Archive for ژانویه 2011

جوک تلخ بی بی سی

ژانویه 26, 2011

دوستی یک لینکی فرستاد برام از برنامه پرگار بی بی سی که ۱۷ آذر ۱۳۸۹ پخش شده بود. داستان مربوط به طبقه کارگر و جنبش سبزه و چهار نفر را آوردن برای مناظره. یکی از این افراد فردی است بنام علی مالجو که که مدام هم در زیرنویس نوشتن براش اقتصاددان. مستقل از مباحث سیاسی مطرح شده برین دقیقه ۴۵ تا ۴۷ را ببینید. گل سرسبد حرفهای این آقاست. آین آقا برای حل مشکل صنایع ورشکسته نظر میدن که کارگران برن در یک عملیات کارخانه را تصرف نموده و خودشان کارخانه را کنترل کنند! جوک به این مسخرگی شنیده بودید؟ این آقا شده اقتصاددان وازادیخواه؟ جوکتر این بی بی سی است که این فرد را آورده و مدام عنوان اقتصاددانش را بخورد بینندگان میدهد. البته رنگ تمام قرمز دکور و نورپردازی تصادفی نیست. آدم را یاد عکسهای ۴۰ سال پیش کنگره های خمرهای سرخ کامبوج میندازه.

Advertisements

ادامه داستان تورم پولی کجاست

ژانویه 12, 2011

وقتی بانک مرکزی عملیات بازار باز انجام میده و شروع میکنه به خرید اوراق بهادار , سپرده بانکها نزد بانک مرکزی افزایش پیدا میکنه و بانکها میتونن وامهای بیشتری اعطا کنند. ولی در دوسال گذشته بانکها رغبتی به اعطای وام نداشته اند به چند دلیل. یکی اینکه بخاطر رکود اقتصادی تقاضا برای وام کاهش پیدا کرده. دوما با بالا رفتن ریسک اعتباری در اقتصاد بانکها با دقت بیشتری وام میدن و براحتی کسی را برای اعطای وام تایید نمیکنند. سوما بازار اوراق با پشتوانه وامهای مختلفی چون وام ماشین مسکن و غیره بسیار کوچک شده و مثل سابق بانکها نمیتونن وام بدن و آنها را در بازار ثانویه بفروش برسانند. برای همین هم اکنون بانکها دارای مازادی بیش از یک تریلون دلار نزد بانک مرکزی هستند. ضمن اینکه کنگره آمریکا در بحبوحه بحران امکان پرداخت سود روی این سپرده ها را برای بانک مرکزی آمریکا فراهم کرد و فعلا بانکهای آمریکایی به همان سود اندک نزد بانک مرکزی دلخوش هستند. این دارایی برای بانکها مسلما خیلی بهتر (کم ریسک تر) از دارایی هایی چون وامهای مسکن است. برای همین تا زمانی که بانکها از این مازادشان برای اعطای وام استفاده نکنند خبری از تورم نخواهد بود.

ولی سوال اصلی اینجاست عاقبت این کار چه خواهد بود و چرا بانک مرکزی دست به این کار زده است؟ اولا این مازاد به نظر من مثل انبار مهمات است که فعلا جایی تلمبار شده است. تمام هم و غم بانک مرکزی آمریکا این بوده که دچار رکود بزرگ و تورم منفی نشوند. آقای برنانکی هم که سخت معتقد به سیاستهای پولی انبساطی در بحران های شبیه رکود بزرگ است (تحقیقات اصلیش روی بحران بزرگ دهه بیست بوده)‌ فعلا تخت گاز رفته است و معتقد است که تازمانیکه نرخ بیکاری بالاست و تولید کنندگان ظرفیت بلااستفاده ۲۵ درصدی دارند نگرانی از تورم بیجاست. ولی اگر اقتصاد رشد کند و بیکاری به نرخ طبیعی ۴ تا ۵ درصدی برگردد (خیلی ها معتقدند نرخ طبیعی حدود ۶ تا ۷ درصد است) و بانکها شروع به اعطای وام کنند آیا تورم زیاد نخواهد شد؟ مطمینا تورم زیاد خواهد شد و بانک مرکزی آمریکا برای مهار آن مجبور خواهد شد که عملیات معکوس انجام دهد و مازاد یکی دو تریلون دلاری خود را بفروشد که باعث رشد بهره و کند شدن رشد اقتصادی خواهد شد.

ولی فعالان بازار و دانشگاهیان در این باره چه فکر میکنند؟ تاکنون درصد کمی از دانشگاهیان نارضیاتی خود را نسبت به این سیاست نشان داده اند. نمونش پروفسور کوچرلاکوتا که رییس فدرال رزرو مینه سوتا و از اعضای کمیته عملیات بازار باز فدرال رزرو و استاد دانشگاه مینه سوتا که از موافقان سیاست فعلی بانک مرکزی است. پروفسور گری بکر از معدود مخالفان این سیاست بوده است. فعالان بازار هم گویا فعلا به تورم بالا در آینده اعتقاد ندارند و همچنان نرخهای بهره طولانی مدت کم است.  حالا باید دید که آینده این سیاست که فرمانش دست آقای برنانکی است به کجا خواهد انجامید. آیا با این سرعتی که میرود سر پیچ تورم قادر به کنترل خواهد بود یا اینکه بار دیگر تقصیر چپ کردن ماشین اقتصاد به گردن رییس بانک مرکزی دیگری (همانند آلن گرینسپن) خواهد افتاد.

پراکنده

ژانویه 11, 2011

قبلا در پستی در مورد زمینه های فساد در سیستم بانکی اشاره کرده بودم. تا زمانیکه نرخ سود شناور و آزاد نباشد و دولت دستوری بخواهد آن را پایین نگه دارد متقاضیان وام حاضرند با پرداخت رشوه به وامها دست پیدا کنند. هم اکنون ارزش آپشن وامهای مسکن حدود ۱۷ درصد ارزش وام است. اگر نرخ بهره وامهای دیگر در همان حدود وامهای مسکن باشد و میزان وامهای پرداختی ۱۰۰ میلیارد دلار (تخمینی محطاطانه از وامهای اعطایی بانکها) باشد یه بازار ۱۷ میلیارد دلاری زیرزمینی فاسد بوجود میاد. حالا این گزارش را نگاه کنید که عضو تحقیق و تفحص سیستم بانکی اشاره کرده و گفته فساد در سیستم بانکی، در حال نهادینه شدن است. حالا به نظر شما اشتباهه اگر آدم بگه که کسی که در مقابل آزاد کردن بازار بهره مقاومت میکند شریک و باعث و بانی این فساد گسترده است؟

این همه در مورد نرخ ارز نوشته اند و در مورد ویرانگری پایین نگاه داشتن نرخ دلار گفته شده که نوشتن دوباره اش به نظر توضیح واضحات میاد. بعد استاد اقتصاد علامه مهدی تقوی میاد میگه نرخ ارز پایین به نفع تولید وصادراته. میبینید گرفتاری مملکت در بعضی از اساتید اقتصادشه.

پست قبلی را هم تکمیل میکنم تا خانم ب.آ ما را بی آبرو نکرده.

راستی پستهای حامد در مورد تورم چی شد؟ گفته بود اگر چیزی بنویسه شاید مورد حمله بعضیها قرار میگیره!

تورم پولی کجاست؟

ژانویه 5, 2011

نمودار روبرو حساب تراز بانک مرکزی آمریکا را نشان میدهد که در طول بحران گذشته از ۸۰۰ بیلیون دلار به ۲.۴ تریلیون دلار رسیده است ( سه برابر شده است). بعبارت دیگه بانک مرکزی با چاپ پول سعی کرده است تا اقتصاد آمریکا را از این بحران برهاند. ولی چرا با وجود چنین جهشی در دارایی های فدرال رزرو که از طریق انتشار پول بوده است نه تنها تورمی اتفاق نیوفتاده بلکه نگران تورم منفی هم هستند؟

کمال اطهاری در دنیای اقتصاد

ژانویه 5, 2011

رییس بانک مرکزی نوید نرخ سود شناور را برای سال آینده داده است. امیدوارم این اتفاق بیوفتد و بازار سرمایه از وضعیت نامناسب فعلی دربیاد. نرخ های دستوری بهره باعث شده است که این بازار کار خودش را درست انجام ندهد. چند وقت پیش در مورد بازار آپشن وامهای مسکن اشاره کرده بودم که ارزش بازاری این آپشن ها نشان میدهد که چه رانتی در این وامهای مسکن نهفته است. آزادسازی نرخ بهره باعث شکوفایی بخش تولید مسکن و سهولت خانه دار شدن مردم میشود.

حالا این مقدمه را گفتم تا توجه شما را به این گزارش دنیای اقتصاد جلب کنم. مصاحبه ای کرده با چند تن از دست اندرکاران بازار مسکن و با کمال تاسف با فردی صحبت کرده بنام کمال اطهاری که در نفهمی از علم اقتصاد حرف اول را در ایران میزند. کمال اطهاری در مورد آزاد سازی نرخ بهره اینگونه گفته:

 افزایش نرخ سود بانکی باعث خواهد شد که هزینه‌های تولید مسکن بالارود که این سیاست هم برای تولید‌کننده و هم مصرف‌کننده مخرب خواهد بود.

مخرب کسی است که هفته قبل رابطه مخ و مخچه را در رادیوزمانه برای گزارشگری که در مورد اصلاح یارانه ها سوال کرده بود توضیح میداد و حالا نشان میدهد که فهمی از ناکارایی وضعیت فعلی بازار سرمایه ندارد. روزنامه دنیای اقتصاد هم که گویا سردبیر اقتصادی ندارد و داره به یه روزنامه بی در و پیکر تبدیل میشه.