دروغنمایی باورها

بروز نا آرامی های اخیر در کشورهای عربی تا حد زیادی غافلگیر کننده بوده. مشابه این تحولات سریع و غیر قابل پیش بینی نیز بهنگام سقوط سیستم های کمونیستی بلوک شرق و همینطور انقلاب ۱۳۵۷ ایران مشاهده شده بود. ولی چگونه میشه تغییر سریع رفتار مردم را توضیح داد؟ مثلا کشور لیبی ۴۳ سال است تقریبا در کمال آرامش تحت زمامداری قذافی بوده است و حالا کار بجایی رسیده است که جنگنده ها مشغول سرکوب مردم پایتخت هستند. چه میشود که مردم ناگهان رفتارشان عوض میشود و از مردمی آرام و ساکت تبدیل به انقلابی دوآتیشه میشوند؟

پروفسور کوران برای توضیح این روند پدیده ای را معرفی میکند بنام دروغنمایی باورها. در این نظریه با تفکیک مطلوبیت افراد به سه بخش سعی میشود که رفتار افراد توضیح داده بشه. مطلوبیت اول این است که فرد الف را ب ترجیح میدهد. یعنی اگر در جزیره ای تنها زندگی میکرد در عمل الف را به ب ترجیح میداد. حالا فرض کنید که فرد در جامعه ای زندگی میکند که اگر در عمل ب را به الف ترجیح دهد جامعه از او تقدیر میکند و الا جامعه وی را تنبیه میکند. برای همین ممکن است علیرغم اینکه فرد الف را به ب ترجیح میدهد رفتارا ب را برگزیند. مطلوبیت حاصل از تحمیل جامعه مولفه دوم خواهد بود. مطلوبیت سوم هم این است که فرد ترجیحات خودش را در عمل نشان دهد. اینگونه رفتار مطلوبیتی دارد که مولفه سوم از کل مطلوبیت است. این مولفه سوم هم در نوشته های روانشناسانی مثل فروید توضیح داده شده است. پایین بودن نرخ خودکشی در زمان انقلابها که افراد آزادانه تر به رجحانهای خود عمل میکنند به این مطلوبیت ربط داده شده است.  سرجمع این سه مولفه کل مطلوبیت را شکل میدهد.

خلاصه منظور از دروغنمایی باورها این است که فشارهای اجتماعی (مولفه دوم) باعث میشود تا فرد در عمل برخلاف اعتقاد واقعیش رفتار کند. مثلا در دوران کمونیسم ارتباط افراد کم بود و همه از هم میترسیدند و در عمل هر کس تلاش میکرد خود را یک کمونیست نشان دهد. در ظاهر همه جامعه کمونیست بودن ولی در باطن اینطور نبود. به محض اینکه یک عده (علی الخصوص خود گورباچف) به انتقاد از کمونیسم پرداختند ناگهان همه اعتقاد واقعی خود را بروز دادند. بوریس یلتیسن که دو سال قبل از فروپاشی رییس حزب در مسکو بود از سختگیر ترین و بظاهر وفادارترین کمونیست ها بود ولی دو سال بعد از مخالفان سرسخت حزب شد.

 اگر به دوروبر خود نگاه کنید میتوانید اثر این دروغنمایی باورها را در توضیح بسیاری از رفتار های مشاهده کنید. یک مثال پیروی از مد لباس و ظاهر افراد است. برای مثال زدن کراوات در دهه های گذشته در محل کار (در آمریکا) بسیار متدوال بوده است. با اینکه زدن کراوات دردسر خودش را دارد و اکثر افراد ترجیح شخصیشان به بستن کراوات نبوده است (مولف اول مطلوبیت). ولی بدلیل اینکه محیط سرکار بگونه ای بود که به افراد بدون کراوات چپ چپ نگاه میشده آقایان بیشتر از کراوات استفاده کرده اند(مولفه دوم مطلوبیت ناشی از جامعه). خوب اینکه فردی کراوات دوست ندارد و بخاطر فشار جامعه مجبور است کراوات بزند عدم مطلوبیتی برای فرد ایجاد میکند که مجبور است مبتنی بر ترجیحات شخصی اش رفتار نکند(مولفه سوم مطلوبیت).

 تنیجه این دروغنمایی باورها چیست؟ اینکه جامعه ای تک تک افرادش اعتقادا الف را به ب ترجیح میدهند ولی رفتارا ب را به الف ترجیح میدهند. هرکس با مشاهده دروبر خودش فکر میکند همه ب را به الف ترجیح میدهند. بدینگونه جامعه در تعادلی ناکارا برای مدت زمانی قرار میگیرد. ولی اگر افرادی در عمل بیایند الف را به ب ترجیح دهند ممکن است که تعادل بهم بخورد. کما اینکه در مثال کراوات موج نزدن کراوات از بخش های تک بخصوص شخص بیل گیتس شروع شد و حتی به بخش های محافظه کاری مثل سیستم بانکی هم رسید.

 اینکه روند حرکت این رفتارها چگونه است و تا چه زمانی این پدیده دروغنمایی باورها ادامه پیدا میکند و کی از هم میشکند از مباحث جالب این رشته است. آشوبناک بودن (chaotic)سیستم های اجتماعی خصوصیت بارز جوامعی است که در آن دروغنمایی باورها رواج دارد. که چگونه فردی با آتش زدن خود در تونس باعث انقلاب در کشورهای عربی منطقه شده است علیرغم اینکه دهه ها این کشورها بظاهر در آرامش بوده اند.

Advertisements

7 پاسخ to “دروغنمایی باورها”

  1. sss Says:

    فکر کنم به این معادل preference falsification را بگذاریم «ریا» بد نباشد. یعنی این چیزی که من از توضیح‌های تو و لینک ویکی‌پدیا فهمیدم همین ریای خودمان است.

    • pmashayekh Says:

      ریا هم نوعی از همین مقوله دروغنمایی باورهاست. همینطور تقیه که در دین اجازه داده شده تا فرد در صورت لزوم برخلاف باورهای شخصی اش عمل کند

  2. mehdinevesht2 Says:

    برای اینکه بتونم لایک بدم مجبور شدم تو وردپرس رجیستر کنم ولی ارزشش را داشت چون همه پستات عالیه پویان خان

  3. arash Says:

    سلام
    پویان خان بسیار مطلب جالبی بود.
    در ضمن اگرچه به مطلب شما ارتباطی نداره اما با توجه به اینکه در یکی از مطالب قبلی تون بهش پرداختین عنوان می کنم
    این هفته در برنامه پرگار بی بی سی با عنوان رابطه بین سرمایه داری و دموکراسی بازهم آقای مالجو افاضات فرمودند که فکر کنم برای شما هم دیدنش خالی از لطف نباشه.

  4. سعید Says:

    با سلام و ضمن تشکر از مطالب خوبتون
    ظاهرا یک ائتلاف جدی بین فعالین وصاحب منصبین اقتصاد ایران برای کاهش نرخ سود بانکی شکل گرفته..برای نمونه:
    علی صحرایی، مدیر معاملات بورس کشور در مصاحبه با روزنامه سیاست روز: «اين امر از سويي موجب تغيير در هزينه‌هاي مالي شده بنابراين به سودآوري شركت‌ها منجر خواهد شد. از سوي ديگر كاهش نرخ سود سپرده‌ها ممكن است اهرمي براي ترغيب حضور افراد در اين بازار باشد». وی اعتقاد ندارد که کاهش نرخ سود بانکی باعث زیاندهی بانک‌ها در بورس و افت شاخص‌ها شود، چرا که بانک‌ها از طرق مختلفی کسب درآمد می‌کنند.
    مهرداد سیدعسگری، کارشناس بورس در این خصوص می‌گوید: «بالا بودن سود بانكي در كشور موجب انباشت نقدينگي در بانك‌ها شده و به جاي اينكه اين نقدينگي در چرخه اقتصادي كشور در حركت باشد در بانك‌ها رسوب مي‌كند.توجه به بازار سرمايه در چنين شرايطي مي‌تواند نقطه عطف تحول بازار سرمايه باشد».
    محمد نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی ایران درباره نظر بخش خصوصی پیرامون کاهش نرخ سود بانکی گفته است: «نرخ سود بانکی به‌طور قطع باید کاهش یابد».

    ممنون میشم در این مورد بیشتر برامون بنویسید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: