Archive for ژوئیه 2010

اقتصاد علم است نه ایدئولوژی

ژوئیه 13, 2010

یکی تلقی های اشتباه در مورد علم اقتصاد اینه که نظرات اقتصادی را منبعث از تفکر ایدئولوژیک میدونند. در حالیکه علم اقتصاد سعی میکنه با فروض نزدیک به واقعیت رفتار انسانها را مدل کنه. همانطوری که علم فیزیک سعی میکنه حرکات اجسام را مدل کنه. مباحثی هم در اقتصاد هست که نظرات مختلفی در موردش وجود داره. مثلا اینکه ضریب افزاینده سیاستهای مالی بزرگتر از یک است یا کوچکتر از یک باعث شده تا سیاستهای پیشنهادی مالی دو گروه با هم مختلف باشه. ساده تر بخوام بگم اینه که اگر دولت یک ریال بیشتر خرج کنه تولید ناخالص ملی بیشتر از یک ریال زیاد میشه یا کمتر از یک ریال. خوب اگر شما موافق باشین که بیشتر از یک ریال زیاد میشه به دولت پیشنهاد میکنین که دست به جیب بشه و بیشتر خرج کنه. اونوقت میشین طرفدار دولت بزرگتر در اقتصاد. برعکس هم اگر فکر کنین اثر افزاینده در اقتصاد کمتر از یک ریاله توصیه میکنین که دولت کمتر خرج کنه. حالا چرا مساله به این سادگی جواب مشخصی نداره به این برمیگرده که اندازه گیری این ضریب کار سختیه. (حالا بگذریم از اینکه بیشتر اقتصاددانان اعتقاددارند که ضریب افزاینده کوچکتر از یک است).

خلاصه یک اقتصاددان واقعی باید تحلیل هاش اقتصادی باشه و بعد بیاد بگه طرفدار دولت الف است یا ب. نه اینکه چون مادرزاد طرفدار دولت الف بوده حرفهای اقتصادیش هم باید توجیه کننده سیاستهای دولت الف باشه. این پست شاید جوابی باشه به پست حجت. فریدمن از ریگان حمایت میکرد چون اعتقاد داشت سیاستهایی اعمال کرده که منطبق با یافته های اقتصادیش بوده نه اینکه از قیافه ریگان خوشش میامد. در آخرین سالهای عمرش هم از کلینتون تعریف کرد و گفت بهترین ترکیب سیاسی در آمریکا اینه که کنگره دست جمهورخواه ها باشه تا جلوی هزینه های دولت را بگیره و کاخ سفید هم دست دموکراتها باشه. کروگمن هم معتقده به دخالت بیشتر دولت چون فکر میکنه با هزینه بیشتر اقتصاد به رشد بالاتری دست پیدا میکنه. البته تو حرفاش جانبداری سیاسی زیاد دیده میشه که نتیجه ای نداره جز اینکه از اعتبار علمیش کم میشه.

اقتصاددان خوب اینه که با تحلیل های اقتصادیش سیاستهای اقتصادی دولتها را ارزیابی کنه و آنوقت بگه کارکرد دولت الف بهتر بوده یا دولت ب. مثلا دولت پینوشه خیلی آدم کشت و شکنجه کرد ولی سیاستهای اقتصادیش درست و موفق بود. اذعان به اینکه در زمینه اقتصادی دولت موفقی بود تاییدی بر کشتارهاش نیست. فیدل کاسترو و چه گوارا هم شاید مردان خوبی بودند ولی سیاستهای اقتصادیشون کوبا را فقیر و فقیرتر کرد. اینکه از چریک بازی چه گوارا خوشتان میاد نباید باعث بشه که از سیاستهای اقتصادیش زمانی رییس بانک مرکزی کوبا بود انتقاد نکنید.

نمونه بارز تحلیل اقتصادی خوب در ایران نوشته های دکتر نیلی است. متین و صرفا اقتصادی. ایشالا یه روزی جامعه اقتصاددانان ایران قویتر بشه و بدون وارد شدن به بازیهای سیاسی بیشتر به تحلیل های فنی اقتصادی بپردازه تا هم جامعه و هم هر دولتی را به حرف شنوی از خودشون مجاب کنه.