منافع بانکداری

مارس 23, 2013

خوندن این نوشته از احمد میدری که گویا استاد اقتصاد دانشگاه اهواز است سر آدم را درد میاره اول سال نویی. فرازهایی از صحبتهای وی را میارم:

  • تضاد منافع بخش بانکی با بخش های تولیدی در مقاطع مختلف در جهان رخ داده است.

  • جدا از این سیاست های بلندمدت، دو راهکار میان مدت می تواند در آشتی دادن منافع بخش های تولیدی با بخش بانکی مفید باشد؛ نخست تغییر رفتار بانک ها و دوم مداخله کارآمد دولت در تخصیص منابع بانکی.

  • در ایران قوانین و مقررات بانکی بیشتر به نظام بانکداری آمریکایی شباهت دارد.

در مقاله مزبور چندبار اشاره کرده به بخش سوداگری که احتمالا منظورش بخش بازرگانی است. طرف هنوز فکر میکنه که با بخشنامه و دستور میشه منابع بانکی را تخصیص داد به بخشهای مختلف.

 

سال نو مبارک

مارس 22, 2013

سال نو مبارک. امیدوارم سال خوبی باشه برای همه ایرانیان. هرچند به نظر میاد بهار پرتلاطمی در انتظار کشور باشه ولی به آینده خوشبینم. من بسته به اینکه چقدر سر کار گرفتاری فکری داشته باشم تعداد نوشته هام کم  و زیاد میشه و برای همین مرتب نمینویسم.

امسال بیست و پنجمین سال پایان جنگ ایران و عراقه. شاید مطالبی نوشتم امسال در اینباره. علی دادپی از پرمطالعه ترین آدمهاست در زمینه تاریخ جنگ که میشه ازش کمک گرفت.

سال خوبی داشته باشین.

ده سالگی دنیای اقتصاد

ژانویه 17, 2013

یه مطلب کوتاهی نوشتم درباره روزنامه.

مهاجرت داخل کشوری

ژانویه 10, 2013

move in USنمودار روبرو درصد افرادی را نشان میدهد که در آمریکا نقل مکان کرده اند. تقسیمات کشوری در آمریکا ایالت وسپس کانتی میباشد. درصد افرادی را که داخل یک کانتی جابه جا شده اند یا داخل یک ایالت از یک کانتی به یک کانتی دیگر رفته اند یا از ایالتی به ایالت دیگه مهاجرت کرده اند را میتوانید در نمودار روبرو ببینید. آمریکا علیرغم وسعت جغرافیایی وسیعش نسبت به کشورهای اروپایی بالاترین میزان مهاجرت داخل کشوری را داره. برای مثال در سال گذشته دوازده درصد مردم مهاجرت کرده اند داخل آمریکا. این عدد با رقم مشابهش برای فرانسه و بریتانیا که وسعتشون بسیار کمتر از آمریکاست برابری میکنه و از رقم مهاجرت داخلی ازکشورهایی مثل یونان و لهستان بیشتره.

حالا چرا این رقم اهمیت داره؟ هرچه مردم قابلیت مهاجرت بیشتری داشته باشند بازار کار کاراتر خواهد کرد. یعنی اگر وضع اقتصادی منطقه ای بد بشه سریع میتونن بکنن برن یه جای دیگه. جمعیت شناسها و متخصصین اقتصاد خانوار دوست دارن بدونن تصمیم خانوارها برای مهاجرت تحت تاثیر چه عواملی است. همینطور بانکدارها دوست دارن بدونن اگر وام مسکن دادن به مردم منطقه ای میزان مهاجرت از/به آن منطقه چگونه است و چه عواملی بر آن تاثیر داره. چراکه نهایتا میزان تقاضای مسکن که قیمت مسکن را تحت تاثیر قرار میده به میزان خالص این مهاجرتها ربط داره.

اگر به نمودار روبرو دقت کنید مشاهده میکنید که مهاجرت روند نزولی داشته در دهه های اخیر و افت شدیدی داشته از سال 2007 به بعد با شروع رکود.با مشاهده این آمار اساتید اقتصادی عنوان کردند که عدم کاهش بیکاری بخاطر این بوده که مردم نمیتونستن خانه هایشان را بخاطر کاهش شدید قیمت بفروشن و برای همین قفل شدن در اقتصاد محلی خودشان. ولی اخیرا مقاله ای چاپ شده از استاد اقتصادی در پرینستون که بطور ساده ای نشان داده که افت شدید مهاجرت در سال 2007 بعلت تغییر در نحوه جمع آوری ارقام مهاجرت بوده!  بهمین راحتی نشون دادن نتیجه گیری اساتید دیگر اقتصاد در مورد عدم کاهش نرخ بیکاری بی پایه بوده. خلاصه به نگاه دقیق به نحوه جمع آوری داده ها به این نتیجه رسیدن. اقتصادی ها که آزمایشگاه ندارن برای همین مجبورن به داده ها تکیه کنن. برای کار با داده ها هم خیلی مهمه که به نحوه جمع آوری اطلاعات و نحوه پالایش اعداد خیلی دقت بشه. اهمیتش مهمتره از روشهای تخمین مدله. حالا میخواهید از الگوریتم  ژنتیکی و کالمن فیلترینگ غیر خطی استفاده کنید برای تخمین ولی قبل هر کاری باید داده ها را خوب شناخت.

نکته جالب ابنه که میزان مهاجرت در طول دهه های گذشته روند نزولی داشته. اقتصاددانان و جمعیت شناسان بدنبال توضیح این روند هستند. پیرترشدن جمعیت با بالا رفتن متوسط عمر و توزیع همگن موقعیت های اقتصادی از عوامل این کاهش بوده. همینطور با افزایش حضور زنان در بازار کار و افزایش دستمزدشان دیگر این مردان نیستند که با ازدست دادن کار بتوانند خانواده را به محل دیگری مهاجرت دهند. داشتن دو فرد صاحب درآمد از میزان مهاجرت پذیری خانوارهای آمریکایی کاسته است.

خلاصه از همین داده ها کلی کار میشه کار کرد در زمینه بازار کار و اقتصاد خانوار و شناخت اقتصاد منطقه ای. احتمالا مشابه این داده ها در مورد ایران هم باید وجود داشته باشه. اگر دنبال موضوع تحقیق و تز هستین میتونین ادبیات داستان را از این مقاله ای که بالا اشاره کردم پیدا کنید و یه سری کار خوب با داده های ایران انجام دهید.

بدهی ها و دارایی های خانوار

ژانویه 9, 2013

US_Debt_assetsاوقات فراغت بد نیست به آمار نگاه کرد. نمودار روبرو میزان دارایی ها و بدهی های خانوار آمریکایی را نشان میدهد. تقریبا برای هر دلار بدهی بیش از شش دلار دارایی وجود دارد که حاصل از پس انداز و ارث از نسل های قبلی است. جالبه بدونید که میزان پس انداز در آمریکا یه چیزی حدود دو تا چهار درصده. یعنی از صد دلار درآمد تنها دو تا چهار دلار را پس انداز میکنند. در دوره بحران با محافظه کار شدن مردم نرخ پس انداز به چهار درصد رسیده بود(یعنی خیلی زیاد شده بود). در دوران رونق این رقم کمتر میشه. نوسانات ارزش این دارایی ها هم جالبه. با ترکیدن حباب مسکن ارزش دارایی های ملکی پایین آمد که از عوامل کاهش مصرف بخش خصوصی هم بود. رونق بازار مسکن از طریق کاهش نرخ بهره از اهداف فدرال رزرو عنوان شده.  کاهش بازار سهام هم از عوامل کاهش دارایی های مردم بود.

تا حالا آمار مشابه را در مورد ایران ندیدم. بد نیست با این آمار مقایسه بشه. فکر کنم با ناکارایی بازار پول و سرمایه بدهی های مردم در کل خیلی کمتر باشه و بخش اعظم دارایی های مردم ملک و املاک باشه که سهم بسیار اندکیش وام مسکنه. خلاصه حدس من اینه مسکن سهم عمده دارایی های مردم ایران باشه که عملا نقش سهام و بازار اوراق قرضه را هم به عهده داره. دونستن ترکیب دارایی های مردم میتونه به پیش بینی نحوه رفتار مصرفی مردم و شناخت نوسانات بازار مسکن کمک کنه.

سیاست پولی در رکود بزرگ دهه سی

ژانویه 7, 2013

Monetray1930نمودار روبرو میزان رشد پایه پولی (آبی) حجم پول (سبز) و شاخص قیمتها (قرمز) را در دوران رکود بزرگ دهه سی میلادی نشان میدهد. در رکود بزرگ برخلاف رکود اخیر حجم پول و بالنتیجه شاخص قیمتها سقوط کردند. پایه پولی افزایش بیش  از 40 درصد را طی 6 سال داشته است. علت افت حجم پول هم ورشکستگی گسترده بانکها بوده است. از مقایسه نمودار روبرو با نمودار پست قبلی میتوان به گستردگی سیاست انبساطی پولی در بحران اخیر پی برد.

وضعیت سیاست پولی

ژانویه 7, 2013

Monetray2007نمودار روبرو میزان افزایش پایه پولی (آبی) حجم پول (سبز) و شاخص قیمتها (قرمز) را نشان میدهد. رقمها به سال 2007 نرمال شده اند. همانطور که در نمودار مشاهده میکنید پایه پولی در طول پنج سال گذشته بیش از سه برابر شده است در حالیکه حجم پول طی همین مدت تنها حدود چهل درصد افزایش پیدا کرده است. شاخص قیمتها هم به تبع افزایش ملایم حجم پول ( نه پایه پولی) افزایش اندکی داشته است. نکته اصلی این است که پایه پولی علیرغم رشد انفجاری به افزایش حجم پول منجر نشده است. اگر حچم پول هم به نسبت پایه پولی افزایش پیدا کرده بود تورم افسارگسیخته ای نصیب اقتصاد آمریکا میشد. ولی چرا حجم پول پابه پای پایه پولی زیاد نشده است؟ فکر کنم قبلا پستی در این باره نوشته بودم. عدم تمایل بانکها به اعطای وام (درحالیکه قانونا میتوانند این کار را انجام دهند) و سپرده گزاری دارایی شان نزد بانک مرکزی و راضی بودن به بهره اندک اعطایی بانک مرکزی (قدرتی که کنگره سال 2008 به بانک مرکزی اعطا کرد) باعث شده است که حجم پول که با اعطای وامها افزایش پیدا میکند  از رشد اندکی برخوردار شود. در صورتی که رشد اقتصادی بیشتر شود و تقاضا برای وام افزایش یابد و بانکها از بابت مقررات جدید دادفرانک خیالشان آسوده شود چرخه تولید پول به پشتوانه پایه پولی به جریان خواهد افتاد و تورمی به جان اقتصاد خواهد افتاد مگر اینکه فدرال رزرو قبل از وخیم شدن اوضاع دست به فروش دارایی های موجود در ترازنامه خود بزند که نهایتا به افزایش نرخ بهره منجر خواهد شد.

خلاصه سیاست پولی افراطی فعلی آقای برنانکه عواقب ناگوار خواهد داشت مگر اینکه قبل از رسیدن به پیچ تورم, ترمزهای سیاست پولی کار خودرا بدرستی انجام دهد.

ورشکستگی

ژانویه 6, 2013

در راستای بحث شیرین اسمال شرخر مجله تجارت فردا یه بحثی را شروع کرده در باب ورشکستگی که یکی دو هفته پیش چاپ شده گویا. این هم مقاله من.

البته ناگفته نماند که مجله مزبور شوخی موهنی کرده بودند و لباس بنده را در عکس از قرمز با فتوشاپ به آبی تبدیل کرده بودند که گویا توطيه استقلالی های ازعلم فوتبال بی خبر مجله بوده است 🙂

اختلاف در فدرال رزرو

ژانویه 4, 2013

fedامروز فدرال رزرو آمریکا جلسه داشت و گویا اختلاف زیادی بین افراد شرکت کننده در جلسه پیش آمده در اینکه باید سیاسیت انبساطی نرخ پولی را ادامه بدهند یا خیر.

در جلسات سالهای گذشته تقریبا همه متفق القول بودند که سیاست انبساطی باید ادامه پیدا کنه. حتی در آخرین جلسه سال میلادی گذشته بر ادامه سیاست مزبور تاکید کردند. ولی امروز یک نفر حتی گفته این سیاست باید همین امروز متوقف بشه.

نمودار روبرو دارایی های بانک مرکزی آمریکا را نشان میدهد. همانطور که مشاهده میکنید این دارایی ها  با آغاز بحران نزدیک سه برابر شده است و به نزدیک سه تریلون دلار رسیده است. در صورت ادامه سیاست انبساطی کنونی یک تریلون دلار دیگر هم در سال 2013 به این دارایی ها اضافه خواهد شد. ترس از آثار تورمی این سیاست اعضای کمیته اصلی تصمیم گیر را به دو دستگی کشانده. حالا باید دید چه میشود. نرخهای بهره عصر امروز بالا رفت که نشان دهنده فرار سرمایه گذاران از بازار اوراق قرضه است.

در مورد اینکه چرا هنوز غول تورم هنوز خفته است حوصله ای بود پست جدیدی خواهم نوشت.

مصاحبه با اسمال شرخر

نوامبر 20, 2012

مجله تجارت فردا به کوشش ممد طاهری هفته نامه پرمطلبی شده است. یه متنی نوشته بودم در گذشته (در مورد ورشکستگی) که ممدآقا آن را در شماره هفته پیش چاپ کرده در کنار مصاحبه با اسمال شرخر. رفقای ما افتخار دارند که کنار برندگان نوبل مطلب چاپ میکنند بنده هم کنار مصاحبه اسمال شرخر!

ولی از شوخی گذشته مصاحبه جالبی است و ممدآقا به درستی مسابل اقتصادی مربوط به ورشکستگی و بازار اعتبارات در ایران را به سطح مطبوعات آورده است. جامعه ایران گرفتار یک سری مسایل اقتصادی است که باید اهمیت آنها بیش از پیش برای مردم و تصمیم گیرندگان روشن بشه.