Archive for اکتبر 2010

رویای بازار اوراق قرضه

اکتبر 27, 2010

معاون اقتصادی بانک مرکزی از ایجاد بازار ثانویه اوراق مشارکت خبر داده است. البته همانطور که صدها بار در این وبلاگ نوشته ام تا زمانی که اصل پول اوراق مشارکت توسط بانکها قابل بازپرداخت است این اوراق با حسابهای پس انداز فرقی ندارند. البته آقای قضاوی اشاره کرده اند که:

بانك‌ها نيز ترغيب مي‌شوند بازخريد قبل از سررسيد اين اوراق مشاركت را تضمين نكنند،

خوب در اینصورت اوراق مشارکت میشوند اوراق قرضه و برای اولین بار در ایران این بازار شکل میگیره که فواید بسیاری به همراه خواهد داشت ولی نکته اینجاست که بانکها چگونه به این کار ترغیب میشوند؟ در اینصورت موقع انتشار این اوراق باید در بازار معامله شوند. برای مثال اگر مقدار اسمی این اوراق هزار تومان باشد و سال دیگه موعد تحویل آن باشد (همراه سود مثلا پانزده درصدی) کسی هزار تومان برای این اوراق پرداخت نخواهد کردو این اوراق قیمت خواهد خورد ۹۵۰ تومان. که با سود ۱۵ درصدی سال دیگه دارنده این اوراق ۱۱۵۰ دریافت خواهد کرد و بدین ترتیب ۲۰۰ تومان روی ۹۵۰ تومان سود میکند که حدودا ۲۱ درصد سود میشود.

اگر این بازار اورق قرضه راه بیافته (که من بعید میدونم) انقلاب بزرگی در اقتصاد ایران خواهد بود و برای اولین بار بازار پول در ایران رسمیت پیدا میکنه. در مورد اثرات ایجاد این بازار اگر داستان جدی شد خواهم نوشت و نشان خواهم داد که چرا این تحول بزرگی است. فعلا منتظر میمانم تا ببینیم چه از این صحبت های آقای قضاوی بیرون خواهد آمد. شما هم خبر جدیدی در اینباره شنیدید من را خبر کنید.

Advertisements

اشتباه رایج در آمار خانوار

اکتبر 20, 2010

مرکز آمار و بانک مرکزی هر ساله آماری از ریز هزینه ها و درآمدهای خانوارها ارایه میدهند و در همه سالها متوسط درآمد کمتر از متوسط هزینه هاست. علت آن هم این است که مردم درآمد خودشان را کمتر از آن چیزی که هست اعلام میکنند و وقتی از هزینه هایشان سوال میشود راستگو تر میشوند و مجموع هزینه ها از درآمد بالاتر میشه. برای همین تحلیلگران از مجموع هزینه ها برای ارزیابی وضع اقتصادی خانوارها استفاده میکنند. رادیو فردا گویا مصاحبه ای داشته با یک اقتصاددان ایرانی ساکن خارج از کشور و وی از کسری درآمد نسبت به هزینه گفته و این خبر در سایت های دیگه هم بازتاب داشته. بااینکه در اینباره قبلا نوشته بودم ولی فکر کردم بد نیست دوباره گفته بشه تا این تحلیل های اشتباه در عالم مجازی زیاد منتشر نشه.

پرسپولیس

اکتبر 15, 2010

نمیدونم کسی آمار هزینه های باشگاههای فوتبال ایران را داره یا نه ولی بی تردید هیچکدومشون سودآور نیستند و عجیب اینه که بازیکنان هم رقمهای نسبتا بالایی میگیرند. بزرگترین گرفتاری هم اینه که قانون درآمدی مشخصی را برای باشگاهها در نظر نگرفته و هنر مدیران باشگاهها اینه که هر چه بیشتر از دولت پول بکنند و سعی کنند تماشاچی ها را خوشحال نگه دارند. تلوزیون انحصاری و نبود شبکه های ورزشی باعث شده درآمد با ثباتی در باشگاهها وجود نداشته باشه. هرچند مخارج باشگاهها بالا رفته ولی گویا انگیزه بازیکنان همسان درآمدهایشان بالا نرفته.

 یادش بخیر ده دوازده ساله که بودم زمان مربی گری علی آقا پروین افتخار این را داشتم که سر تمرینهای پرسپولیس توپ جمع کن باشم. بازیکنها با موتور گازی یا آنهایی که وضعشون خوب بود با تاکسی یا وانت میامدن سرتمرین در استادیوم داودیه. از پول خبری نبود ولی بازیکن ها با انگیزه تر از بازیکن های فعلی بودن.

فردا پرسپولیس با استقلال بازی داره و هر کی رفت استادیوم جای من را در جایگاه شمالی طبقه پایین خالی کنه.

سرمقاله های ارزی

اکتبر 13, 2010

مهران دبیر سپهری سرمقاله ای نوشته در دنیای اقتصاد ۲ شنبه که اشکالات اساسی به آن وارده. ولی نکته جالب اینه که دکتر فرخ قبادی روز ماقبل سرمقاله ای دارند در همین باره که بخوبی به مشکلات مداخلات ارزی چین اشاره کرده اند و تعجب آور اینه که سرمقاله روز بعد تصویر دیگری از بحران ارزی به خواننده القا میکنه و اشاره میکنند که چینی ها نیازی به افزایش مصرف خود ندارند ( امری که به خود چینی ها مربوطه) چون مصرف برای کره زمین خوب نیست! شاید بهتر بود تحلیل میکردند که چرا مصرفشان کمتره و پس انداز بیشتر و اگر دولت چین در بازار ارز مداخله نمیکرد آیا واردات چین افزایش پیدا نمیکرد؟

نوبل اقتصاد

اکتبر 11, 2010

چند ساعت دیگه جایزه نوبل اقتصاد را اعلام میکنند. این هم نتیجه پیش بینی یه سری اقتصاددانان قمارباز. گویا بارو نفر اوله. بعید میدونم کمیته ای که کروگمن را انتخاب کرده به بارو رای بده. تحقیقاتش در زمینه اثرات سیاستهای مالی بر اقتصاد به جارو جنجال و اغراق کینزینها به موثر بودن سیاستهای مالی پایان داده. اگر نوبل بگیره یه امیدی هست که به جارو جنجال های ژورنالیستی و سیاسی کروگمن پایان بده.

حالا کی برنده میشه باید دید ولی بقول یکی از اساتید موسسه نیاوران تیرول هم پسر خوبیه.

مجادلات ارزی و عاقبت دخالت در بازار

اکتبر 10, 2010

جنگ لفظی بین آمریکا و چین در مورد سیاستهای ارزی داره بالا میگیره. رییس صندوق بین المللی پول هم آمده وسط و هشدار داده. چند روز قبل از اجلاس بیست کشور صنعتی در تورونتو که ۲ ماه پیش برگزار شد چین اعلام کرد که سعی میکنه از کنترل بازار ارز دست بکشه و بذاره یوآن تقویت بشه (برای خوشایند سران کشورهای دیگر) که تاکنون چنین اتفاقی نیوفتاده. ولی عواقب این داستان چیه و از کجا ناشی میشه؟

درسته که سیستم کمونیستی چین در چند دهه گذشته از اقتصاد آزاد اقتباس کرده ولی هنوز تصمیم های مهمی چون سیاستهای ارزی و محدودیت تک فرزندی توسط حکومت مرکزی اعمال میشه (به میزان آزادی های سیاسی کاری نداریم). بهانه هم این بوده که باید با تقویت صادرات اشتغال ایجاد کرد و همزمان رشد جمعیت را کنترل کرد تا نان خورها کم شوند. این دید کنترلی که باید در مورد بچه دار شدن ملت هم حزب کمونیست تصمیم بگیره (هرچند ظاهرا به نظر میاد که تصمیمی است که به نفع جامعه گرفته شده)  باعث خواهد شد که تغییراتی در هرم جمعیتی بوجود بیاد. هم اکنون تعداد افراد خارج از بازار کار (عمدتا کودکان و بازنشستگان) حدود ۴۰ درصد کل جمعیته ولی در این نسبت روند صعودی داره میگیره و در سی سال آینده به ۶۰ درصد خواهد رسید. برخلاف هند که این نسبت ۵۵ درصده و روند نزولی را داره طی میکنه. زمان ایندیرا گاندی که به سیاستهای آزادی در اقتصاد کمتر اعتقاد داشت زمزمه های کنترل جمعیت به برکت سیستم دموکراتیک هند در نطفه خفه شد. هرچند هند از رشد اقتصادی کمتری نسبت به چین برخوردار بوده ولی به نظر میرسه که آینده بهتر و با ثبات تری نسبت به چین داشته باشه.

اما برگردیم به سیاست ارزی چین. این درسته که چینی ها با سرمایه گذاری دلارهای حاصل از صادرات در آمریکا باعث شدند که يوان تقویت نشده و با حفظ تراز مثبت تجاری با آمریکا رشد خودشان را تضمین کنند ولی این نحوه دخالت در بازار در نهایت چه عواقبی خواهد داشت؟ اولا که دولت چین بخاطر فضای بسته سیاسی اش نگران بحرانهای اجتماعی است. هم اکنون میلیونها چینی در کارخانجاتی مشغول کارند که محصولاتشان به آمریکا صادر میشود و تقویت ۲۰ درصدی يوآن کافی است که میلیونها نفر را بیکار کنه و باعث بحرانهای اجتماعی بشه. برای همین سران چین ناگزیر هستند که سیاست فعلی را ادامه دهند والا سیستم بسته سیاسی با بحران جدی مواجه میشه. خوب اگر همین سیاست را ادامه دهند چه اتفاقی میوفته؟ چین تا حالا دو تریلون دلار در آمریکا سرمایه گذاری کرده و باید به همین کارش ادامه بده که دیگه خوشایند آمریکا نیست. دولت آمریکا هم به برکت جنگ عراق و هزینه تراشی های اوباما داره کسری بودجه اش بزرگتر میشه و کم کم به این فکر میوفته که مثل ورشکسته ها بگه که قرض چین را نمیدم. بهمین سادگی! ممکنه بگین این مساله به اعتبار اقتصادی آمریکا لطمه میزنه. خوب بزنه ممکنه ارزشش رو برای آمریکایی ها داشته باشه! یا باید تن به تورم داخلی بدن و به مردم خودشون فشار بیارن یا به چینی ها. آنوقت میشه دید که دخالت های ارزی دولت چین باعث شده که تریلون ها دلار از ثروتشان به جیب آمریکایی ها بره. این هم یه جور فیدبک یازار آزاده تا درسی باشه تا کسی که تو سیستم بازار آزاد خیلی دخالت نکنه!

خلاصه این دو عول اقتصادی تو مسیر بدی افتادن. البته در دعوای بدهکار و طلبکار این بدهکاره که دست بالا داره. شاید بحران حاصل از این دعوا نشون بده که سیستم سیاسی بسته ای که اقتصاد بازار آزاد پیشه کرده نمیتونه در دراز مدت پایدار بمونه. همانطور که در شیلی پینوشه ای که سیاست های باز اقتصادی پیشه کرد مجبور شد قدرت را ول کنه سیستم کمونیستی چین هم ممکنه با به بن بست رسیدن مجبور بشه از قدرت کناره گیری کنه.

بازار ارز

اکتبر 7, 2010

اپیزود اول:
روز گذشته وزیر دارایی آمریکا به کشورهایی که با ضعیف نگه داشتن ارزش پول خودشون سعی میکنند تا تراز تجاری شان با آمریکا مثبت کنند هشدار داد و گفت این در آینده میتونه به اقتصاد بین الملل ضربه بزنه. اسم کشوری هم نبرد ولی خوب معلوم بود که منظور وی کشور چین بود. خلاصه ضعیف نگه داشتن یوآن حربه ای شده برای چینی ها که صادراتشان بیشتر بشه.

اپیزود دوم:
 در همین هفته هم تضعیف ده درصدی ریال که سالیان سال به برکت درآمد نفتی قوی نگه داشته شده موجب نگرانی و دلهره ملت شده بود انگار که اتفاق عجیب و ناگواری افتاده. البته اتفاق ناگوار هفت هشت سال است که داره میوفته و آن هم تثبیت نرخ ریال در مقابل دلاره. برخلاف چینی ها که با تضعیف پول ملی شان آمریکا را نگران کرده اند ایران با تقویت ریال به خودش میباله و از بی دفاع کردن تولید کنندگان داخلی در رقابت با اجناس خارجی هم خیلی تا حالا نگران به نظر نرسیده. بقول علی دادپی تنها ملتی هستیم که در مقابل ارزش ریال غیرتی هستیم و خیلی به عواقبش هم توجهی نمیکنیم.

ورشکستگی

اکتبر 7, 2010

هدفم از چند پستی که در مورد ورشکستگی نوشتم این بود که اهمیت نهادهایی که میتونن در افزایش توانایی های تولید در اقتصاد موثر باشند را نشان بدهم. نهادهایی که انگیزه ها را در اقتصاد بگونه ای شکل میدهند که افراد کارآفرین به تشکیل واحدهای اقتصادی تشویق شوند و از طرف دیگر امکان واگذاری سرمایه به آنان از طرف پس اندازکنندگان به سهولت بیشتری انجام شود. در دهه های اخیر علاقه مندان به توسعه در ایران به واردات سخت افزارها بیشتر توجه کرده اند تا اهمیت نهادهای اینچنینی. خواننده ای کامنتی گذاشته بود که اگر بدهکاران زندان نروند آن وقت همه کلاهبرداران میروند از سیستم بانکی پول قرض میکنند یا چک بی محل میکشند. در جواب هم میشه گفت خوب اگر همه بدهکاران را بفرستیم زندان اولا امکان کار و کسب درآمد را از آنان گرفتیم و ثانیا هر فعالیت اقتصادی یه ریسکی داره و اگر کسی واقعا بد آورد چرا باید از سر از زندان در بیاره؟ ایا همین انگیزه برای شروع کار و بیزنس را کم نمیکنه؟ بررسی اعتبار افراد از جمله کارهایی است که بانکهای خصوصی سودجو (سودجو فحش نیست!) انگیزه دارند پیگیری کنند. تا وقتی سیستم بانکی خصوصی با آزادی در تعیین نرخ بهره وجود نداشته باشد داستان اعتبارسنجی افراد از بخشنامه فراتر نخواهد رفت. در کنار سیستم بانکی خصوصی قوانین ورشکستگی که عدم بازپرداخت را جرم جنایی ندونه میتونه به افزایش بهره وری در اقتصاد کمک کنه. خیل عظیم زندانیان چک های بی محل یکی از نشانه های اینه که سیستم بانکی و قوانین ورشکستگی در ایران درست کار نمیکنه و امیدوارم اهمیت اصلاح آنها بیشتر مورد توجه نسل فعلی قرار بگیره.

شاید این موضوعات عناوین خوبی برای تحقیق برای دانشجویان اقتصاد باشه که میتونن از تئوری فاینانس و طراحی مکانیسم برای تجزیه تحلیل ورشکستگی شرکت و افراد استفاده کنند (بجای اصرار در نوشتن تزهایی با تم الگوریتم ژنتیکی و منطق فازی و …)

شرخر ها

اکتبر 4, 2010

شرخر اصطلاحی است که در ایران به افرادی گفته میشه که بداد طلبکاران میرسند و با دریافت بخشی از طلب معوق سعی میکنند تا جای ممکن از بدهکاران پولی وصول کنند. حالا اینکه روشهاشون چیه خوب به سیستم و قوانین آنجا مرتبطه. یادمه هر پاساژی در میدان محسنی یه شرخر داشت و به طلبهای وصول نشده آن پاساژ رسیدگی میکرد. يه بابایی بود بنام داریوش خان در یکی از این پاساژ ها که کمربند سیاه کاراته داشت و تومنی چند ریال میگرفت تا طلبی را بره وصول کنه. روشهاش هم از فنون کاراته بود تا تهدیدهای مختلف.دفتری هم برای خودش داشت در پاساژ.

در آمریکا نیز شرخر وجود داره و در اصطلاح تخصصی اسمشون Vulture fund است. خیلی از طلبکارها هم صندوقهای سرمایه گذاری یا بانکها هستند که مجبورند طبق قانون بدهی های شرکتهای ورشکسته را نگه ندارند و برای همین سریع میفروشند به همین شرخرهای مدرن یا Vulture fund ها. کار اینها اینه که میرن بدهی های شرکت ورشکسته را از طلبکاران میخرند مثلا دلاری ۲۰ سنت. با این کار طلبکارها از شر دادگاه ورشکستگی رفتن و سر و کله زدن با وکیل و بدهکار ها راحت میشوند. این شرخرهای مدرن هم کارشون اینه که یه سری وکیل کارکشته دارند و آدمهایی که پروسه ورشکستگی را خوب میشناسند. پروسه ورشکستگی ممکنه تا دو سال در دادگاه طول بکشه و برو بیا داشته باشه تا شرکت جدید از بقایای شرکت ورشکسته دوباره متولد بشه. بدهی های سابق هم عموما به سهام شرکت جدید تبدیل میشه و بسته به قدرت چانه زنی صاحبان بدهی ها و ساختار بدهی شرکت مقدار سهام دریافتی میتونه متفاوت باشه. خلاصه این شرخرهای مدرن میوفتن تو پروسه حقوقی ورشکستگی تا بدهی ها را بقول معروف زنده کنند. حالا فرض کنید طلب را خریدن دلاری ۲۰ سنت و بعد دوسال تبدیل میشه به سهام شرکت جدید که ۲۵ سنت فروش میره. خوب ۲۵ درصد سود کردن که سود بالایی است. به این بازار که حجمش سالی چند میلیارد دلار میشه Distressed exchange market میگن. این بازار به طلبکاران کمک میکنه تا سریع بخشی از طلب خودشون را سریع دریافت کنند. منظور از ریسک اعتباری هم میزان طلب سوخت شده وامهاست.

ورشکستگی در آمریکا

اکتبر 2, 2010

معادل انگلیسی ورشکستگی (Bankruptcy) ریشه لاتین دارد که به معنای «نیمکت شکسته» است. داستان این بوده که در روم قدیم تاجرها روی نیمکتی مینشستن و مشغول تجارت میشدند و تاجری که ورشکسته میشده را از بازار مینداختن بیرون و نیمکتش را میشکستن. اولین قانون مدون ورشکستگی زمان هنری هشتم در قرن پانزدهم میلادی در انگلیس نوشته شد. طبق آن قانون تاجر ورشکسته به زندان می افتاد و شاید هم اعدام میشد. تقریبا تمام قوانین مربوط به ورشکستگی در اروپا به نفع طلبکاران بود و بدهکار نگون بخت با اتهام جنایی مواجه میشد و سرو کارش به زندان می افتاد. تا اینکه مهاجران امریکایی قوانینی وضع کردند که فرد ورشکسته متهم جنایتکار شناخته نشه و فقط اموالش را مصادره میکردند. این موهبتی برای کارافرینان بود و باعث شد آمریکا برای صاحبان مشاغل جذاب به نظر آید (Exit strategy) و کارآفرینان زیادی را از اروپا جذب کند. این داستان تا اوایل قرن بیستم ادامه داشت و بعد از رکود بزرگ دهه سی قوانین کمی تغییر کرد تا اینکه در سال ۱۹۷۸ قوانین ورشکستگی دچار تحولات اساسی شد. نوع نگرش هم این بود که قوانین بگونه ای باید تغییر کند که مشوق کار آفرینی باشد و ضمن تلاش برای حفظ دارایی طلبکاران کارآفرینان نه تنها جریمه نشده بلکه شانس اصلاح ساختار بنگاه حود را داشته باشند.

طبق قانون Chapter 11 جدید مدیران شرکت ورشکسته میتوانند از دست طلبکاران خلاصی پیدا کنند و به مدت ۴ماه فرصت خواهند داشت تا با ارایه طرحی که به اصلاح ساختار شرکت و فعالیت آن منجر خواهد شد رضایت طلبکاران را کسب نمایند. البته سهامداران مقدار زیادی از سهام خود را به طلبکاران خواهند داد تا بتونن رضایت آنها را جلب کنند و درنهایت قاضی دادگاه ورشکستگی حکم به اجرای طرح ارایه شده خواهد داد و شرکت جدید با خلاص شدن از بدهی های انباشته و با ساختار جدید دوباره متولد میشود. البته داستان را ساده گفتم و در واقع طلبکاران مختلف با هم کلی مذاکره میکنند و با مدیران و سهامداران قبلی کلی کلنجار میروند تا طرح جدید تصویب شود. خوبی Chapter 11 اینه که مدیران همچنان شانس این را دارند که سر کار باشند و شاید بتونن با تغییر ساختار شرکت به سمت بهینگی و سوددهی حرکت کنند و برعکس قوانین ابتدایی مجازات نمیشوند. این قانون باعث شده تا کارافرینان  استراتٓژی برون رفت از بحران را بخوبی دارا باشند و به ایجاد بنگاههای اقتصادی تشویق شوند.

البته قانون Chapter 7 هم این امکان را میدهد که شرکت منحل شده و برخلاف Chapter 11 بیزنسش تعطیل شده و اموالش به فروش میرود و درآمد حاصل از آن بین طلبکاران تقسیم میشود. مدیران این حق انتخاب را دارند که بین Chapter 11 و Chapter 7 یکی را انتخاب کنند. در چند دهه اخیر درصد بالایی از ورشکستگی از طریق Chapter 11 انجام شده. البته بعضی ها به قانون Chapter 11 ایراد میگیرند که باعث شده تا شرکتهایی که ارزش ادامه حیات ندارند ازChapter 11  سواستفاده کرده و به اتلاف منابع ادامه دهند. پاسخ به این پرسش از سوالات مورد علاقه پژوهشگران بوده ولی چیزی که مسلم است این است که قانون جدید ورشکستگی به کارآفرینان امتیاز داده و مشوق انها برای توسعه فعالیتهای اقتصادی گردیده است.