پدیده مفیدی به نام ورشکستگی

یکی از پدیده های مفید و جالب در اقتصاد ورشکستگی است. یک شرکت ( که میتونه یک نانوایی باشه یا یک راننده مسافرکش با اتوموبیلش یا شرکت بزرگی مثل جنرال موتورز) مجموعه ای است از مقداری سرمایه و نیروی کار که گرد هم آمده اند تا محصول یا خدمتی را ارایه کنند. موفقیت این واحد اقتصادی به این ربط داره که با تکنولوژی که داره محصول یا سرویسی را تولید کنه که سود آور باشه.

 حالا چرا پدیده ورشکستگی مفیده؟ برای اینکه  ورشکستگی میگه این ترکیب نیروی کار وسرمایه بهینه نیست. بهتره که سریع اینها از هم جدا بشن و نیروی کار وسرمایه برن در جایی که بهینه تر هستندو اینطوری باعث میشه که مجموعه اقتصاد به سمت بهینگی حرکت کنه. یکی از خوبی های رکود هم همینه. معمولا در دوره رونق شرکتها حاشیه سودشون بالا میره و از نظر سازمانی نسبت به بهینگی سرمایه و کار کم توجه تر میشن و همینطور جا برای شرکتهایی باز میشه که لزوما بهینه نیستند. برای همین به نوعی بهره وری در مجموعه اقتصاد کاهش پیدا میکنه. این وضعیت هم تا بی نهایت نمیتونه ادامه پیدا کنه و رکود اتفاق میوفته و خوبی رکود اینه که شرکتهای غیر بهینه باید ورشکست بشن و نیروی کار و سرمایه شون را آزاد کنن تا به بازار برگردن. حالا در هر کشوری این مساله مهمه که قوانین مربوط به ورشکستگی آن چگونه تکلیف طلبکارهایی که به شرکتها قرض داده اند را با سهامداران آن شرکتها روشن میکنه. هر چی این پروسه ورشکستگی شفاف تر و سریعتر باشه سرعت حرکت به سمت بهینگی هم سریعتره. در بحران قبلی هم یکی از گرفتاری ها این بود که روند ورشکستگی موسسات مالی به علت عدم شفافیت دارایی ها خیلی کند بود که باعث طولانی شدن دوره بحران شد. البته قسمت دیگر حرکت به سمت بهینگی هم به این برمیگرده که بازار کار به موج بیکاران چگونه عکس العمل نشون میده که فعلا وارد بحث آن نمیشیم و تفاوت دیدگاه نسبت به این بازار از اختلافهای مهم کینزین ها و نئوکلاسیک هاست.

ورشکستگی میتونه در مورد اشخاص حقیقی باشه (افراد) یا حقوقی (شرکتها) یا کشورها. در دو مورد اول هرکشوری قوانین مختص خودش را داره ولی در مورد ورشکستگی کشورها قانونی وجود نداره. یعنی کشوری مثل یونان میتونه بدهی هاش را پس نده و قانونا نمیشه رفت کشور را مصادره کرد. در اخبار خوندم که چیزی حدود ده درصد چکها در ایران برگشتی است. احتمالا منظور این بوده که ده درصد اشخاص حقیقی در سال بنوعی ورشکسته میشن. طرز برخورد قانون با این ورشکسته ها اثر مهمی در اقتصاد کشور داره. تا جایی که من اطلاع دارم قانون ایران میتونه صاحبان چکهای برگشتی را روانه زندان کنه که حجم زیادی از توان قوه قضائیه صرف این افراد میشه. در نهایت هم این افراد از امکان تولید ثروت دور میوفتن و شانس بازپس دادن بدهی هاشون را به کلی از دست میدن. شاید بدترین کار هم همین باشه. چون ورشکستگی اقتصادی لزوما کلاهبرداری نیست و ممکنه صرفا به علت های اقتصادی اتفاق افتاده باشه و بی جهت نباید طلبکارها یک ورشکسته را روانه زندان کنند که هم طرف را از کار مولد ساقط میکنه هم هزینه نگهداریش در زندان را هم به دوش جامعه میندازه.

 در ادامه داستان در موردپروسه ورشکستگی شرکتها پستی مینویسم.

Advertisements

2 پاسخ to “پدیده مفیدی به نام ورشکستگی”

  1. Behnam Says:

    چطوری رییس، خوبی؟ کجای دنیائی؟ جریان این status که امروز تو فیس بوک گذاشته بودی چیه؟

  2. jafar Says:

    و بایسته است در داستان نوشت خود یادی از جوزف شومپتر و «تخریب سازنده» وی هم بکنی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: