سی سال گذشت

جنگیدن را هم میشه مثل یک تابع تولید مدل کرد. سرمایه و نیروی انسانی کنار هم جمع میشوند تا با مدیریتی که شکل تابع تولید را تعیین میکند دفاع و حمله را تولید کنند. اگر از این زاویه به جنگ ایران و عراق نگاه بشه میشه گفت مشخصه اصلی آن کمبود سرمایه در طرف ایران بود. ابزار آلات جنگ به سبب تحریم و مشکلات مالی کشور در آن موقع در دسترس نبود و جور آن را نیروی انسانی میکشید. در حالیکه در طرف عراقی جنگ محدودیت سرمایه مثل ایران وجود نداشت.

تامین نیروی انسانی جنگ هم مبتنی بر حضور گسترده افرادی بود که جان خودشان را در مقابل هدفی که برای آن به جنگ میرفتند هیچ میدانستند. بعبارتی تابع مطلوبیتشان Lexicographic بود (افرادی که در مدلهای اقتصادی معمولا در نظر گرفته نمیشوند). یعنی دفاع از کشورشان برایشان اهمیت اول را داشت و موضوع یا کالای دیگری نمیتوانست از اهمیت آن بکاهد. درصد اینگونه افراد هم که اهمیت جامعه در تابع مطلوبیتشان نقش پر رنگی دارد نباید خیلی زیاد باشد. برای همین جنگ هشت ساله یک مکانسیمی بود که اینگونه افراد را انتخاب کرد و از جامعه گرفت. برای همین تلفات جنگ را نباید صرفا چند صد هزار نفر (یک نمونه تصادفی) از جامعه ۴۰ تا ۵۰ میلیونی آن موقع در نظر گرفت. جنگ افراد خاصی را از جامعه گرفت که الان میتونستند در سنین ۴۰ تا ۶۰ سال (پخته ترین سن برای تاثیر گذاری در کشور) از مدیران میانی و بالایی جامعه باشند. شاید این سنگین ترین خسارت جنگ بود که نسلهای بعدی هم از آن متضرر شد.

Advertisements

5 پاسخ to “سی سال گذشت”

  1. احمد Says:

    کاملن با این تحلیل موافقم. هر چند اون عده کمی هم که از دسته افراد Lexicographic باقی موندند الان در عزلت و گوشه نشینی به سر میبرند و از آن بدتر اعوان و انصار این آدمهای قابل احترام(خانواده و فرزندانشان) در هفته دفاع مقدس مورد هجمه و حمله قرار می گیرند و یکی از بدترین خسارات این جنگ لعنتی همین گرفتن آدمهایی از ما بود که اگر بودند اکنون به چنین مصیبتهایی دچار نبودیم.

  2. جعفر Says:

    مطلبی نه چندان بی ربط در همین رابطه از علی عرب مازار یزدی

    رابطه‌اي كه بر مبناي آن دولتمردان هم‌پاي و در پي مردم، منافع آني خود را براي تحقق منافع آتي جامعه وانهادند. رابطه‌اي كه نه پيش از انقلاب چنين شكل و جايگاهي داشت و نه پس از آن به گونه‌اي شايسته حفظ، تعميق و تكريم شد. در چنان فضايي بود كه حمايت و پشتيباني يك ملت از سياست‌گذاران، در بذل جان و مالشان براي حفاظت از سرزمين و منافع درازمدت جامعه‌اي تجلي مي‌يافت كه مهندس موسوي خود نيز جزء كوچكي از آ‌ن و به تعبير آن روزگار يكي از خدمتگزارانش بود؛

    http://ires.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=153&Itemid=53

  3. ابوذر Says:

    نکته بسیار ظریف و قابل تاملی بود. هم خود جنگ در جبهه و هم عواقب ناشی از جنگ در سیاست داخلی (رد صلاحیت های مخالفین ادامه جنگ در مجلس دوم و سوم) عرصه سیاسی ایران رو از این تیپ ادم ها محروم کرد.
    واقعن کاری از دست ما برای پیشگیری از جنگ برمیاد؟

  4. سهند Says:

    سلام دوست عزیز دذ

  5. سهند Says:

    در خصوص بازار ارز و نواسانات اون نمی نویسید مطلبی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: