اقتصاد علم است نه ایدئولوژی

یکی تلقی های اشتباه در مورد علم اقتصاد اینه که نظرات اقتصادی را منبعث از تفکر ایدئولوژیک میدونند. در حالیکه علم اقتصاد سعی میکنه با فروض نزدیک به واقعیت رفتار انسانها را مدل کنه. همانطوری که علم فیزیک سعی میکنه حرکات اجسام را مدل کنه. مباحثی هم در اقتصاد هست که نظرات مختلفی در موردش وجود داره. مثلا اینکه ضریب افزاینده سیاستهای مالی بزرگتر از یک است یا کوچکتر از یک باعث شده تا سیاستهای پیشنهادی مالی دو گروه با هم مختلف باشه. ساده تر بخوام بگم اینه که اگر دولت یک ریال بیشتر خرج کنه تولید ناخالص ملی بیشتر از یک ریال زیاد میشه یا کمتر از یک ریال. خوب اگر شما موافق باشین که بیشتر از یک ریال زیاد میشه به دولت پیشنهاد میکنین که دست به جیب بشه و بیشتر خرج کنه. اونوقت میشین طرفدار دولت بزرگتر در اقتصاد. برعکس هم اگر فکر کنین اثر افزاینده در اقتصاد کمتر از یک ریاله توصیه میکنین که دولت کمتر خرج کنه. حالا چرا مساله به این سادگی جواب مشخصی نداره به این برمیگرده که اندازه گیری این ضریب کار سختیه. (حالا بگذریم از اینکه بیشتر اقتصاددانان اعتقاددارند که ضریب افزاینده کوچکتر از یک است).

خلاصه یک اقتصاددان واقعی باید تحلیل هاش اقتصادی باشه و بعد بیاد بگه طرفدار دولت الف است یا ب. نه اینکه چون مادرزاد طرفدار دولت الف بوده حرفهای اقتصادیش هم باید توجیه کننده سیاستهای دولت الف باشه. این پست شاید جوابی باشه به پست حجت. فریدمن از ریگان حمایت میکرد چون اعتقاد داشت سیاستهایی اعمال کرده که منطبق با یافته های اقتصادیش بوده نه اینکه از قیافه ریگان خوشش میامد. در آخرین سالهای عمرش هم از کلینتون تعریف کرد و گفت بهترین ترکیب سیاسی در آمریکا اینه که کنگره دست جمهورخواه ها باشه تا جلوی هزینه های دولت را بگیره و کاخ سفید هم دست دموکراتها باشه. کروگمن هم معتقده به دخالت بیشتر دولت چون فکر میکنه با هزینه بیشتر اقتصاد به رشد بالاتری دست پیدا میکنه. البته تو حرفاش جانبداری سیاسی زیاد دیده میشه که نتیجه ای نداره جز اینکه از اعتبار علمیش کم میشه.

اقتصاددان خوب اینه که با تحلیل های اقتصادیش سیاستهای اقتصادی دولتها را ارزیابی کنه و آنوقت بگه کارکرد دولت الف بهتر بوده یا دولت ب. مثلا دولت پینوشه خیلی آدم کشت و شکنجه کرد ولی سیاستهای اقتصادیش درست و موفق بود. اذعان به اینکه در زمینه اقتصادی دولت موفقی بود تاییدی بر کشتارهاش نیست. فیدل کاسترو و چه گوارا هم شاید مردان خوبی بودند ولی سیاستهای اقتصادیشون کوبا را فقیر و فقیرتر کرد. اینکه از چریک بازی چه گوارا خوشتان میاد نباید باعث بشه که از سیاستهای اقتصادیش زمانی رییس بانک مرکزی کوبا بود انتقاد نکنید.

نمونه بارز تحلیل اقتصادی خوب در ایران نوشته های دکتر نیلی است. متین و صرفا اقتصادی. ایشالا یه روزی جامعه اقتصاددانان ایران قویتر بشه و بدون وارد شدن به بازیهای سیاسی بیشتر به تحلیل های فنی اقتصادی بپردازه تا هم جامعه و هم هر دولتی را به حرف شنوی از خودشون مجاب کنه.

Advertisements

13 پاسخ to “اقتصاد علم است نه ایدئولوژی”

  1. رويا Says:

    اينجا معمولا همه رنگي اند

  2. یک رامین Says:

    اصل حرف شما درسته. اصل بودن جنبه های تجربی اقتصاد که باعث می شه علم باشه. اما اگر یه نگاهی به نوشته های دیگراندیشانه مثلا رئیس دانا در «رویکرد و روش در اقتصاد» یا کاتوزیان در نوشته ای با همین موضوع (معرفت شناسی اقتصاد) بیندازید، متقاعد می شید که سهمی از اقتصاد ایدئولوژیه. ولی بگذریم. شکی نیست که اقتصاد علم است.

    اما نتیجه گیری تون اشتباهه. عدم ورود به بازی سیاسی همون کاریه که باید انجام داد. اتفاقا من معتقدم وقتی مومنی میاد پشت سر موسوی و دانش جعفری پشت سر رضایی، کار درستیه. اقتصاددان وقتی موثره که وراد بازی بشه و این خلاف شان نیست. همیشه این مثال رو برای دوستام زدم، که یه چیز عادی بود که قدیم ها (30-40 سال پیش) عکس فریدمن روی جلد تایم باشه و اصلا هم عجیب نیست. تا 2 سال پیش اگر عکس نیلی یا غنی نژاد یا طبیبیان می رفت روی جلد یه نشریه عمومی سیاسی شاید نصف ملت نمی شناختن. این بده. اتفاقا بخشی از اقتصاددان ها باید بسته به دیدگاهشون وارد عمل بشوند. به چند دلیل:
    1) تاثیرگذاری بر سیاست گذاری و عمل بخش های مختلف.
    2) محک نظریاتشون. اگر بخشی از اقتصاددانها وارد عمل نشوند، نظرشون تا ابد ابطال نشده باقی می مونه. من خیلی دوست داشتم این دوره آقای مومنی وارد می شد و می دیدیم ایشون که از هشامی تا خاتمی و احمدی نژاد رو قبول نداره، چکار می تونه انجام بده. هیچ راهی جز تجربه برای محک یه نظریه نیست و اگر بخشی از اقتصاددانها این کار رو نکنن، به هیچ درد نمی خوره.
    3) بخش قابل توجهی از پتانسیل متخصصان هر دانش اجتماعی (سیاست، اقتصاد، اجتماع و…) باید وارد عمل بشوند. تا بتونن مدل های بومی بسازند (با اون بومی سازی که دارن تو تلویزیون می گن فرق داره!)، تا بشه فهمید کدوم نظریه درسته و کدوم نظریه بهتره.

    به نظر من الان ایران پر از اقتصاددانهای آکادمیک و باید سهم افراد اجرایی هم زیاد شه. منظورم این نیست که همه بیان وارد عمل شن. اما اتفاقا همین دکتر نیلی هم نقطه قوتش اینه که تحلیل هاش صرفا آکادمیک نیست (من نفهمیدم منظورتون از «تحلیل فنی» چیه؟!!! مگه تحلیل هنری هم داریم؟) اتفاقا آقای نیلی از اقتصاددان هایی هستند که فقط اهل آکادمی نیستند و وارد اجرا هم شدند، مثل برنامه توسعه و صندوق ذخیره ارزی. نقطه مقابلشون شاید فردی مثل غنی نژاد باشه. اما هنر آقای نیلی اینه که دانشش رو در اختیار جریانات سیاسی قرار نمی ده، همین. بر خلاف مثل دکتر پژویان. ولی این کار آقای نیلی به معنای عدم ورود به سیاست نیست. ایشان از موضع یه اقتصاددان اتفاقا اهل ورود به مقام اجرا هستند و به عقیده من بر خلاف اون چیزی عمل می کنند که شما می گید. و نکته دیگر این که اگر آقای نیلی هم اهل کناره گرفتن از اجرا بودند، احتمالا ایشون هم تو تشخیص مصداق ها (بر اساس معیارهای اقتصادی) به خطا می رفتند، یا حداقل تند می رفتند، مثل آقای پژویان که علیرغم دانش آکادمیک به دلیل وارد نشدن در عرصه اجرا و عدم آشنایی با آن برای 3 دهه، آبروی آکادمیک خودش رو در گروی این دولت گذاشت.

    آخر اینکه به عقیده بند اصل حرف شما درست، و نتیجه گیری و مثال آخرتون نادرست بود. موفق باشید.

  3. Iverson Says:

    I need to disagree with you on this matter.
    Let me quote an article on philosophy of economics below:

    Economic theory contains a family of substantive presuppositions about the nature of the good—individual and social—that directly influence the policy recommendations to which
    economic theory gives rise. For example, the assumption of rational egoism is inconsistent with several of the values of communitarianism; the assumption that equity is subordinate to efficiency is inconsistent with an egalitarian political philosophy; and the assumption that a bundle of commodities constitutes individual “wellbeing” is inconsistent with a more Aristotelian conception of the good human life (Nussbaum 2000). So the premises and assumptions of economics are substantially intertwined with normative assumptions about the good human life and the good society. This is not a deficiency, but it needs to be recognized so that we can recognize the workings of the unstated value assumptions. And it certainly invalidates the assumption of “value-free” social science. In general, it seems fair to say that the ethical assumptions that neoclassical economics presupposes fall together into a family of normative ideals that privilege individualism, inequality, and the minimal exercise of public policy.

    • pmashayekh Says:

      فروض اقتصاد نئوکلاسیک برای اینه که به واقعیت نزدیکتره و کمک میکنه که پدیده های اقتصادی بهتر توضیح داده بشه نه اینکه از ارزش خاصی ناشی شده باشه

  4. Iverson Says:

    Oh, ok, I am now convinced.

  5. میثم صفری Says:

    سلام،
    من در آخرین پست وبلاگم نسبت به معرفی وبلاگها و وبسایتهایی فارسی زبان مرتبط با علم فاینانس و اقتصاد اقدام کرده ام. هدفم از این کار تهیه مرجع و فهرستی برای این منابع است. سعی کرده ام برای هر وبلاگ چند خطی توضیح بدهم که به خواننده دید مناسبی از زمینه کاری و تخصصی و اهداف وبلاگ کمک کند.در همین راستا، وبلاگ شما را نیز در این صفجه معرفی کرده ام.

    خوشحال میشوم که اگر نظری در مورد خلاصه-متن معرفی وبلاگ خود دارید، ویا متن بهتری برای جایگزینی بنظرتان میرسد، برایم ارسال نمائید.

    سپاسگذارم، میثم صفری

    آدرس وبلاگ
    http://meysamsafari.wordpress.com

    آدرس صفحه مورد نظر:

    http://meysamsafari.wordpress.com/2010/07/29/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85/

  6. ali Says:

    salam mishe be man email bezanin mikhatsma ba shoma sohbat konam
    man khabarnegare bbc persian hastanm

    mamnoon

  7. مرتضی Says:

    تحلیل جالبی در این پست نوشته شده است اما بعد از یک پاراگراف مسیر بحث عوض شده است و یک بحث کاملا متفاوت طرح گردیده است .
    شعاری که اسلامی بودن اقتصاد را در جامعه ما با قدرت تبلیغ میکند ناخودآگاه ما را به این سمت و سو سوق داده است که معمولاً داشتن نگاه ایدولوژیک به اقتصاد چرب تر میگردد . اما واقعیت مطلب این است که هر چند نگاه ایدولوژیک در اقتصاد واقعیتی است که بخشی از علم اقتصاد را مخصوصا از نظر تاریخی تشکیل میدهد اما باید گفت اقتصاد علمی است مبتنی بر ریاضی و آمار. علی الظاهر عده ای هم مخصوصاً آنها که اقتصاد نمیدانند اما دوست دارند همه اقتصاد یک کشور را با ذهنیات خویش اداره کنند علاقه مندند که دایره علم اقتصاد را به ایدوئولوژیک بودن آن محدود کنند تا بتوانند راحتتر سخنرانی کنند و با سخنرانی هایشان اقتصاد یک مملکت را به قهقهرا ببرند . برای مثال میتوان به ارتباط تورم و سیاستهای پولی اشاره کرد . این موضوع بحثی است که اقتصاددانان مبتنی بر تئوری های اقتصادی و فرمولهای ریاضی و تکنیکهای اقتصادسنجی تحلیل میکنند . نتایجی که از این تحلیل ها به دنیا ارائه گردیده در عمل توانسته است اقتصادهای بزرگ و کوچک را تحت تاثیر قرار دهد . اقتصاددانان ایرانی هم آنها را باور دارند اما ناگهان کسی از راه می رسد و با ذهنیات خویش فلسفه بافی می کند و دانشگاهیان هم هر چه به سر و کله خویش میزنند که اقتصاد علم است فلسفه باف می گوید اقتصاد علم نیست ،ربطی به ریاضی و آمار ندارد . اقتصاد فلسفه بافی های افرادی مثل من است . بگذارید این دفعه ذهنیات من تجربه شود.
    این مطلب را در وبلاگم نیز نوشته ام.
    http://mortezakazemi.blogspot.com/2010/08/blog-post_17.html

  8. غریبه Says:

    تفاوت های مهمی بین علم اقتصاد و علم فیزیک وجود دارد. اگر توجه کنیم که «علم » به موضوع مورد بررسی «اقتصاد یا سیاست یا فیزیک» نسبت داده نمیشود بلکه به «روش » مطالعه وبررسی منسوب است انگاه میتوان تفاوت علم فیزیک و اقتصاد را در چهارچوب مسایل روش شناسی تحلیل کرد.
    روش علمی مورد استفاده در مطالعه جهان فیزیکی به نتایج احتمالاتی معتبری می انجامد به دو دلیل اصلی یکم عناصر مورد مطالعه در فیزیک «دستگاه های خودکار» نیستند یا تلقی نمیشوند. دوم امکان آزمون فرضیات و تصحیح خطا های نظری موجود است.در واقع امکان اشتباه کردن و بررسی نتایج خطا ها و تصحیح .
    در علم اقتصاد هر دو این وضعیت ها و دلایل مفقود یا بسیار محدود است.یکم اینکه در اقتصاد با «دستگاه خودکار»ی نظیر انسان با همه پیچیدگی هایش سروکارداریم و هم امکان آزمایش جدی فرضیه ها و .. و خلاصه خطا کردن وتصحیح کردن به دلایل اخلاقی _ حقوقی و…. مقدور نیست

  9. NarimaN Says:

    از شما و همه دوستان اهل فن تقاضا میشود در صورت تمایل در این گروه فیس بوک که در ان به تبادل منابع و اطلاعات و نکات مدیریتی و فاینانس و اقتصاد میپردازیم بپیوندید و با شرکت در بحث ها و به اشتراک گذاشتن منابع و مباحث و معرفی وبلاگ و بسایت های خود به ارتقاع دانش و اطلاعات تخصصی یکدیگر کمک کنیم.اسم گروه future managers و زبان رسمی گروه انگلیسی میباشد و کاربرانی از اقصا نقاط دنیا دارد

    http://www.facebook.com/group.php?gid=123272377684579&v=app_2373072738&ref=ts#!/group.php?gid=123272377684579

  10. Ali Says:

    salam
    chetori Pouyan? in harf ro mishe raje be Barro zad?

  11. کیان Says:

    سلام، به نظر شما در کشوری که در آن حتی نمازخواندن هم سیاست زده است و از یک مقطعی به بعد نمی توان به آمارهای بانک مرکزیش هم اتکا کرد، می توان صرفا دیدگاه اقتصادی به امور داشت؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: