پراکنده

قبلا در پستی در مورد زمینه های فساد در سیستم بانکی اشاره کرده بودم. تا زمانیکه نرخ سود شناور و آزاد نباشد و دولت دستوری بخواهد آن را پایین نگه دارد متقاضیان وام حاضرند با پرداخت رشوه به وامها دست پیدا کنند. هم اکنون ارزش آپشن وامهای مسکن حدود ۱۷ درصد ارزش وام است. اگر نرخ بهره وامهای دیگر در همان حدود وامهای مسکن باشد و میزان وامهای پرداختی ۱۰۰ میلیارد دلار (تخمینی محطاطانه از وامهای اعطایی بانکها) باشد یه بازار ۱۷ میلیارد دلاری زیرزمینی فاسد بوجود میاد. حالا این گزارش را نگاه کنید که عضو تحقیق و تفحص سیستم بانکی اشاره کرده و گفته فساد در سیستم بانکی، در حال نهادینه شدن است. حالا به نظر شما اشتباهه اگر آدم بگه که کسی که در مقابل آزاد کردن بازار بهره مقاومت میکند شریک و باعث و بانی این فساد گسترده است؟

این همه در مورد نرخ ارز نوشته اند و در مورد ویرانگری پایین نگاه داشتن نرخ دلار گفته شده که نوشتن دوباره اش به نظر توضیح واضحات میاد. بعد استاد اقتصاد علامه مهدی تقوی میاد میگه نرخ ارز پایین به نفع تولید وصادراته. میبینید گرفتاری مملکت در بعضی از اساتید اقتصادشه.

پست قبلی را هم تکمیل میکنم تا خانم ب.آ ما را بی آبرو نکرده.

راستی پستهای حامد در مورد تورم چی شد؟ گفته بود اگر چیزی بنویسه شاید مورد حمله بعضیها قرار میگیره!

Advertisements

7 پاسخ to “پراکنده”

  1. محمد Says:

    سلام
    ممنون از پست جديد.
    منتظر دلايل و جواب پست قبلي هم هستم.
    راستي دكتر چرا بعضي از تحصيل كرده هاي اقتصاد كه تدريس هم مي كنند به اين علم اعتقاد ندارند؟ اين همه تضاد نظراتشان با مباني علم اقتصاد از كجا ناشي ميشه؟
    موفق باشيد!

  2. آرش Says:

    سلام
    من فکر می کنم مشکل در کشور ما عمیق تر از صرفا اساتید اقتصاد است. در کشور ما نهادهای آموزشی محلی از اعراب ندارند به خصوص در مورد علوم اجتماعی.
    زیرا تقاضا برای رشته های مهندسی تا حدی مشخص است که بخش عمده آن را بنگاهها تشکیل می دهند و از آنجایی که در ایران مکانیزم رقابتی وجود ندارد بخشهایی نظیر R&D طبیعتا برای بنگاهها متصور نیست. در نتیجه بخش عرضه علوم مهندسی هم در سطح آموزشهایی در حد نیاز تقاضا باقی می ماند و پیشرفت چشمگیری ندارد.
    اما من فکر می کنم در علوم اجتماعی وضع از این هم اسفناک تر است. زیرا متقاضی اصلی این علوم معمولا نهادهای حکومتی و دولتها هستند. اما به نظر می رسد در کشور ما دولت بیشتر متقاضی علوم دینی است تا علوم اجتماعی در نتیجه در بخش عرضه با کیفیت بسیار نازل روبرو هستیم.
    برای مثال بخشی از جملات قصار آقای تقوی را می آورم:
    «بر خلاف نظر بسیاری از صاحبنظران افزایش نرخ ارز اگرچه به ظاهر به نفع صادرات است ولی با سهم بالای واردات در ارزش افزوده بخش صنعت ایران این افزایش بیش از آن که به مهار واردات مهار بینجامد »
    ایشان اشاره به سهم بالای واردات در ارزش افزوده بخش صنعت کرده. اما خوب است بدانیم که ترکیب واردات در کشور ما چگونه است؟با توجه به اطلاعات گمرک صنعت ترکیب کالاهای وارداتی در سال 87عبارت است از:کالاهای واسطه ای71 درصد، کالاهای مصرفی 12 درصد و کالاهای سرمایه ای 17درصد.
    پس مشخص است که بخش عمده واردات کالاهای واسطه ای است. در ضمن هر دانشجوی ترم اول اقتصاد می داند که در محاسیه ارزش افزوده اصلا قیمت کالاهای واسطه ای نقشی ندارد.
    پس یا ایشان متوجه مفهوم بسیار ابتدایی ارزش افزوده نیستند یا اصولا در ایران تمام مفاهیم متداول علمی معنی دیگری دارد که امثال آقای تقوی می دانند.

    • pmashayekh Says:

      مرسی آرش خان. اگر تمام واردات هم صرف تولید بشه حرف ایشان بی پایه است. در مورد کیفیت اساتید اقتصاد هم دقیقا نمیدونم ریشه آن چه بوده. استدلال شما را جالب و منطقی است.

  3. نو آشنا Says:

    1- عده ای می کوشند تا وانمود کنند که فقط «لابی» صادر کنندگان خواستار اصلاح نرخ ارز است. اما در حقیقت تثبیت نرخ ارز در شرایط تورمی ده سال اخیر ، دمار از روزگار تولید کنندگان داخلی درآورده است. بسیاری از کالاهای واسطه و سرمایه ای در ایران تولید می شوند و با واقعی شدن نرخ ارز ، تولیدات داخلی می توانند جایگزین بخشی از این واردات شوند.در شرایط کنونی ، تولیدکنندگان این کالاها در حال نابود شدنند.
    البته از نظر سیاسی این «صاحب نظران» ترجیح می دهند از لطمه ای که نرخ ارزان ارز به تولید و اشتغال داخلی می زند، حرفی نزنند و فقط «صادرکنندگان زیاده خواه» را طرف دعوا معرفی کنند.با این ترفند، لابد استدلال آن ها آبرومندتر می شود.
    2- حرف محمد اندکی کم لطفی است. طی دو سه سال گذشته ده ها ( شاید صدها ) مقاله و گزارش در باره خسارت های نرخ ارزان ارز به اقتصاد ایران در روزنامه ها منتشر شده و اکثریت قریب به اتفاق اساتید اقتصاد در ایران قبول دارند که تثبیت نرخ ارز با تورم دو رقمی ، مخرب بوده است.مسئله گوش شنوائی است که وجود ندارد و منافعی است که با این سیاست در هم تنیده است. علاوه بر وارد کنندگان محترم ، که در این کشور همواره صاحب نفوذ بوده اند ، غافلید که «انتقال» سرمایه به خارج ، با دلار ارزان چقدر لذت بخش است؟

    • pmashayekh Says:

      مرسی از کامنت. حرف شما درسته. بنده خدا تولید کننده های داخلی لابی ندارند. امثال برنجکاران و کشاورزان و قالیبافان. با اینکه در این باره زیاد نوشته شده ولی جای تعجب اینجاست که یه استاد اقتصاد دانشگاه علامه چنین حرفهایی میزنه.

  4. مرتضی Says:

    دیدگاههای دکتر علی رشیدی در مورد افزایش نرخ ارز
    http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=96631

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: