Archive for مه 2012

عوامگرایی معمول چپگراها

مه 13, 2012

این هم از عوامگرایی معمول چپگراها:

«جان بورنوس» سخنگوی حزب چب گرای سیریزای یونان  گفت:

حزبش خواهان ماندن در منطقه یوروست اما حاضر به پذیرش تدابیر ریاضتی سختی که توسط آنگلا مرکل صدراعظم آلمان بر یونان تحمیل شده نیست.مردم یونان برای بازپرداخت بهره بالا و ثروتمند تر کردن نظام خصوصی بانک های اروپا و یونان رنج می کشند.

سیصد چهارصد میلیارد دلار پول قرضی را خوردن حالا میندازه همه چیز را گردن بانکها. سود صفرهم در نظر بگیری توانایی بازپرداخت اصل پول را هم ندارند.

Advertisements

ریسک بالا عامل تهدید کننده اقتصاد

مه 7, 2012

عکسنموداربالا روند رشد اقتصاد آمریکا را نشان میدهد. برخلاف رکود های گذشته رشد اقتصادی در حدی نبوده که میزان کاهش در تولید ناشی از رکود اخیر را جبران کند. در این مدت علیرغم پایین بودن نرخ بهره (ارزان بودن سرمایه) و وجود نیروی کار نسبتا فراوان در بازار کار بازسازی اقتصاد از سرعت کمی برخوردار بوده است. از طرف دیگرهم اکنون  نرخ سودآوری شرکتها هم بالا بوده و هم ازذخایر نقدی بالایی هم برخوردار هستند.

بالا بودن ریسک از دید مردم و بیزنس ها ریشه عدم رشد سریع اقتصاد است. وقتی مدیران شرکتها آینده را روشن نبینند و احساس خطر کنند از توسعه کارشان و سرمایه گذاری جدید اکراه خواهند ورزید. مهمترین منبع ریسک در اقتصاد آمریکا عدم شفافیت در سیاستگزاری دولتی است. بالا رفتن کسری بودجه باعث شده که بیزنس ها انتظار داشته باشند که سیاستهای مالیاتی دولت در آینده درجهت بالا رفتن نرخ مالیاتها باشد. مقررات جدید وضع شده داد-فرانک که بسیاری از آن  هنوز مبهم هستند به ریسک بیزنس ها افزوده است.

این مفاله تلاش کرده است که ریسک منبعث از سیاستهای دولت را کمی کند و نشان دهد که چگونه این ریسک به رشد اقتصادی لطمه میزند.

این داستان میتواند درسی باشد برای سیاستگزاران در ایران. عدم شفافیت در سیاست ارزی و نرخ سود بانکی و قوانین واردات میتواند ریسک زیادی به اقتصاد تحمیل کند که نتیجه آن کاهش سرمایه گذاری و کاهش رشد اقتصادی است.

کارگران! بجای متحد شدن مهارت های جدید یاد بگیرید!

مه 2, 2012

بد نیست در روز کارگر نگاهی انداخت به وضع کارگران بخش ساخت در آمریکا و تغییرات آن در دهه های اخیر.
نمودار های روبرو وضعیت بخش ساخت (Manufacturing) را در آمریکا در دهه های اخیر نشان میدهد. از جنگ جهانی دوم به بعد درصد کارگران این بخش از حدود سی درصد به نه درصد کاهش پیدا کرده و تعداد آنها هم علیرغم رشد جمعیت حدود ده درصد کاهش پیدا کرده است. اما علیرغم این کاهش نیروی کار در این بخش تولیدات ۵ برابر شده که علت آن افزایش بهره وری نیروی کار بوده است که در همین مدت بعد از جنگ جهانی دوم حدودا ۶ برابر شده است و دستمزد کارگر دو و نیم برابر شده است. رقابت با کشورهای دیگر ,کم شدن قدرت اتحادیه های کارگری و بهبود قوانین ورشکستگی باعث بالا رفتن بهره وری نیروی کار شده است و تقاضا برای نیروی کار ماهر بالا برده است و نقش کارگر سنتی داس و چکش به دست را کم کرده است.