر اقتصاد ایران داشته باشه. البته چند تا از نمایندگان کنگره آمریکا هم صحبتهایی در مورد تحریمهای یکطرفه آمریکا کرده اند ولی جزییات آن را اعلام نکرده اند ولی ممکنه تحریم فروش بنزین به ایران را دستور کار قرار بدند. البته این کار را به این صورت انجام میدهند که مانند تحریم های پیشین شرکتهایی که به ایران بنزین بفروشند مورد تحریم های آمریکا قرار میگیرند. به نظرم در صورت وضع چنین تحریمی بهترین زمان برای اصلاح سوبسید بنزین است. همواره سیاست اصلاج یارانه ها با ریسک سیاسی و اجتماعی روبرو بوده ولی این تحریم میتونه ریسک آن را برای دولت به تحریم های آمریکا منتقل کنه.
در مورد اثر تحریم ها دو نفر استاد (David Cortright , George Lopez)هستند در دانشگاه نوتردام که David Cortright  سه سال پیش ایران بوده و مطلبی هم درباره ایران نوشته. به نظر میاد که لوپز بیشتر در مورد تحریمهای آمریکا کار کرده و نظر میده. بد نیست مصاحبه اش را که ژانویه انجام داده ببینید. در دو روز گذشته هم دوتا مصاحبه انجام داده که میتونید اینجا و اینجا ببینید. در مورد تجزیه و تحلیل اثر تحریمها در بازی استراتژیک ایران و باقی کشورها سواد نظریه بازیها میخواد و کسی که اشنا باشه با آنچه گذشته بین ایران و آمریکا که اهل فنش باید نظر بدن.

تحریم و راههای مقابله با آن

ژوئن 9, 2010

یکی از مباحث جالب بررسی اثر تحریمها و راههای مقابله با آن است. امروز شورای امنیت دور جدیدی از تحریمها را علیه ایران تصویب کرد. فکر نکنم این تحریمهای جدید اثر قابل ملاحظه ای داشته باشه چراکه ایران را از خرید هواپیمای جنگی و تانک و ناوهای جنگی محروم میکنه که بر دکترین دفاعی ایران که مبتنی بر دفاع نامتقارن است (یعنی با سلاحهای کلاسیک نمیشه با آمریکا طرف شد و باید رفت سراغ جنگهای نامنظم)  اثر زیادی نخواهد داشت. البته این تحریمها میتونه به کشورها این اختیار را بده که سراغ هر کشتی ایرانی برن و آن را بازرسی کنند که خب میتونه بر حمل و نقل مزاحمت ایجاد کنه ولی اثر زیانبار زیادی برای ایران دربر نخواهد داشت.

ولی تحریم آزاردهنده اصلی تحریم های آمریکاست که از سال ۱۹۹۶ در زمان بیل کلینتون اجرا شد. داستان هم اینطوری بود که آمدن گفتن آمریکایی ها در صنایع نفتی ایران سرمایه گذاری نکنند و این باعث شد که پای شرکتهای تفتی به ایران باز نشه. البته این تحریمها هم با سیاست BuyBack ایران عقیم ماند. داستان هم این بود که ایران اکتشاف و بهره برداری از میدان های نفتی را به شرکت خارجی واگذار میکرد و در عوض شرکت خارجی از فروش محصولات نفتی پولش را برمیداشت. با این کار میدان همچنان در تملک ایران باقی میماند ولی عوضش طرف خارجی سرمایه میاورد. آمریکا برای مقابله با این مساله سریعا دست به کار شد و قانون را اینطوری عوض کرد که شرکتهایی که بیش از ۲۰ ملیون دلار در صنایع نفتی ایران سرمایه گذاری کنند با یک سری تحریم مواجه میشوند. این تحریمها شامل چند مورد میشد که یکیش این بود که شرکتهای مزبور نمیتونن از موسسات مالی آمریکایی بیشتر از ۱۰ ملیون دلار وام بگیرن و نمیتونن از بیمه های واردات صادرات استفاده کنند. خلاصه این تحریمها کافی بود که خیلی از شرکتها را از سرمایه گذاری در ایران منصرف کنه. البته اجرای این تحریمها منوط به موافقت رییس جمهور آمریکا شده بود و اواخر دهه نود اروپاییها از آمریکا خواستن که شرکتهای آنها را تحریم نکنه و برای همین توتال فرانسه و گازپروم روسیه تونستند در توسعه میدان های نفتی حضور پیدا کنند. خلاصه این قانون ابزاری شده بود دست سکاندار سیاست خارجی آمریکا که بتونه تو سر هر کسی بزنه که در ایران سرمایه گذاری کنه. برای مثال آمریکا از اجرای خط نفتی دریای خزر به خلیج فارس جلوگیری کرد و خط باکو جیهان جایگزین آن شد علیرغم اینکه خط ایران اقتصادی تر بود. البته یک سری سرمایه گذاری مثل خط لوله گاز ایران ترکیه با پافشاری ترکیه انجام شد ولی خط گاز ایران پاکستان هند که لوله صلح معروف شده بود و میتونست در کاهش تنش بین هند و پاکستان اثر مثبتی داشته باشه با اعلام نارضایتی آمریکا سریعا توسط هندی ها به بایگانی سپرده شد.

ایران برای حفظ توان تولید خودش مجبور به سرمایه گذاری در میادین نفتی است. طبق گفته وزیر نفت در سال گذشته ایران به ۱۴۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری در ده سال آینده نیاز دارد. از لحاظ فنی (نقل قول از کارشناسان فن) ایران محتاج فناوری شرکتهای خارجی برای توسعه میادین خشکی نمیباشد و صرفا برای بعضی میادین واقع در دریا محتاج تکنولوژی روز است. برای همین نگاه ایران به شرکتهای خارجی بیشتر برای تامین مالی سرمایه گذاری ها بوده نه صرفا نیازهای فنی. یکی از دلایل تمایل به سرمایه گذاری ارزی به این برمیگرده که نرخ بهره ریالی حداقل ۲۰ درصد است ولی نرخ بهره ارزی حدود ۴ درصد و سیاست تثبیت نرخ ارز در چند سال گذشته باعث این تلقی از نیاز به بازار سرمایه خارجی شده است. البته بخشی از سرمایه گذاری مزبور باید ارزی باشد که با انتشار اوراق قرضه ارزی امکان پذیر است و سرمایه گذاری مشترک با خارجی ها تنها را راه حل نیست. ضمن اینکه با انتشار اوراق قرضه ریالی هم میتوان به جمع آوری سرمایه ریالی مردم پرداخت.

خلاصه همانطور که میبینید سیاست تثبیت ارز و توسعه نیافتگی بازار سرمایه موجب شده است که نیاز ایران به حضور شرکتهای نفتی بیشتر احساس شده و آمریکا هم با سواستفاده از این موضوع از حضور شرکتهای نفتی جلوگیری کرده و اهرم فشاری برایران پیدا کرده است. اصلاح سیاست ارزی و ایجاد ابزار های مالی ساده ارزی و ریالی میتونه ایران را مستقل تر کنه و اثرات تحریم های خارجی را کم کنه.

پدیده مفیدی به نام ورشکستگی

ژوئن 8, 2010

یکی از پدیده های مفید و جالب در اقتصاد ورشکستگی است. یک شرکت ( که میتونه یک نانوایی باشه یا یک راننده مسافرکش با اتوموبیلش یا شرکت بزرگی مثل جنرال موتورز) مجموعه ای است از مقداری سرمایه و نیروی کار که گرد هم آمده اند تا محصول یا خدمتی را ارایه کنند. موفقیت این واحد اقتصادی به این ربط داره که با تکنولوژی که داره محصول یا سرویسی را تولید کنه که سود آور باشه.

 حالا چرا پدیده ورشکستگی مفیده؟ برای اینکه  ورشکستگی میگه این ترکیب نیروی کار وسرمایه بهینه نیست. بهتره که سریع اینها از هم جدا بشن و نیروی کار وسرمایه برن در جایی که بهینه تر هستندو اینطوری باعث میشه که مجموعه اقتصاد به سمت بهینگی حرکت کنه. یکی از خوبی های رکود هم همینه. معمولا در دوره رونق شرکتها حاشیه سودشون بالا میره و از نظر سازمانی نسبت به بهینگی سرمایه و کار کم توجه تر میشن و همینطور جا برای شرکتهایی باز میشه که لزوما بهینه نیستند. برای همین به نوعی بهره وری در مجموعه اقتصاد کاهش پیدا میکنه. این وضعیت هم تا بی نهایت نمیتونه ادامه پیدا کنه و رکود اتفاق میوفته و خوبی رکود اینه که شرکتهای غیر بهینه باید ورشکست بشن و نیروی کار و سرمایه شون را آزاد کنن تا به بازار برگردن. حالا در هر کشوری این مساله مهمه که قوانین مربوط به ورشکستگی آن چگونه تکلیف طلبکارهایی که به شرکتها قرض داده اند را با سهامداران آن شرکتها روشن میکنه. هر چی این پروسه ورشکستگی شفاف تر و سریعتر باشه سرعت حرکت به سمت بهینگی هم سریعتره. در بحران قبلی هم یکی از گرفتاری ها این بود که روند ورشکستگی موسسات مالی به علت عدم شفافیت دارایی ها خیلی کند بود که باعث طولانی شدن دوره بحران شد. البته قسمت دیگر حرکت به سمت بهینگی هم به این برمیگرده که بازار کار به موج بیکاران چگونه عکس العمل نشون میده که فعلا وارد بحث آن نمیشیم و تفاوت دیدگاه نسبت به این بازار از اختلافهای مهم کینزین ها و نئوکلاسیک هاست.

ورشکستگی میتونه در مورد اشخاص حقیقی باشه (افراد) یا حقوقی (شرکتها) یا کشورها. در دو مورد اول هرکشوری قوانین مختص خودش را داره ولی در مورد ورشکستگی کشورها قانونی وجود نداره. یعنی کشوری مثل یونان میتونه بدهی هاش را پس نده و قانونا نمیشه رفت کشور را مصادره کرد. در اخبار خوندم که چیزی حدود ده درصد چکها در ایران برگشتی است. احتمالا منظور این بوده که ده درصد اشخاص حقیقی در سال بنوعی ورشکسته میشن. طرز برخورد قانون با این ورشکسته ها اثر مهمی در اقتصاد کشور داره. تا جایی که من اطلاع دارم قانون ایران میتونه صاحبان چکهای برگشتی را روانه زندان کنه که حجم زیادی از توان قوه قضائیه صرف این افراد میشه. در نهایت هم این افراد از امکان تولید ثروت دور میوفتن و شانس بازپس دادن بدهی هاشون را به کلی از دست میدن. شاید بدترین کار هم همین باشه. چون ورشکستگی اقتصادی لزوما کلاهبرداری نیست و ممکنه صرفا به علت های اقتصادی اتفاق افتاده باشه و بی جهت نباید طلبکارها یک ورشکسته را روانه زندان کنند که هم طرف را از کار مولد ساقط میکنه هم هزینه نگهداریش در زندان را هم به دوش جامعه میندازه.

 در ادامه داستان در موردپروسه ورشکستگی شرکتها پستی مینویسم.

شبه جزیره کره

ژوئن 3, 2010

یکی از انتقادات بعضی از افراد به آزادسازی در اقتصاد اینه که اینها همش نظریاتی است که سازگار با جامعه ما نیست و مسایل فرهنگی را باید در نظر گرفت و بعدشم میگن این کارها باعث میشه فقر زیاد بشه و …. . این روضه خونی حضرات که بعضا کرسی استادی در دانشکده های اقتصاد ایران هم دارند معضل اصلی توسعه در کشوره. این تفکر مثل آفت به جان تحصیل کرده ها و کسانی افتاده که خودشون رو روشنفکر هم میدونند. از علی شریعتی بگیر که باکج فهمیش از اقتصاد بیشترین تلاش رو کرد که نسلی با حرفاش در رویا و عالم هپروت سیر کنه تا حتی بعضی حرکتهای دانشجویی که بعد از گذشت دو دهه از فروپاشی کمونیسم خودشون را فعال مارکسیستی بدانند. هفته نامه اکونومیست گزارشی داره درباره کره شمالی که این نمودار را از آن گزارش اینجا آوردم. یک ملت با یک فرهنگ چند دهه پیش با یک خط کش جغرافییایی مرزبندی میشه و نیمی اصول اقتصاد را از مارکسیسم اقتباس میکنند نیمی هم سیستم اقتصاد بازار آزاد را. نتیجه عمل هم میشه این که از سال ۱۹۹۰ تا حالا یعنی حدود ۲۰ سال درآمد سرانه کره جنوبی ۲۰ برابر هموطنش میشه در کره شمالی.